تبليغاتX
بصیرت

بصیرت

(مکارم الاخلاق )

بازگشت امام (ره) به روایت رهبر انقلاب

ایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب: حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سال 76، در گفت و شنودی صمیمانه با جمعی از نوجوانان و جوانان، به ذكر خاطره‌ای از روز ورود امام خمینی به میهن در دوازدهم بهمن 57 پرداختند. متن زیر، بخش‌هایی از بیانات ایشان در آن دیدار است:

خاطره‏اى از دوران انقلاب و به طور اخص، خاطره‏اى در رابطه با امام راحل بفرماييد.
البته خيلى خاطره هست؛ يعنى همه محفوظات ما به يك معنا خاطره است. يكى از خاطرات خيلى جالب من، آن شب اوّلى است كه امام وارد تهران شدند؛ يعنى روز دوازدهم بهمن - شب سيزدهم - شايد اطّلاع داشته باشيد و لابد شنيده‏ايد كه امام، وقتى آمدند، به بهشت زهرا رفتند و سخنرانى كردند، بعد با هلى‏كوپتر بلند شدند و رفتند.

تا چند ساعت كسى خبر نداشت كه امام كجا هستند! علّت هم اين بود كه هلى‏كوپتر، امام را در جايى كه خلوت باشد برده بود؛ چون اگر مى‏خواسشت جايى بنشيند كه جمعيت باشد، مردم مى‏ريختند و اصلاً اجازه نمى‏دادند كه امام، يك جا بروند و استراحت كنند. مى‏خواستند دور امام را بگيرند.

هلى‏كوپتر در نقطه‏اى در غرب تهران رفت و نشست، بعد اتومبيلى امام را سوار كرد. همين آقاى «ناطق نورى» اتومبيلى داشتند، امام را سوار مى‏كنند - مرحوم حاج احمد آقا هم بود - امام مى‏گويند: مرا به خيابان ولى‏عصر ببريد؛ آن‏جا منزل يكى از خويشاوندان است. درست هم بلد نبودند؛ مى‏روند و سراغ به سراغ، آدرس مى‏گيرند، بالاخره پيدا مى‏كنند - منزل يكى از خويشاوندان امام - بى‏خبر، امام وارد منزل آنها مى‏شوند!

امام هنوز نماز هم نخوانده بودند - عصر بود - از صبح كه ايشان آمدند - ساعت حدود نه و خرده‏اى - و به بهشت زهرا رفتند تا عصر، نه ناهار خورده بودند، نه نماز خوانده بودند، نه اندكى استراحت كرده بودند! آن‏جا مى‏روند كه نمازى بخوانند و استراحتى بكنند. ديگر تماس با كسى نمى‏گيرند؛ يعنى آن‏جا كه مى‏روند، با كسى تماس نمى‏گيرند. حالا كسانى كه در اين ستادهاى عملياتى نشسته بودند - ماها بوديم كه نشسته بوديم - چقدر نگران مى‏شوند! اين ديگر بماند. چند ساعت، هيچ كس از امام خبر نداشت؛ تا بعد بالاخره خبر دادند كه بله، امام در منزل فلانى هستند و خودشان مى‏آيند، كسى دنبالشان نرود!




من در مدرسه رفاه بودم كه مركز عملياتِ مربوط به استقبال از امام بود - همين دبستان دخترانه رفاه كه در خيابان ايران است كه شايد شما آشنا باشيد و بدانيد - آن‏جا در يك قسمت، كارهايى را كه من عهده‏دار بودم، انجام مى‏گرفت؛ دو، سه تا اتاق بود. ما يك روزنامه روزانه منتشر مى‏كرديم. در همان روزهاى انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر كرديم. عدّه‏اى آن‏جا بوديم كه كارهاى مربوط به خودمان را انجام مى‏داديم.

آخر شب - حدود ساعت نه‏ونيم، يا ده بود - همه خسته و كوفته، روز سختى را گذرانده بودند و متفّرق شدند. من در اتاقى كه كار مى‏كردم، نشسته بودم و مشغول كارى بودم؛ ناگهان ديدم مثل اين كه صدايى از داخل حياط مى‏آيد - جلوِ ساختمان مدرسه رفاه، يك حياط كوچك دارد كه محلِّ رفت و آمد نيست؛ البته آن هم به كوچه در دارد، ليكن محلِّ رفت و آمد نيست - ديدم از آن حياط، صداى گفتگويى مى‏آيد؛ مثل اين‏كه كسى آمد، كسى رفت. پا شدم ببينم چه خبر است. يك وقت ديدم امام از كوچه، تك و تنها به طرف ساختمان مى‏آيند! براى من خيلى جالب و هيجان‏انگيز بود كه بعد از سالها ايشان را مى‏بينم - پانزده سال بود، از وقتى كه ايشان را تبعيد كرده بودند، ما ديگر ايشان را نديده بوديم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد؛ از اتاقهاى متعدّد - شايد حدود بيست، سى نفر آدم، آن‏جا بودند - همه جمع شدند. ايشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ايشان ريختند و دست ايشان را بوسيدند. بعضيها گفتند كه امام را اذيّت نكنيد، ايشان خسته‏اند.

براى ايشان در طبقه بالا اتاقى معيّن شده بود - كه به نظرم تا همين سالها هم مدرسه رفاه، هنوز آن اتاق را نگه داشته‏اند و ايام دوازده بهمن، گرامى مى‏دارند - به نحوى طرف پله‏ها رفتند تا به اتاق بالا بروند. نزديك پاگرد پله كه رسيدند، برگشتند طرف ما كه پاى پله‏ها ايستاده بوديم و مشتاقانه به ايشان نگاه مى‏كرديم. روى پله‏ها نشستند؛ معلوم شد كه خود ايشان هم دلشان نمى‏آيد كه اين بيست، سى نفر آدم را رها كنند و بروند استراحت كنند! روى پله‏ها به قدر شايد پنج دقيقه نشستند و صحبت كردند. حالا دقيقاً يادم نيست چه گفتند. به‏هرحال، «خسته نباشيد» گفتند و اميد به آينده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت كردند.

البته فرداى آن روز كه روز سيزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علوىِ شماره دو منتقل شدند كه برِ خيابان ايران است - نه مدرسه علوى شماره يك كه همسايه رفاه است - و ديگر رفت و آمدها و كارها، همه آن‏جا بود. اين خاطره به يادم مانده است.

+ نوشته شده در  جمعه 16 بهمن1388ساعت 1:7 قبل از ظهر  توسط saleh  | 

تحلیل "خبرآنلاین" : رئیس جمهور بعدی کیست؟

تحلیل "خبرآنلاین" : رئیس جمهور بعدی کیست؟
خبرآنلاین:  آرایش و صف‌بندی سیاسی کشور در سال‌های آینده چگونه خواهد بود ؟ انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری و پیشتر از آن، یعنی انتخابات شوراها در سال 89 و انتخابات مجلس در سال 90 چه بازیگران اصلی خواهد داشت و جغرافیای هماوردی‌ها چگونه ترسیم می‌شود ؟

اگرچه ممکن است گفته شود طرح اینگونه سوالات ، زود هنگام است و به فضای سیاسی کشور که هنوز دستخوش پس لرزه های پس از انتخابات است اجازه نقاهت نمی دهد اما چه بخواهیم و چه نخواهیم تحرکات زیر پوستی از مدتها پیش شروع شده است و گزارش حاضر فقط درپی روایت آن است .

گروه ها و جناح های سیاسی معمولا انتخابات ریاست جمهوری را هدف گذاری می کنند و در واقع انتخابات شوراها و از آن مهمتر ، انتخابات مجلس عمدتا جنبه رصد اثبات گرایانه افکار عمومی ، وزن کشی و پیکره بندی ائتلافات را دارد. ضمن آن که با ترکیب مجلس می توان حدس زد که کار برای دولت بعدی راحت تر است یا سخت تر . این سخن به معنای تقلیل نقش قوه مقننه نیست بلکه اوج رقابت های سیاسی و به تعبیری ، نقطه عطف را در اختیارگیری قوه مجریه می داند .

به نظر می رسد با حذف جریان دوم خرداد از صحنه رقابت های سیاسی ، پس از این شاهد رقابت بین دو دسته از اصولگرایان خواهیم بود . اصولگرایان منتقد دولت و اصولگرایان حامی دولت ؛ به عبارت بهتر پس از این ، محمود احمدی نژاد نقطه ممیزه جناح بندی درکشور خواهد بود . اگر چه بخشی از جریان سنتی تر اصولگرا در حال حاضر مجموعا طرفدار دولت دانسته می شود اما بدان معنا نیست که هیچگونه انتقادی به تیم احمدی نژاد ندارد . بیم سوء‌استفاده مخالفان ، این بخش را به سکوت و حتی تمجید و تائید مطلق احمدی نژاد و خودداری از هرگونه نقد وادار کرده است . لذا پیش بینی می شود اولا با آرامترشدن فضای سیاسی کشور ، اگر چه عده ای نمی خواهند ، و ثانیا با حذف رقیب بزرگنمایی شده و ثالثا با تداوم رفتارهای تیم احمدی نژاد که در تعارض با برخی اصول اصولگرایان است ، این بخش توسط اصولگرایان منتقد به طور کامل یارگیری شود اما این بدان معنا نیست که حامیان احمدی نژاد تضعیف می شوند . محمود احمدی نژاد به هردلیلی محبوب ترین سیاستمدار امروز ایران است ؛‌گیریم که در بین نخبگان یا پایتخت نشینان محبوبیت کمتری داشته باشد اما آموزه های نظام نمایندگی اکثریتی ، فرقی میان حاشیه و متن قائل نیست و اگرچه غلبه حاشیه بر متن می تواند موجد مخاطرات و بحران هایی باشد ولی نهایتا کرسی را کسی در اختیار می گیرد که رای بالاتری از آن خود سازد .

در هیاهوی پس از انتخابات چند نکته نادیده گرفته شد : اولا فقط بخشی از رای احمدی نژاد ، ساخته اصولگرایان بوده است و بخش قابل توجهی از رای او از حوزه خاکستری جامعه (در شهرستان ها و روستاها ) برآمده بود و محبوبیت یا ابتکار شخصی او دانسته می شود . بنابراین دیر یا زود ، رئیس دولت دهم به اصولگرایانی که چنین منتی بر او بگذارند تفهیم خواهد کرد که وامدار آنان نیست .

ثانیا" تیم احمدی نژاد از ادبیات و سمبل های مرسوم اصولگرایی حتی المقدور استفاده نمی کند وخود درصدد تاسیس گفتمان بوده است . این تدبیر باعث می شود علاوه بر حفظ مرزبندی ها و امکان انکار بعدی وابستگی ، قدرت هضم افراد و جریان های سرگردان یا ظاهرگرا یا فاقد بنیان های تحلیلی را نیز داشته باشد و به جهت توان ایجاد ادبیات و عملیات برخاسته از گفتمان انحصاری خود ، آن را بخوبی مدیریت کند .

با تعمیق شکاف بین اصولگرایان و احمدی نژاد پیش بینی می شود در آینده ، عمده پایگاه هایی نظیر احزاب اصولگرا ، روحانیت ، بسیج و اقشار مرجعی از این دست به طور مشترک به نامزد واحد برسند و احمدی نژاد نیز با جدا شدن از آنان در پی فرد مورد نظر خود باشد که احتمالا گزاره های زیر درباره او صادق است :

1) رئیس دولت علنا در انتخابات بعدی از او حمایت می کند ، این امر اگر چه عرف و مسبوق به سابقه نیست اما خلاف قانون نیز نیست و احمدی نژاد نشان داده است از تمامی ظرفیت ها بخوبی استفاده می کند . او حتی ممکن است انتخابات آمریکا را مثال بزند که رئیس جمهوری مستقر ، رسما در میتینگ های حزبی به نفع نامزد حزب سخنرانی می کند .

2) بعید است این نامزد ، مشایی باشد اما بدون شک از حلقه او خواهد بود . تفاوت جدی تیم دولت نهم و دهم در همین نکته نهفته است . کسانی که از زاویه اصولگرایی احمدی نژاد را همراهی می کردند ،‌ هشت روز مانده به خاتمه ماموریت دولت نهم نتیجه مخالفت با این عنصر موثر را دریافتند . درست است که در مقابل ، مشایی هم معاون اول نماند اما در اختیارات ،‌کم از این جایگاه ندارد . به حاشیه رانده شدن همراهانی چون محصولی ، هاشمی ثمره ، الهام ، ‌علی احمدی و دامادش (بذرپاش) در همین نکته نهفته است . اینان اگرچه چون محسنی اژه ای ، صفار هرندی ، جهرمی ، مصری ، باقری لنکرانی موضعگیری شدید و علنی نداشتند و با واکنشی تند در حد آنان مواجه نشدند اما در عمل تنزل یافتند و در نقش کمرنگ تری نسبت به چند ماه پیشتر خود ظاهرشدند . خبر آنلاین در تیر ماه امسال این پیش بینی را کرده بود . [تبارشناسی تیم احمدی نژاد]
3) این نامزد باید مثل مدودف قبول کند که فرمان ، دست کسی است که درصندلی پشتی می نشیند .

4) این نامزد باید کاملا وامدار و برآمده احمدی نژاد باشد والا ممکن است پس از استقرار ، دچار توهم شود ! همچنین این نامزد فاقد پیشینه بالای مدیریتی است . امثال محمدرضا رحیمی ، وقتی استاندار بوده اند احمدی نژاد فرماندار را دیده اند. چنین مدیرانی اگر چه در حال حاضر رابطه خود را با مدیران پرسابقه نظام نسبتا به حال تعلیق در آورده اند ولی بیم آن می رود در صورت تکیه بر صندلی ریاست جمهوری ، روابط خود را احیا کنند . لذا پیش بینی می شود نامزد احمدی نژاد برای دوره یازدهم ،‌فردی جوان باشد .

 در جبهه مقابل چه رخ خواهد داد ؟
درماه های گذشته جریان های فرعی اصولگرایی نظیرجمعیت ایثارگران ازنقش گروه فشارخارج شده اند و به یک حزب ارتقا یافته اند. (اگرمی گوییم گروه فشار آن چیزی نیست که در عرف ادبیات داخلی مراد می شود و لباس شخصی ها و خط شکن ها و جلسه به هم ریزان را آدرس می دهد بلکه آن مفهومی است که در ترمینولوژی سیاست رواج دارد ؛ یعنی گروهی که فی نفسه تعیین کننده نیست ولی با هر گروهی جفت شود ، برای او اکثریت زاست ) این تشکل به دلیل کادرسازی ، کار تشکیلاتی مستمر ‌، استقرار نیروها در مناصب ، ‌توان تعامل با همه طیف های اصولگرا ( که در حال حاضر از منتقدان احمدی نژاد تا مدافعان او را در بر می گیرد) و ارتباط با بیت بزرگان به جریانی تعیین کننده تبدیل شده است و به سمت نمایندگی کامل اصولگرایان میل دارد . از این رو اگر چه شخصیت های عالیرتبه و پرسابقه ای در طیف اصولگرایان وجود دارند - که بعضا خود را آماده انتخابات آتی نیز کرده اند - اما بعید است سیر تحولات و همچنین نقش آفرینی های این همراهان فعلی به آنان اجازه دهد که تا دقیقه 90 بتوانند بازی کنند . جمعیت ایثارگران ترجیح می دهد آن چهره ها در ماه های آینده یا صحنه را به تیرحامیان احمدی نژاد ، ترک کنند و یا آنقدر زخمی شوند که چینی شخصیت جامع و اجماع ساز آنان ، بند خورده شود و بدین ترتیب قابلیت اجماع را از کف بدهند . طبیعی است در غیاب آنان ، افرادی که فعلا در نیمکت ذخیره نشسته اند ، میداندار می شوند . در این میان علیرضا زاکانی شاید بیشترین شانس را داشته باشد ؛ هر چند این گزاره در حال حاضر به یک لطیفه شبیه باشد و حتی خود او در محافلی چنین گمانه زنی را مضحک بخواند تا حساسیت ها تحریک نشود .

 در این سناریو، سرنوشت مدعیان چه خواهد بود ؟
قالیباف که پس از استقرار شورای سوم شهر تهران با رای شکننده ای در شهرداری ابقا شد همچنان سایه استیضاح را بر بالای سرخود حس می کند . نهایت لطف دوستان او در جمعیت ایثارگران این خواهد بود که از احمدی نژاد بخواهند کاری به کار شهردار نداشته باشد و از این طریق قالیباف را برای چندمین بار وامدار خود سازند . حتی ممکن است در انتخابات آینده شوراها او را یاری کنند و صراحتا یا تلویحا از او پیمان بگیرند که فکر ارتقاء به مداری دیگر را از سر خارج کند . با چنین ابتکاری ، علاوه برآن که تصویری از حکمیت و حفظ تعادل قوا ارائه می دهند ضمنا به تیم احمدی نژاد نیز قدرت خود رانشان خواهند داد .

شخصیت های دیگری نظیر لاریجانی ، ولایتی و رضایی نیز با چنین تله هایی مواجهند . حتی ولایتی که در آن زمان در آستانه 70 سالگی است، شانس کمتری دارد . احمدی نژاد نشان داده است که از هوش فوق العاده ای در ایجاد گفتمان انتخاباتی برخوردار است . او که احتمالا" یک جوان را پشتیبانی می کند عملا حریف را نیز به سمت جوان گرایی مجبور می سازد و لذا وزیر خارجه امام بودن و بهره مندی از سوابق ممتد سیاست داخلی و خارجی ومصاحبه های گونه گون تلویزیونی به ولایتی امتیازی نخواهد بخشید. این نیز به سود جمعیت ایثارگران و نامزد جوان آن خواهد بود زیرا در طیف گسترده فعلی اصولگرایی ، جوانترها عمدتا به دو گروه احمدی نژاد و ایثارگران تعلق دارند و قاعدتا ایثارگران از بروز چنین گفتمان یا مطالبه ای از سوی احمدی نژاد ، ‌خشنود خواهند شد چرا که بازی را به سمت میدان آنان هدایت می کند .

+ نوشته شده در  جمعه 16 بهمن1388ساعت 1:7 قبل از ظهر  توسط saleh  | 

ماه جماران1

به نام خدا

 وصيتنامة‌ سياسي‌ ـ الهي‌ حضرت امام خميني(ره)

فراز پاياني وصيت نامه(ميزان‌ در هر كس‌ حال‌ فعلي‌ او است ):

من‌ در طول‌ مدت‌ نهضت‌ و انقلاب‌ به‌ واسطة‌ سالوسي‌ و اسلام‌ نمايي‌ بعضي‌ افراد ذكري‌ از آنان‌ كرده‌ و تمجيدي‌ نموده‌ام‌، كه‌ بعد فهميدم‌ از دغلبازي‌ آنان‌ اغفال‌ شده‌ام‌. آن‌ تمجيدها در حالي‌ بود كه‌ خود را به‌ جمهوري‌ اسلامي‌ متعهد و وفادار مي‌نماياندند، و نبايد از آن‌ مسائل‌ سو ء  استفاده‌ شود. و ميزان‌ در هر كس‌ حال‌ فعلي‌ او است‌.

 

بسم‌الله الرحمن‌ الرحيم‌

 

قالَ رسولُالله ـ صلَّي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلَّم‌: اِنّي‌ تاركٌ فيكُمُ الثّقلَيْنِ كتابَ اللهِ و عترتي‌ اهلَ بيتي‌؛ فإِنَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا حَتّي‌' يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوضَ.

الحمدُلله و سُبحانَكَ؛ اللّ'هُمَّ صلِّ علي‌ محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِك‌ و جلالِك‌ و خزائنِ اسرارِ كتابِكَ الذي‌ تجلّي‌ فيه‌ الاَحديّةُ بِجميعِ أسمائكَ حتّي‌ المُسْتَأْثَرِ منها الّذي‌ لايَعْلَمُهُ غَيرُك‌؛ و اللَّعنُ علي‌ ظالِميهم‌ اصلِ الشَجَرةِ الخَبيثةِ.

و بعد، اينجانب‌ مناسب‌ مي‌دانم‌ كه‌ شمه‌اي‌ كوتاه‌ و قاصر در باب‌ «ثقلين‌» تذكر دهم‌؛ نه‌ از حيث‌ مقامات‌ غيبي‌ و معنوي‌ و عرفاني‌، كه‌ قلم‌ مثل‌ مني‌ عاجز است‌ از جسارت‌ در مرتبه‌اي‌ كه‌ عرفان‌ آن‌ بر تمام‌ دايرة‌ وجود، از ملك‌ تا ملكوت‌ اعلي‌' و از آنجا تا لاهوت‌   و آنچه‌ در فهم‌ من‌ و تو نايد، سنگين‌ و تحمل‌ آن‌ فوق‌ طاقت‌، اگر نگويم‌ ممتنع‌ است‌؛   و نه‌ از آنچه‌ بر بشريت‌ گذشته‌ است‌، از مهجور بودن‌ از حقايق‌ مقام‌ والاي‌ «ثقل‌ اكبر» و «ثقل‌ كبير»   كه‌ از هر چيز اكبر است‌ جز ثقل‌ اكبر كه‌ اكبر مطلق‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ گذشته‌ است‌ بر اين‌ دو ثقل‌ از دشمنان‌ خدا و طاغوتيان‌ بازيگر كه‌ شمارش‌ آن‌ براي‌ مثل‌ مني‌ ميسر نيست‌ با قصور اطلاع‌ و وقت‌ محدود؛ بلكه‌ مناسب‌ ديدم‌ اشاره‌اي‌ گذرا و بسيار كوتاه‌ از آنچه‌ بر اين‌ دو ثقل‌ گذشته‌ است‌ بنمايم‌.

شايد جملة‌  لَنْ يَفْتَرِق'ا حتّي‌ يَرِد'ا عَلَيَّ الْحَوض‌  اشاره‌ باشد بر اينكه‌ بعد از وجود مقدس‌ رسول‌الله ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هرچه‌ بر يكي‌ از اين‌ دو گذشته‌ است‌ بر ديگري‌ گذشته‌ است‌ و مهجوريت‌ هر يك‌ مهجوريت‌ ديگري‌ است‌، تا آنگاه‌ كه‌ اين‌ دو مهجور بر رسول‌ خدا در «حوض‌» وارد شوند. و آيا اين‌ «حوض‌» مقام‌ اتصال‌ كثرت‌ به‌ وحدت‌ است‌   و اضمحلال‌ قطرات‌ در دريا است‌، يا چيز ديگر كه‌ به‌ عقل‌ و عرفان‌ بشر راهي‌ ندارد. و بايد گفت‌ آن‌ ستمي‌ كه‌ از طاغوتيان‌ بر اين‌ دو وديعة‌ رسول‌ اكرم‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ گذشته‌، بر امت‌ مسلمان‌ بلكه‌ بر بشريت‌ گذشته‌ است‌ كه‌ قلم‌ از آن‌ عاجز است‌.

و ذكر اين‌ نكته‌ لازم‌ است‌ كه‌ حديث‌ «ثقلين‌» متواتر   بين‌ جميع‌ مسلمين‌ است‌ و  ] در [  كتب‌ اهل‌ سنت‌ از «صحاح‌ ششگانه‌»   تا كتب‌ ديگر آنان‌، با الفاظ مختلفه‌ و موارد مكرره‌ از پيغمبر اكرم‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ طور متواتر نقل‌ شده‌ است‌.   و اين‌ حديث‌ شريف‌ حجت‌ قاطع‌ است‌ بر جميع‌ بشر بويژه‌ مسلمانان‌ مذاهب‌ مختلف‌؛ و بايد همة‌ مسلمانان‌ كه‌ حجت‌ بر آنان‌ تمام‌ است‌ جوابگوي‌ آن‌ باشند؛ و اگر عذري‌ براي‌ جاهلان‌ بيخبر باشد براي‌ علماي‌ مذاهب‌ نيست‌.

اكنون‌ ببينيم‌ چه‌ گذشته‌ است‌ بر كتاب‌ خدا، اين‌ وديعة‌ الهي‌ و ماترك‌ پيامبر اسلام‌ ـصلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ مسائل‌ أسف‌انگيزي‌ كه‌ بايد براي‌ آن‌ خون‌ گريه‌ كرد، پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ علي‌(ع‌) شروع‌ شد. خودخواهان‌ و طاغوتيان‌، قرآن‌ كريم‌ را وسيله‌اي‌ كردند براي‌ حكومتهاي‌ ضد قرآني‌؛ و مفسران‌ حقيقي‌ قرآن‌ و آشنايان‌ به‌ حقايق‌ را كه‌ سراسر قرآن‌ را از پيامبر اكرم‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ دريافت‌ كرده‌ بودند و نداي‌  اِنّي‌ تاركٌ فيكُمُ الثقلان‌  در گوششان‌
 
بود با بهانه‌هاي‌ مختلف‌ و توطئه‌هاي‌ از پيش‌ تهيه‌ شده‌، آنان‌ را عقب‌ زده‌ و با قرآن‌، در حقيقت‌ قرآن‌ را ـ كه‌ براي‌ بشريت‌ تا ورود به‌ حوض‌ بزرگترين‌ دستور زندگاني‌ مادي‌ و معنوي‌ بود و است‌ ـ از صحنه‌ خارج‌ كردند؛ و بر حكومت‌ عدل‌ الهي‌ ـ كه‌ يكي‌ از آرمانهاي‌ اين‌ كتاب‌ مقدس‌ بوده‌ و هست‌ ـ خط‌ بطلان‌ كشيدند و انحراف‌ از دين‌ خدا و كتاب‌ و سنت‌ الهي‌ را پايه‌گذاري‌ كردند، تا كار به‌ جايي‌ رسيد كه‌ قلم‌ از شرح‌ آن‌ شرمسار است‌.

و هرچه‌ اين‌ بنيان‌ كج‌ به‌ جلو آمد كجيها و انحرافها افزون‌ شد تا آنجا كه‌ قرآن‌ كريم‌ را كه‌ براي‌ رشد جهانيان‌ و نقطة‌ جمع‌ همة‌ مسلمانان‌ بلكه‌ عائلة‌ بشري‌، از مقام‌ شامخ‌ احديت‌ به‌ كشف‌ تام‌ محمدي‌(ص‌)   تنزل‌ كرد كه‌ بشريت‌ را به‌ آنچه‌ بايد برسند برساند و اين‌ وليدة‌ «علم‌ الاسما ء »   را از شرّ شياطين‌ و طاغوتها رها سازد و جهان‌ را به‌ قسط‌ و عدل‌ رساند و حكومت‌ را به‌ دست‌ اوليا ء الله، معصومين‌ ـ عليهم‌ صلوات‌ الاولين‌ و الا´خرين‌ ـ بسپارد تا آنان‌ به‌ هر كه‌ صلاح‌ بشريت‌ است‌ بسپارند ـ چنان‌ از صحنه‌ خارج‌ نمودند كه‌ گويي‌ نقشي‌ براي‌ هدايت‌ ندارد و كار به‌ جايي‌ رسيد كه‌ نقش‌ قرآن‌ به‌ دست‌ حكومتهاي‌ جائر و آخوندهاي‌ خبيثِ بدتر از طاغوتيان‌ وسيله‌اي‌ براي‌ اقامة‌ جور و فساد و توجيه‌ ستمگران‌ و معاندان‌ حق‌ تعالي‌ شد. و مع‌الاسف‌ به‌ دست‌ دشمنان‌ توطئه‌گر و دوستان‌ جاهل‌، قرآن‌ اين‌ كتاب‌ سرنوشت‌ساز، نقشي‌ جز در گورستانها و مجالس‌ مردگان‌ نداشت‌ و ندارد و آنكه‌ بايد وسيلة‌ جمع‌ مسلمانان‌ و بشريت‌ و كتاب‌ زندگي‌ آنان‌ باشد، وسيلة‌ تفرقه‌ و اختلاف‌ گرديد و يا بكلي‌ از صحنه‌ خارج‌ شد، كه‌ ديديم‌ اگر كسي‌ دم‌ از حكومت‌ اسلامي‌ برمي‌آورد و از سياست‌، كه‌ نقش‌ بزرگ‌ اسلام‌ و رسول‌ بزرگوار ـصلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ و قرآن‌ و سنت‌ مشحون‌ آن‌ است‌، سخن‌ مي‌گفت‌ گويي‌ بزرگترين‌ معصيت‌ را مرتكب‌ شده‌؛ و كلمة‌ «آخوند سياسي‌» موازن‌ با آخوند بي‌دين‌ شده‌ بود و اكنون‌ نيز هست‌.

و اخيراً قدرتهاي‌ شيطاني‌ بزرگ‌ به‌ وسيلة‌ حكومتهاي‌ منحرفِ خارج‌ از تعليمات‌ اسلامي‌، كه‌ خود را به‌ دروغ‌ به‌ اسلام‌ بسته‌اند، براي‌ محو قرآن‌ و تثبيت‌ مقاصد شيطاني‌ ابرقدرتها قرآن‌ را با خط‌ زيبا طبع‌ مي‌كنند و به‌ اطراف‌ مي‌فرستند و با اين‌ حيلة‌ شيطاني‌ قرآن‌ را از صحنه‌ خارج‌ مي‌كنند. ما همه‌ ديديم‌ قرآني‌ را كه‌ محمدرضا خان‌ پهلوي‌ طبع‌ كرد و عده‌اي‌ را اغفال‌ كرد و بعض‌ آخوندهاي‌ بيخبر از مقاصد اسلامي‌ هم‌ مداح‌ او بودند. و مي‌بينيم‌ كه‌ ملك‌ فهد هر سال‌ مقدار زيادي‌ از ثروتهاي‌ بي‌پايان‌ مردم‌ را صرف‌ طبع‌ قرآن‌ كريم‌ و محالّ تبليغاتِ مذهبِ ضد قرآني‌ مي‌كند و وهابيت‌، اين‌ مذهب‌ سراپا بي‌اساس‌ و خرافاتي‌ را ترويج‌ مي‌كند؛ و مردم‌ و ملتهاي‌ غافل‌ را سوق‌ به‌ سوي‌ ابرقدرتها مي‌دهد و از اسلام‌ عزيز و قرآن‌ كريم‌ براي‌ هدم‌ اسلام‌ و قرآن‌ بهره‌برداري‌ مي‌كند.

 ما مفتخريم‌ و ملت‌ عزيز سرتاپا متعهد به‌ اسلام‌ و قرآن‌ مفتخر است‌ كه‌ پيرو مذهبي‌ است‌ كه‌ مي‌خواهد حقايق‌ قرآني‌، كه‌ سراسر آن‌ از وحدت‌ بين‌ مسلمين‌ بلكه‌ بشريت‌ دم‌ مي‌زند، از مقبره‌ها و گورستانها نجات‌ داده‌ و به‌ عنوان‌ بزرگترين‌ نسخة‌ نجات‌ دهندة‌ بشر از جميع‌ قيودي‌ كه‌ بر پاي‌ و دست‌ و قلب‌ و عقل‌ او پيچيده‌ است‌ و او را به‌ سوي‌ فنا و نيستي‌ و بردگي‌ و بندگي‌ طاغوتيان‌ مي‌كشاند نجات‌ دهد.

و ما مفتخريم‌ كه‌ پيرو مذهبي‌ هستيم‌ كه‌ رسول‌ خدا مؤسس‌ آن‌ به‌ امر خداوند تعالي‌ بوده‌، و اميرالمؤمنين‌ علي‌ بن‌ ابيطالب‌، اين‌ بندة‌ رها شده‌ از تمام‌ قيود، مأمور رها كردن‌ بشر از تمام‌ اغلال‌ و بردگيها است‌.

ما مفتخريم‌ كه‌ كتاب‌ نهج‌البلاغه‌   كه‌ بعد از قرآن‌ بزرگترين‌ دستور زندگي‌ مادي‌ و معنوي‌ و بالاترين‌ كتاب‌ رهايي‌بخش‌ بشر است‌ و دستورات‌ معنوي‌ و حكومتي‌ آن‌ بالاترين‌ راه‌ نجات‌ است‌، از امام‌ معصوم‌ ما است‌.

ما مفتخريم‌ كه ائمة‌ معصومين‌، از علي‌ بن‌ ابيطالب‌ گرفته‌ تا منجي‌ بشر حضرت‌ مهدي‌ صاحب‌ زمان‌ ـ عليهم‌ آلاف‌ التحيات‌ والسلام‌ ـ كه‌ به‌ قدرت‌ خداوند قادر، زنده‌ و ناظر امور است‌ ائمة‌ ما هستند.

ما مفتخريم‌ كه‌ ادعية‌ حياتبخش‌ كه‌ او را «قرآن‌ صاعد»   مي‌خوانند از ائمة‌ معصومين‌ ما است‌. ما به‌ «مناجات‌ شعبانية‌»   امامان‌ و «دعاي‌ عرفات‌»
 
حسين‌ بن‌ علي‌ ـ عليهما السلام‌ ـ و «صحيفة‌ سجاديه‌» اين‌ زبور آل‌ محمد و «صحيفة‌ فاطميه‌»   كه‌ كتاب‌ الهام‌ شده‌ از جانب‌ خداوند تعالي‌ به‌ زهراي‌ مرضيه‌ است‌ از ما است‌.

ما مفتخريم‌ كه‌ «باقرالعلوم‌»   بالاترين‌ شخصيت‌ تاريخ‌ است‌ و كسي‌ جز خداي‌ تعالي‌ و رسول‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ ـ و ائمة‌ معصومين‌ ـعليهم‌السلام‌ ـ مقام‌ او را درك‌ نكرده‌ و نتوانند درك‌ كرد، از ما است‌.

و ما مفتخريم‌ كه‌ مذهب‌ ما «جعفري‌» است‌ كه‌ فقه‌ ما كه‌ درياي‌ بي‌پايان‌ است‌، يكي‌ از آثار اوست‌. و ما مفتخريم‌ به‌ همة‌ ائمة‌ معصومين‌ ـ عليهم‌ صلوات‌الله ـ و متعهد به‌ پيروي‌ آنانيم‌.

ما مفتخريم‌ كه‌ ائمة‌ معصومين‌ ما ـ صلوات‌ الله و سلامه‌ عليهم‌ ـ در راه‌ تعالي‌ دين‌ اسلام‌ و در راه‌ پياده‌ كردن‌ قرآن‌ كريم‌ كه‌ تشكيل‌ حكومت‌ عدل‌ يكي‌ از ابعاد آن‌ است‌، در حبس‌ و تبعيد به‌ سر برده‌ و عاقبت‌ در راه‌ براندازي‌ حكومتهاي‌ جائرانه‌ و طاغوتيان‌ زمان‌ خود شهيد شدند. و ما امروز مفتخريم‌ كه‌ مي‌خواهيم‌ مقاصد قرآن‌ و سنت‌ را پياده‌ كنيم‌ و اقشار مختلفة‌ ملت‌ ما در اين‌ راه‌ بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته‌، جان‌ و مال‌ و عزيزان‌ خود را نثار راه‌ خدا مي‌كنند.

ما مفتخريم‌ كه‌ بانوان‌ و زنان‌ پير و جوان‌ و خرد و كلان‌ در صحنه‌هاي‌ فرهنگي‌ و اقتصادي‌ و نظامي‌ حاضر، و همدوش‌ مردان‌ يا بهتر از آنان‌ در راه‌ تعالي‌ اسلام‌ و مقاصد قرآن‌ كريم‌ فعاليت‌ دارند؛ و آنان‌ كه‌ توان‌ جنگ‌ دارند، در آموزش‌ نظامي‌ كه‌ براي‌ دفاع‌ از اسلام‌ و كشور اسلامي‌ از واجبات‌ مهم‌ است‌ شركت‌، و از محروميتهايي‌ كه‌ توطئة‌ دشمنان‌ و ناآشنايي‌ دوستان‌ از احكام‌ اسلام‌ و قرآن‌ بر آنها بلكه‌ بر اسلام‌ و مسلمانان‌ تحميل‌ نمودند، شجاعانه‌ و متعهدانه‌ خود را رهانده‌ و از قيد خرافاتي‌ كه‌ دشمنان‌ براي‌ منافع‌ خود به‌ دست‌ نادانان‌ و بعضي‌ آخوندهاي‌ بي‌اطلاع‌ از مصالح‌ مسلمين‌ به‌ وجود آورده‌ بودند، خارج‌ نموده‌اند؛ و آنان‌ كه‌ توان‌ جنگ‌ ندارند، در خدمت‌ پشت‌ جبهه‌ به‌ نحو ارزشمندي‌ كه‌ دل‌ ملت‌ را از شوق‌ و شعف‌ به‌ لرزه‌ درمي‌آورد و دل‌ دشمنان‌ و جاهلان‌ بدتر از دشمنان‌ را از خشم‌ و غضب‌ مي‌لرزاند، اشتغال‌ دارند. و ما مكرر ديديم‌ كه‌ زنان‌ بزرگواري‌ زينب‌گونه‌ ـ عليها سلام‌الله ـ فرياد مي‌زنند كه‌ فرزندان‌ خود را از دست‌ داده‌ و در راه‌ خداي‌ تعالي‌ و اسلام‌ عزيز از همه‌ چيز خود گذشته‌ و مفتخرند به‌ اين‌ امر؛ و مي‌دانند آنچه‌ به‌ دست‌ آورده‌اند بالاتر از جنات‌ نعيم‌ است‌، چه‌ رسد به‌ متاع‌ ناچيز دنيا.

و ملت‌ ما بلكه‌ ملتهاي‌ اسلامي‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند به‌ اينكه‌ دشمنان‌ آنان‌ كه‌ دشمنان‌ خداي‌ بزرگ‌ و قرآن‌ كريم‌ و اسلام‌ عزيزند، درندگاني‌ هستند كه‌ از هيچ‌ جنايت‌ و خيانتي‌ براي‌ مقاصد شوم‌ جنايتكارانة‌ خود دست‌ نمي‌كشند و براي‌ رسيدن‌ به‌ رياست‌ و مطامع‌ پست‌ خود دوست‌ و دشمن‌ را نمي‌شناسند. و در رأس‌ آنان‌ امريكا اين‌ تروريست‌ بالذات‌ دولتي‌ است‌ كه‌ سرتاسر جهان‌ را به‌ آتش‌ كشيده‌ و هم‌ پيمان‌ او صهيونيست‌ جهاني‌   است‌ كه‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ مطامع‌ خود جناياتي‌ مرتكب‌ مي‌شود كه‌ قلمها از نوشتن‌ و زبانها از گفتن‌ آن‌ شرم‌ دارند؛ و خيال‌ ابلهانة‌ «اسرائيل‌ بزرگ‌»!   آنان‌ را به‌ هر جنايتي‌ مي‌كشاند. و ملتهاي‌ اسلامي‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند كه‌ دشمنان‌ آنها حسين‌ اردني‌  اين‌ جنايت‌ پيشة‌ دوره‌گرد، و حسن‌   و حسني‌ مبارك‌   هم‌ آخور با اسرائيل‌ جنايتكارند و در راه‌ خدمت‌ به‌ امريكا و اسرائيل‌ از هيچ‌ خيانتي‌ به‌ ملتهاي‌ خود رويگردان‌ نيستند. و ما مفتخريم‌ كه‌ دشمن‌ ما صدام‌ عفلقي‌ است‌ كه‌ دوست‌ و دشمنْ او را به‌ جنايتكاري‌ و نقض‌ حقوق‌ بين‌المللي‌ و حقوق‌ بشر مي‌شناسند و همه‌ مي‌دانند كه‌ خيانتكاريِ او به‌ ملت‌ مظلوم‌ عراق‌ و شيخ‌نشينان‌ خليج‌، كمتر از خيانت‌ به‌ ملت‌ ايران‌ نباشد.

و ما و ملتهاي‌ مظلوم‌ دنيا مفتخريم‌ كه‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌ و دستگاههاي‌ تبليغات‌ جهاني‌، ما و همة‌ مظلومان‌ جهان‌ را به‌ هر جنايت‌ و خيانتي‌ كه‌ ابرقدرتهاي‌ جنايتكار دستور مي‌دهند متهم‌ مي‌كنند. كدام‌ افتخار بالاتر و والاتر از اينكه‌ امريكا با همة‌ ادعاهايش‌ و همة‌ ساز و برگهاي‌ جنگي‌اش‌ و آنهمه‌ دولتهاي‌ سرسپرده‌اش‌ و به‌ دست‌ داشتن‌ ثروتهاي‌ بي‌پايانِ ملتهاي‌ مظلوم‌ عقب‌افتاده‌ و در دست‌ داشتن‌ تمام‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌، در مقابل‌ ملت‌ غيور ايران‌ و كشور حضرت‌ بقية‌الله ـ ارواحنا لمقدمه‌ الفدا ء  ـ آنچنان‌ وامانده‌ و رسوا شده‌ است‌ كه‌ نمي‌داند به‌ كه‌ متوسل‌ شود! و رو به‌ هر كس‌ مي‌كند جواب‌ رد مي‌شنود! و اين‌ نيست‌ جز به‌ مددهاي‌ غيبي‌ حضرت‌ باري‌ تعالي‌ ـ جلَّت‌ عظمتُه‌ـ كه‌ ملتها را بويژه‌ ملت‌ ايران‌ اسلامي‌ را بيدار نموده‌ و از ظلمات‌ ستمشاهي‌ به‌ نور اسلام‌ هدايت‌ نموده‌.

من‌ اكنون‌ به‌ ملتهاي‌ شريف‌ ستمديده‌ و به‌ ملت‌ عزيز ايران‌ توصيه‌ مي‌كنم‌ كه‌ از اين‌ راه‌ مستقيم‌ الهي‌ كه‌ نه‌ به‌ شرقِ ملحد و نه‌ به‌ غربِ ستمگرِ كافر وابسته‌ است‌، بلكه‌ به‌ صراطي‌ كه‌ خداوند به‌ آنها نصيب‌ فرموده‌ است‌ محكم‌ و استوار و متعهد و پايدارْ پايبند بوده‌، و لحظه‌ ] اي‌ [  از شكر اين‌ نعمت‌ غفلت‌ نكرده‌ و دستهاي‌ ناپاك‌ عمال‌ ابرقدرتها، چه‌ عمال‌ خارجي‌ و چه‌ عمال‌ داخلي‌ بدتر از خارجي‌، تزلزلي‌ در نيت‌ پاك‌ و ارادة‌ آهنين‌ آنان‌ رخنه‌ نكند؛ و بدانند كه‌ هرچه‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌ عالم‌ و قدرتهاي‌ شيطاني‌ غرب‌ و شرق‌ اشتلم‌ مي‌زنند دليل‌ بر قدرت‌ الهي‌ آنان‌ است‌ و خداوند بزرگ‌ سزاي‌ آنان‌ را هم‌ در اين‌ عالم‌ و هم‌ در عوالم‌ ديگر خواهد داد. «إنَّه‌ وليُّ النِّعَم‌ و بِيَدِه‌ ملكوتُ كلِّ شي‌ ء ٍ».

و با كمال‌ جِد و عجز از ملتهاي‌ مسلمان‌ مي‌خواهم‌ كه‌ از ائمة‌ اطهار و فرهنگ‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌، نظامي‌ اين‌ بزرگ‌ راهنمايان‌ عالم‌ بشريت‌ به‌ طور شايسته‌ و به‌ جان‌ و دل‌ و جانفشاني‌ و نثار عزيزان‌ پيروي‌ كنند. از آن‌ جمله‌ دست‌ از فقه‌ سنتي‌ كه‌ بيانگر مكتب‌ رسالت‌ و امامت‌ است‌ و ضامن‌ رشد و عظمت‌ ملتها است‌، چه‌ احكام‌ اوليه‌ و چه‌ ثانويه‌   كه‌ هر دو مكتب‌ فقه‌ اسلامي‌ است‌، ذره‌اي‌ منحرف‌ نشوند و به‌ وسواس‌ خناسان‌ معاند با حق‌ و مذهب‌ گوش‌ فرا ندهند و بدانند قدمي‌ انحرافي‌، مقدمة‌ سقوط‌ مذهب‌ و احكام‌ اسلامي‌ و حكومت‌ عدل‌ الهي‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ از نماز جمعه‌ و جماعت‌ كه‌ بيانگر سياسي‌ نماز است‌ هرگز غفلت‌ نكنند، كه‌ اين‌ نماز جمعه‌ از بزرگترين‌ عنايات‌ حق‌ تعالي‌ بر جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ مراسم‌ عزاداري‌ ائمة‌ اطهار و بويژه‌ سيد مظلومان‌ و سرور شهيدان‌، حضرت‌ ابي‌عبدالله الحسين‌ ـ صلوات‌ وافر الهي‌ و انبيا و ملائكة‌الله و صلحا بر روح‌ بزرگ‌ حماسي‌ او باد ـ هيچ‌گاه‌ غفلت‌ نكنند. و بدانند آنچه‌ دستور ائمه‌ ـ عليهم‌السلام‌ ـ براي‌ بزرگداشت‌ اين‌ حماسة‌ تاريخي‌ اسلام‌ است‌ و آنچه‌ لعن‌ و نفرين‌ بر ستمگران‌ آل‌ بيت‌ است‌، تمام‌ فرياد قهرمانانة‌ ملتها است‌ بر سردمداران‌ ستم‌پيشه‌ در طول‌ تاريخ‌ الي‌ الابد. و مي‌دانيد كه‌ لعن‌ و نفرين‌ و فرياد از بيداد بني‌اميه‌ ـلعنة‌الله عليهم‌ـ با آنكه‌ آنان‌ منقرض‌ و به‌ جهنم‌ رهسپار شده‌اند، فرياد بر سر ستمگران‌ جهان‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ اين‌ فرياد ستم‌شكن‌ است‌.

و لازم‌ است‌ در نوحه‌ها و اشعار مرثيه‌ و اشعار ثناي‌ از ائمة‌ حق‌ ـ عليهم‌ سلام‌الله ـ به‌طور كوبنده‌ فجايع‌ و ستمگريهاي‌ ستمگران‌ هر عصر و مصر يادآوري‌ شود؛ و در اين‌ عصر كه‌ عصر مظلوميت‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ دست‌ امريكا و شوروي‌ و ساير وابستگان‌ به‌ آنان‌ و از آن‌ جمله‌ آل‌ سعود، اين‌ خائنين‌ به‌ حرم‌ بزرگ‌ الهي‌ ـ لعنة‌الله و ملائكته‌ و رسله‌ عليهم‌ ـ است‌ به‌ طور كوبنده‌ يادآوري‌ و لعن‌ و نفرين‌ شود. و همه‌ بايد بدانيم‌ كه‌ آنچه‌ موجب‌ وحدت‌ بين‌ مسلمين‌ است‌ اين‌ مراسم‌ سياسي‌ است‌ كه‌ حافظ‌ ملّيت‌ مسلمين‌، بويژه‌ شيعيان‌ ائمة‌ اثني‌ عشر ـ عليهم‌ صلوات‌ الله و سلم‌ ـ  است‌ .

و آنچه‌ لازم‌ است‌ تذكر دهم‌ آن‌ است‌ كه‌ وصيت‌ سياسي‌ ـ الهي‌ اينجانب‌ اختصاص‌ به‌ ملت‌ عظيم‌الشأن‌ ايران‌ ندارد، بلكه‌ توصيه‌ به‌ جميع‌ ملل‌ اسلامي‌ و مظلومان‌ جهان‌ از هر ملت‌ و مذهب‌ مي‌باشد.

از خداوند ـ عزوجل‌ ـ عاجزانه‌ خواهانم‌ كه‌ لحظه‌اي‌ ما و ملت‌ ما را به‌ خود واگذار نكند و از عنايات‌ غيبي‌ خود به‌ اين‌ فرزندان‌ اسلام‌ و رزمندگان‌ عزيز لحظه‌ ] اي‌ [  دريغ‌ نفرمايد.

روح‌ الله الموسوي‌ الخميني‌

 

بسم‌الله الرحمن‌ الرحيم‌

اهميت‌ انقلاب‌ شكوهمند اسلامي‌ كه‌ دستاورد ميليونها انسان‌ ارزشمند و هزاران‌ شهيد جاويد آن‌ و آسيب‌ ديدگان‌ عزيز، اين‌ شهيدان‌ زنده‌ است‌ و مورد اميد ميليونها مسلمانان‌ و مستضعفان‌ جهان‌ است‌، به‌ قدري‌ است‌ كه‌ ارزيابي‌ آن‌ از عهدة‌ قلم‌ و بيان‌ والاتر و برتر است‌. اينجانب‌، روح‌الله موسوي‌ خميني‌ كه‌ از كرم‌ عظيم‌ خداوند متعال‌ با همة‌ خطايا مأيوس‌ نيستم‌ و زاد راه‌ پرخطرم‌ همان‌ دلبستگي‌ به‌ كرم‌ كريم‌ مطلق‌ است‌، به‌ عنوان‌ يك‌ نفر طلبة‌ حقير كه‌ همچون‌ ديگر برادران‌ ايماني‌ اميد به‌ اين‌ انقلاب‌ و بقاي‌ دستاوردهاي‌ آن‌ و به‌ ثمر رسيدن‌ هرچه‌ بيشتر آن‌ دارم‌، به‌ عنوان‌ وصيت‌ به‌ نسل‌ حاضر و نسلهاي‌ عزيز آينده‌ مطالبي‌ هر چند تكراري‌ عرض‌ مي‌نمايم‌. و از خداوند بخشاينده‌ مي‌خواهم‌ كه‌ خلوص‌ نيت‌ در اين‌ تذكرات‌ عنايت‌ فرمايد.

  1ما مي‌دانيم‌ كه‌ اين‌ انقلاب‌ بزرگ‌ كه‌ دست‌ جهانخواران‌ و ستمگران‌ را از ايران‌ بزرگ‌ كوتاه‌ كرد، با تأييدات‌ غيبي‌ الهي‌ پيروز گرديد. اگر نبود دست‌ تواناي‌ خداوند امكان‌ نداشت‌ يك‌ جمعيت‌ 36 ميليوني‌ با آن‌ تبليغات‌ ضداسلامي‌ و ضد روحاني‌ خصوص‌ در اين‌ صد سال‌ اخير و با آن‌ تفرقه‌افكنيهاي‌ بيحساب‌ قلمداران‌ و زبان‌ مُزدان‌ در مطبوعات‌ و سخنرانيها و مجالس‌ و محافل‌ ضداسلامي‌ و ضدملي‌ به‌ صورت‌ مليّت‌، و آنهمه‌ شعرها و بذله‌گوييها، و آنهمه‌ مراكز عياشي‌ و فحشا و قمار و مسكرات‌ و مواد مخدره‌ كه‌ همه‌ و همه‌ براي‌ كشيدن‌ نسل‌ جوان‌ فعال‌ كه‌ بايد در راه‌ پيشرفت‌ و تعالي‌ و ترقي‌ ميهن‌ عزيز خود فعاليت‌ نمايند، به‌ فساد و بي‌تفاوتي‌ در پيشامدهاي‌ خائنانه‌، كه‌ به‌ دست‌ شاه‌ فاسد و پدر بي‌فرهنگش‌ و دولتها و مجالس‌ فرمايشي‌ كه‌ از طرف‌ سفارتخانه‌هاي‌ قدرتمندان‌ بر ملت‌ تحميل‌ مي‌شد، و از همه‌ بدتر وضع‌ دانشگاهها و دبيرستانها و مراكز آموزشي‌ كه‌ مقدرات‌ كشور به‌ دست‌ آنان‌ سپرده‌ مي‌شد، با به‌ كار گرفتن‌ معلمان‌ و استادان‌ غربزده‌ يا شرقزدة‌ صددرصد مخالف‌ اسلام‌ و فرهنگ‌ اسلامي‌ بلكه‌ ملي‌ صحيح‌، با نام‌ «مليت‌» و «ملي‌گرايي‌»،  گرچه‌ در بين‌ آنان‌ مرداني‌ متعهد و دلسوز بودند، لكن‌ با اقليت‌ فاحش‌ آنان‌ و در تنگنا قرار دادنشان‌ كار مثبتي‌ نمي‌توانستند انجام‌ دهند و با اينهمه‌ و دهها مسائل‌ ديگر، از آن‌ جمله‌ به‌ انزوا و عزلت‌ كشيدن‌ روحانيان‌ و با قدرت‌ تبليغاتْ به‌ انحراف‌ فكري‌ كشيدن‌ بسياري‌ از آنان‌، ممكن‌ نبود اين‌ ملت‌ با اين‌ وضعيت‌ يكپارچه‌ قيام‌ كنند و در سرتاسر كشور با ايدة‌ واحد و فرياد «الله اكبر» و فداكاريهاي‌ حيرت‌آور و معجزه‌آسا تمام‌ قدرتهاي‌ داخل‌ و خارج‌ را كنار زده‌ و خودْ مقدرات‌ كشور را به‌ دست‌ گيرد. بنابراين‌ شك‌ نبايد كرد كه‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ از همة‌ انقلابها جدا است‌: هم‌ در پيدايش‌ و هم‌ در كيفيت‌ مبارزه‌ و هم‌ در انگيزة‌ انقلاب‌ و قيام‌. و ترديد نيست‌ كه‌ اين‌ يك‌ تحفة‌ الهي‌ و هدية‌ غيبي‌ بوده‌ كه‌ از جانب‌ خداوند منان‌ بر اين‌ ملت‌ مظلوم‌ غارتزده‌ عنايت‌ شده‌ است‌.

 

  2اسلام‌ و حكومت‌ اسلامي‌ پديدة‌ الهي‌ است‌ كه‌ با به‌ كار بستن‌ آن‌ سعادت‌ فرزندان‌ خود را در دنيا و آخرت‌ به‌ بالاترين‌ وجه‌ تأمين‌ مي‌كند و قدرت‌ آن‌ دارد كه‌ قلم‌ سرخ‌ بر ستمگريها و چپاولگريها و فسادها و تجاوزها بكشد و انسانها را به‌ كمال‌ مطلوب‌ خود برساند. و مكتبي‌ است‌ كه‌ برخلاف‌ مكتبهاي‌ غيرتوحيدي‌، در تمام‌ شئون‌ فردي‌ و اجتماعي‌ و مادي‌ و معنوي‌ و فرهنگي‌ و سياسي‌ و نظامي‌ و اقتصادي‌ دخالت‌ و نظارت‌ دارد و از هيچ‌ نكته‌، ولو بسيار ناچيز كه‌ در تربيت‌ انسان‌ و جامعه‌ و پيشرفت‌ مادي‌ و معنوي‌ نقش‌ دارد فروگذار ننموده‌ است‌؛ و موانع‌ و مشكلات‌ سر راه‌ تكامل‌ را در اجتماع‌ و فرد گوشزد نموده‌ و به‌ رفع‌ آنها كوشيده‌ است‌. اينك‌ كه‌ به‌ توفيق‌ و تأييد خداوند، جمهوري‌ اسلامي‌ با دست‌ تواناي‌ ملت‌ متعهد پايه‌ريزي‌ شده‌، و آنچه‌ در اين‌ حكومت‌ اسلامي‌ مطرح‌ است‌ اسلام‌ و احكام‌ مترقي‌ آن‌ است‌، بر ملت‌ عظيم‌الشأن‌ ايران‌ است‌ كه‌ در تحقق‌ محتواي‌ آن‌ به‌ جميع‌ ابعاد و حفظ‌ و حراست‌ آن‌ بكوشند كه‌ حفظ‌ اسلام‌ در رأس‌ تمام‌ واجبات‌ است‌، كه‌ انبياي‌ عظام‌ از آدم‌ ـ عليه‌ السلام‌ ـ تا خاتم‌النبيين‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ در راه‌ آن‌ كوشش‌ و فداكاري‌ جانفرسا نموده‌اند و هيچ‌ مانعي‌ آنان‌ را از اين‌ فريضة‌ بزرگ‌ بازنداشته‌؛ و همچنين‌ پس‌ از آنان‌ اصحاب‌ متعهد و ائمة‌ اسلام‌ ـ عليهم‌ صلوات‌ الله ـ با كوششهاي‌ توانفرسا تا حد نثار خون‌ خود در حفظ‌ آن‌ كوشيده‌اند. و امروز بر ملت‌ ايران‌، خصوصاً، و بر جميع‌ مسلمانان‌، عموماً، واجب‌ است‌ اين‌ امانت‌ الهي‌ را كه‌ در ايران‌ به‌ طور رسمي‌ اعلام‌ شده‌ و در مدتي‌ كوتاه‌ نتايج‌ عظيمي‌ به‌ بار آورده‌، با تمام‌ توان‌ حفظ‌ نموده‌ و در راه‌ ايجاد مقتضيات‌ بقاي‌    آن‌ و رفع‌ موانع‌ و مشكلات‌ آن‌ كوشش‌ نمايند. و اميد است‌ كه‌ پرتو نور آن‌ بر تمام‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ تابيدن‌ گرفته‌ و تمام‌ دولتها و ملتها با يكديگر تفاهم‌ در اين‌ امر حياتي‌ نمايند، و دست‌ ابرقدرتهاي‌ عالمخوار و جنايتكاران‌ تاريخ‌ را تا ابد از سر مظلومان‌ و ستمديدگان‌ جهان‌ كوتاه‌ نمايند.

 

اينجانب‌ كه‌ نفسهاي‌ آخر عمر را مي‌كشم‌ به‌ حسب‌ وظيفه‌، شطري‌ از آنچه‌ در حفظ‌ و بقاي‌ اين‌ وديعة‌ الهي‌ دخالت‌ دارد و شطري‌ از موانع‌ و خطرهايي‌ كه‌ آن‌ را تهديد مي‌كنند، براي‌ نسل‌ حاضر و نسلهاي‌ آينده‌ عرض‌ مي‌كنم‌ و توفيق‌ و تأييد همگان‌ را از درگاه‌ پروردگار عالميان‌ خواهانم‌.

 

الف‌ ـ  بي‌ترديد رمز بقاي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ همان‌ رمز پيروزي‌ است‌؛ و رمز پيروزي‌ را ملت‌ مي‌داند و نسلهاي‌ آينده‌ در تاريخ‌ خواهند خواند كه‌ دو ركن‌ اصلي‌ آن‌: انگيزة‌ الهي‌ و مقصد عالي‌ حكومت‌ اسلامي‌؛ و اجتماع‌ ملت‌ در سراسر كشور با وحدت‌ كلمه‌ براي‌ همان‌ انگيزه‌ و مقصد.

اينجانب‌ به‌ همة‌ نسلهاي‌ حاضر و آينده‌ وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ اگر بخواهيد اسلام‌ و حكومت‌ الله برقرار باشد و دست‌ استعمار و استثمارگرانِ خارج‌ و داخل‌ از كشورتان‌ قطع‌ شود، اين‌ انگيزة‌ الهي‌ را كه‌ خداوند تعالي‌ در قرآن‌ كريم‌ بر آن‌ سفارش‌ فرموده‌ است‌ از دست‌ ندهيد؛ و در مقابل‌ اين‌ انگيزه‌ كه‌ رمز پيروزي‌ و بقاي‌ آن‌ است‌، فراموشي‌ هدف‌ و تفرقه‌ و اختلاف‌ است‌. بي‌جهت‌ نيست‌ كه‌ بوقهاي‌ تبليغاتي‌ در سراسر جهان‌ و وليده‌هاي‌ بومي‌ آنان‌ تمام‌ توان‌ خود را صرف‌ شايعه‌ها و دروغهاي‌ تفرقه‌افكن‌ نموده‌اند و ميلياردها دلار براي‌ آن‌ صرف‌ مي‌كنند. بي‌ انگيزه‌ نيست‌ سفرهاي‌ دائمي‌ مخالفان‌ جمهوري‌ اسلامي‌ به‌ منطقه‌. و مع‌الاسف‌ در بين‌ آنان‌ از سردمداران‌ و حكومتهاي‌ بعض‌ كشورهاي‌ اسلامي‌، كه‌ جز به‌ منافع‌ شخص‌ خود فكر نمي‌كنند و چشم‌ و گوش‌ بسته‌ تسليم‌ امريكا هستند ديده‌ مي‌شود؛ و بعض‌ از روحاني‌ نماها نيز به‌ آنان‌ ملحقند.

امروز و در آتيه‌ نيز آنچه‌ براي‌ ملت‌ ايران‌ ومسلمانان‌ جهان‌ بايد مطرح‌ باشد و اهميت‌ آن‌ را در نظر گيرند، خنثي‌ كردن‌ تبليغات‌ تفرقه‌ افكنِ خانه‌ برانداز است‌. توصية‌ اينجانب‌ به‌ مسلمين‌ و خصوص‌ ايرانيان‌ بويژه‌ در عصر حاضر، آن‌ است‌ كه‌ در مقابل‌ اين‌ توطئه‌ها عكس‌ العمل‌ نشان‌ داده‌ و به‌ انسجام‌ و وحدت‌ خود، به‌ هر راه‌ ممكن‌ افزايش‌ دهند و كفار و منافقان‌ را مأيوس‌ نمايند.

 

ب‌ ـ  از توطئه‌هاي‌ مهمي‌ كه‌ در قرن‌ اخير، خصوصاً در دهه‌هاي‌ معاصر، و بويژه‌ پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ آشكارا به‌ چشم‌ مي‌خورد، تبليغات‌ دامنه‌دار با ابعاد مختلف‌ براي‌ مأيوس‌ نمودن‌ ملتها و خصوص‌ ملت‌ فداكار ايران‌ از اسلام‌ است‌. گاهي‌ ناشيانه‌ و با صراحت‌ به‌ اينكه‌ احكام‌ اسلام‌ كه‌ 1400 سال‌ قبل‌ وضع‌ شده‌ است‌ نمي‌تواند در عصر حاضر كشورها را اداره‌ كند، يا آنكه‌ اسلام‌ يك‌ دين‌ ارتجاعي‌ است‌ و با هر نوآوري‌ و مظاهر تمدن‌ مخالف‌ است‌، و در عصر حاضر نمي‌شود كشورها از تمدن‌ جهاني‌ و مظاهر آن‌ كناره‌ گيرند، و امثال‌ اين‌ تبليغات‌ ابلهانه‌ و گاهي‌ موذيانه‌ و شيطنت‌آميز به‌ گونة‌ طرفداري‌ از قداست‌ اسلام‌ كه‌ اسلام‌ و ديگر اديان‌ الهي‌ سر و كار دارند با معنويات‌ و تهذيب‌ نفوس‌ و تحذير از مقامات‌ دنيايي‌ و دعوت‌ به‌ ترك‌ دنيا و اشتغال‌ به‌ عبادات‌ و اذكار و ادعيه‌ كه‌ انسان‌ را به‌ خداي‌ تعالي‌ نزديك‌ و از دنيا دور مي‌كند، و حكومت‌ و سياست‌ و سررشته‌داري‌ برخلاف‌ آن‌ مقصد و مقصود بزرگ‌ و معنوي‌ است‌، چه‌ اينها تمام‌ براي‌ تعمير دنيا است‌ و آن‌ مخالف‌ مسلك‌ انبياي‌ عظام‌ است‌! و مع‌الاسف‌ تبليغ‌ به‌ وجه‌ دوم‌ در بعض‌ از روحانيان‌ و متدينان‌ بيخبر از اسلام‌ تأثير گذاشته‌ كه‌ حتي‌ دخالت‌ در حكومت‌ و سياست‌ را به‌ مثابة‌ يك‌ گناه‌ و فسق‌ مي‌دانستند و شايد بعضي‌ بدانند! و اين‌ فاجعة‌ بزرگي‌ است‌ كه‌ اسلام‌ مبتلاي‌ به‌ آن‌ بود.

گروه‌ اول‌ كه‌ بايد گفت‌ از حكومت‌ و قانون‌ و سياست‌ يا اطلاع‌ ندارند يا غرضمندانه‌ خود را به‌ بي‌اطلاعي‌ مي‌زنند. زيرا اجراي‌    قوانين‌ بر معيار قسط‌ و عدل‌ و جلوگيري‌ از ستمگري‌ و حكومت‌ جائرانه‌ و بسط‌ عدالت‌ فردي‌ و اجتماعي‌ و منع‌ از فساد و فحشا و انواع‌ كجرويها، و آزادي‌ بر معيار عقل‌ و عدل‌ و استقلال‌ و خودكفايي‌ و جلوگيري‌ از استعمار و استثمار و استعباد، و حدود و قصاص‌ و تعزيرات‌   بر ميزان‌ عدل‌ براي‌ جلوگيري‌ از فساد و تباهي‌ يك‌ جامعه‌، و سياست‌ و راه‌ بردن‌ جامعه‌ به‌ موازين‌ عقل‌ و عدل‌ و انصاف‌ و صدها از اين‌ قبيل‌، چيزهايي‌ نيست‌ كه‌ با مرور زمان‌ در طول‌ تاريخ‌ بشر و زندگي‌ اجتماعي‌ كهنه‌ شود. اين‌ دعوي‌ به‌ مثابة‌ آن‌ است‌ كه‌ گفته‌ شود قواعد عقلي‌ و رياضي‌ در قرن‌ حاضر بايد عوض‌ شود و به‌ جاي‌ آن‌ قواعد ديگر نشانده‌ شود. اگر در صدر خلقت‌، عدالت‌ اجتماعي‌ بايد جاري‌ شود و از ستمگري‌ و چپاول‌ و قتل‌ بايد جلوگيري‌ شود، امروز چون‌ قرن‌ اتم‌ است‌ آن‌ روش‌ كهنه‌ شده‌! و ادعاي‌ آنكه‌ اسلام‌ با نوآوردها مخالف‌ است‌ ـ همان‌ سان‌ كه‌ محمدرضا پهلوي‌ مخلوع‌ مي‌گفت‌ كه‌ اينان‌ مي‌خواهند با چهارپايان‌ در اين‌ عصر سفر كنند ـ يك‌ اتهام‌ ابلهانه‌ بيش‌ نيست‌. زيرا اگر مراد از مظاهر تمدن‌ و نوآوردها، اختراعات‌ و ابتكارات‌ و صنعتهاي‌ پيشرفته‌ كه‌ در پيشرفت‌ و تمدن‌ بشر دخالت‌ دارد، هيچ‌گاه‌ اسلام‌ و هيچ‌ مذهب‌ توحيدي‌ با آن‌ مخالفت‌ نكرده‌ و نخواهد كرد بلكه‌ علم‌ و صنعت‌ مورد تأكيد اسلام‌ و قرآن‌ مجيد است‌. و اگر مراد از تجدد و تمدن‌ به‌ آن‌ معني‌ است‌ كه‌ بعضي‌ روشنفكران‌ حرفه‌اي‌ مي‌گويند كه‌ آزادي‌ در تمام‌ منكرات‌ و فحشا حتي‌ همجنس‌بازي‌ و از اين‌ قبيل‌، تمام‌ اديان‌ آسماني‌ و دانشمندان‌ و عقلا با آن‌ مخالفند گرچه‌ غرب‌ و شرقزدگان‌ به‌ تقليد كوركورانه‌ آن‌ را ترويج‌ مي‌كنند.

و اما طايفة‌ دوم‌ كه‌ نقشة‌ موذيانه‌ دارند و اسلام‌ را از حكومت‌ و سياست‌ جدا مي‌دانند. بايد به‌ اين‌ نادانان‌ گفت‌ كه‌ قرآن‌ كريم‌ و سنت‌ رسول‌الله ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ ـ آنقدر كه‌ در حكومت‌ و سياست‌ احكام‌ دارند در ساير چيزها ندارند؛ بلكه‌ بسيار از احكام‌ عبادي‌ اسلام‌، عبادي‌ ـ سياسي‌ است‌ كه‌ غفلت‌ از آنها اين‌ مصيبتها را به‌ بار آورده‌. پيغمبر اسلام‌(ص‌) تشكيل‌ حكومت‌ داد مثل‌ ساير حكومتهاي‌ جهان‌ لكن‌ با انگيزة‌ بسط‌ عدالت‌ اجتماعي‌. و خلفاي‌ اول‌ اسلامي‌ حكومتهاي‌ وسيع‌ داشته‌اند و حكومت‌ علي‌بن‌ ابيطالب‌ ـ عليه‌السلام‌ ـ نيز با همان‌ انگيزه‌، به‌ طور وسيعتر و گسترده‌تر از واضحات‌ تاريخ‌ است‌. و پس‌ از آن‌ بتدريج‌ حكومت‌ به‌ اسم‌ اسلام‌ بوده‌؛ و اكنون‌ نيز مدعيان‌ حكومت‌ اسلامي‌ به‌ پيروي‌ از اسلام‌ و رسول‌ اكرم‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ ـ بسيارند.

اينجانب‌ در اين‌ وصيتنامه‌ با اشاره‌ مي‌گذرم‌، ولي‌ اميد آن‌ دارم‌ كه‌ نويسندگان‌ و جامعه‌شناسان‌ و تاريخ‌نويسان‌، مسلمانان‌ را از اين‌ اشتباه‌ بيرون‌ آورند. و آنچه‌ گفته‌ شده‌ و مي‌شود كه‌ انبيا ـ عليهم‌السلام‌ ـ به‌ معنويات‌ كار دارند و حكومت‌ و سررشته‌داري‌ دنيايي‌ مطرود است‌ و انبيا و اوليا و بزرگان‌ از آن‌ احتراز مي‌كردند و ما نيز بايد چنين‌ كنيم‌، اشتباه‌ تأسف‌آوري‌ است‌ كه‌ نتايج‌ آن‌ به‌ تباهي‌ كشيدن‌ ملتهاي‌ اسلامي‌ و باز كردن‌ راه‌ براي‌ استعمارگران‌ خونخوار است‌، زيرا آنچه‌ مردود است‌ حكومتهاي‌ شيطاني‌ و ديكتاتوري‌ و ستمگري‌ است‌ كه‌ براي‌ سلطه‌جويي‌ و انگيزه‌هاي‌ منحرف‌ و دنيايي‌ كه‌ از آن‌ تحذير نموده‌اند؛ جمع‌آوري‌ ثروت‌ و مال‌ و قدرت‌طلبي‌ و طاغوت‌ گرايي‌ است‌ و بالاخره‌ دنيايي‌ است‌ كه‌ انسان‌ را از حق‌ تعالي‌ غافل‌ كند. و اما حكومت‌ حق‌ براي‌ نفع‌ مستضعفان‌ و جلوگيري‌ از ظلم‌ و جور و اقامة‌ عدالت‌ اجتماعي‌، همان‌ است‌ كه‌ مثل‌ سليمان‌ بن‌ داوود و پيامبر عظيم‌الشأن‌ اسلام‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ ـ و اوصياي‌    بزرگوارش‌ براي‌ آن‌ كوشش‌ مي‌كردند؛ از بزرگترين‌ واجبات‌ و اقامة‌ آن‌ از والاترين‌ عبادات‌ است‌، چنانچه‌ سياست‌ سالم‌ كه‌ در اين‌ حكومتها بوده‌ از امور لازمه‌ است‌. بايد ملت‌ بيدار و هوشيار ايران‌ با ديد اسلامي‌ اين‌ توطئه‌ها را خنثي‌ نمايند. و گويندگان‌ و نويسندگان‌ متعهد به‌ كمك‌ ملت‌ برخيزند و دست‌ شياطين‌ توطئه‌گر را قطع‌ نمايند.

 

ج‌ ـ  و از همين‌ قماش‌ توطئه‌ها و شايد موذيانه‌تر، شايعه‌هاي‌ وسيع‌ در سطح‌ كشور، و در شهرستانها بيشتر، بر اينكه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ هم‌ كاري‌ براي‌ مردم‌ انجام‌ نداد. بيچاره‌ مردم‌ با آن‌ شوق‌ و شعف‌ فداكاري‌ كردند كه‌ از رژيم‌ ظالمانة‌ طاغوت‌ رهايي‌ يابند، گرفتار يك‌ رژيم‌ بدتر شدند! مستكبران‌ مستكبرتر و مستضعفان‌ مستضعف‌تر شدند! زندانها پر از جوانان‌ كه‌ اميد آتية‌ كشور است‌ مي‌باشد و شكنجه‌ها از رژيم‌ سابق‌ بدتر و غيرانسانيتر است‌! هر روز عده‌اي‌ را اعدام‌ مي‌كنند به‌ اسم‌ اسلام‌! و اي‌ كاش‌ اسم‌ اسلام‌ روي‌ اين‌ جمهوري‌ نمي‌گذاشتند! اين‌ زمان‌ از زمان‌ رضاخان‌ و پسرش‌ بدتر است‌! مردم‌ در رنج‌ و زحمت‌ و گراني‌ سرسام‌آور غوطه‌ مي‌خورند و سردمداران‌ دارند اين‌ رژيم‌ را به‌ رژيمي‌ كمونيستي‌ هدايت‌ مي‌كنند! اموال‌ مردم‌ مصادره‌ مي‌شود و آزادي‌ در هر چيز از ملت‌ سلب‌ شده‌! و بسياري‌ ديگر از اين‌ قبيل‌ امور كه‌ با نقشه‌ اجرا مي‌شود. و دليل‌ آنكه‌ نقشه‌ و توطئه‌ در كار است‌ آنكه‌ هرچند روز يك‌ امر در هر گوشه‌ و كنار و در هر كوي‌ و برزن‌ سر زبانها مي‌افتد؛ در تاكسيها همين‌ مطلب‌ واحد و در اتوبوسها نيز همين‌ و در اجتماعات‌ چند نفره‌ باز همين‌ صحبت‌ مي‌شود؛ و يكي‌ كه‌ قدري‌ كهنه‌ شد يكي‌ ديگر معروف‌ مي‌شود. و مع‌الاسف‌ بعض‌ روحانيون‌ كه‌ از حيله‌هاي‌ شيطاني‌ بيخبرند با تماس‌ يكي‌ ـ دو نفر از عوامل‌ توطئه‌ گمان‌ مي‌كنند مطلب‌ همان‌ است‌. و اساس‌ مسأله‌ آن‌ است‌ كه‌ بسياري‌ از آنان‌ كه‌ اين‌ مسائل‌ را مي‌شنوند و باور مي‌كنند اطلاع‌ از وضع‌ دنيا و انقلابهاي‌ جهان‌ و حوادث‌ بعد از انقلاب‌ و گرفتاريهاي‌ عظيم‌ اجتناب‌ناپذير آن‌ ندارند ـچنانچه‌ اطلاع‌ صحيح‌ از تحولاتي‌ كه‌ همه‌ به‌ سود اسلام‌ است‌ ندارند ـ و چشم‌ بسته‌ و بيخبر امثال‌ اين‌ مطالب‌ را شنيده‌ و خود نيز با غفلت‌ يا عمد به‌ آنان‌ پيوسته‌اند.

اينجانب‌ توصيه‌ مي‌كنم‌ كه‌ قبل‌ از مطالعة‌ وضعيت‌ كنوني‌ جهان‌ و مقايسه‌ بين‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ با ساير انقلابات‌ و قبل‌ از آشنايي‌ با وضعيت‌ كشورها و ملتهايي‌ كه‌ در حال‌ انقلاب‌ و پس‌ از انقلابشان‌ بر آنان‌ چه‌ مي‌گذشته‌ است‌، و قبل‌ از توجه‌ به‌ گرفتاريهاي‌ اين‌ كشور طاغوتزده‌ از ناحية‌ رضاخان‌ و بدتر از آن‌ محمدرضا كه‌ در طول‌ چپاولگريهايشان‌ براي‌ اين‌ دولت‌ به‌ ارث‌ گذاشته‌اند، از وابستگيهاي‌ عظيم‌ خانمانسوز، تا اوضاع‌ وزارتخانه‌ها و ادارات‌ و اقتصاد و ارتش‌ و مراكز عياشي‌ و مغازه‌هاي‌ مسكرات‌ فروشي‌ و ايجاد بي‌بندوباري‌ در تمام‌ شئون‌ زندگي‌ و اوضاع‌ تعليم‌ و تربيت‌ و اوضاع‌ دبيرستانها و دانشگاهها و اوضاع‌ سينماها و عشرتكده‌ها و وضعيّت‌ جوانها و زنها و وضعيت‌ روحانيون‌ و متديّنين‌ و آزاديخواهان‌ متعهّد و بانوان‌ عفيف‌ ستمديده‌ و مساجد در زمان‌ طاغوت‌ و رسيدگي‌ به‌ پروندة‌ اعدام‌ شدگان‌ و محكومان‌ به‌ حبس‌ و رسيدگي‌ به‌ زندانها و كيفيت‌ عملكرد متصديان‌ و رسيدگي‌ به‌ مال‌ سرمايه‌داران‌ و زمينخواران‌ بزرگ‌ و محتكران‌ و گرانفروشان‌ و رسيدگي‌ به‌ دادگستريها و دادگاههاي‌ انقلاب‌ و مقايسه‌ با وضع‌ سابق‌ دادگستري‌ و قضات‌ و رسيدگي‌ به‌ حال‌ نمايندگان‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ و اعضاي‌ دولت‌ و استاندارها و ساير مأمورين‌ كه‌ در اين‌ زمان‌ آمده‌اند و مقايسه‌ با زمان‌ سابق‌ و رسيدگي‌ به‌ عملكرد دولت‌ و جهاد سازندگي‌ در روستاهاي‌ محروم‌ از همة‌ مواهب‌ حتي‌ آب‌ آشاميدني‌ و درمانگاه‌ و مقايسه‌ با طول‌ رژيم‌ سابق‌ با در نظر گرفتن‌ گرفتاري‌ به‌ جنگ‌ تحميلي‌ و پيامدهاي‌ آن‌ از قبيل‌ آوارگان‌ ميليوني‌ و خانواده‌هاي‌ شهدا و آسيب‌ديدگان‌ در جنگ‌ و آوارگان‌ ميليوني‌ افغانستان‌ و عراق‌ و با نظر به‌ حصر اقتصادي‌ و توطئه‌هاي‌ پي‌ در پي‌ امريكا و وابستگان‌ خارج‌ و داخلش‌ (اضافه‌ كنيد فقدان‌ مبلّغ‌ آشنا به‌ مسائل‌ به‌ مقدار احتياج‌ و قاضي‌ شرع‌) و هرج‌ و مرجهايي‌ كه‌ از طرف‌ مخالفان‌ اسلام‌ و منحرفان‌ و حتي‌ دوستان‌ نادان‌ در دست‌ اجرا است‌ و دهها مسائل‌ ديگر، تقاضا اين‌ است‌ كه‌ قبل‌ از آشنايي‌ به‌ مسائل‌، به‌ اشكالتراشي‌ و انتقاد كوبنده‌ و فحاشي‌ برنخيزيد؛ و به‌ حال‌ اين‌ اسلام‌ غريب‌ كه‌ پس‌ از صدها سال‌ ستمگري‌ قلدرها و جهل‌ توده‌ها امروز طفلي‌ تازه‌پا و وليده‌اي‌ است‌ محفوف‌ به‌ دشمنهاي‌ خارج‌ و داخل‌، رحم‌ كنيد. و شما اشكالتراشان‌ به‌ فكر بنشينيد كه‌ آيا بهتر نيست‌ به‌ جاي‌ سركوبي‌ به‌ اصلاح‌ و كمك‌ بكوشيد؛ و به‌ جاي‌ طرفداري‌ از منافقان‌ و ستمگران‌ و سرمايه‌داران‌ و محتكران‌ بي‌انصاف‌ از خدا بيخبر، طرفدار مظلومان‌ و ستمديدگان‌ و محرومان‌ باشيد؛ و به‌ جاي‌ گروههاي‌ آشوبگر و تروريستهاي‌ مفسد و طرفداري‌ غيرمستقيم‌ از آنان‌، توجهي‌ به‌ ترور شدگان‌ از روحانيون‌ مظلوم‌ تا خدمتگزاران‌ متعهد مظلوم‌ داشته‌ باشيد؟

اينجانب‌ هيچ‌ گاه‌ نگفته‌ و نمي‌گويم‌ كه‌ امروز در اين‌ جمهوري‌ به‌ اسلام‌ بزرگ‌ با همة‌ ابعادش‌ عمل‌ مي‌شود و اشخاصي‌ از روي‌ جهالت‌ و عقده‌ و بي‌انضباطي‌ برخلاف‌ مقررات‌ اسلام‌ عمل‌ نمي‌كنند؛ لكن‌ عرض‌ مي‌كنم‌ كه‌ قوة‌ مقننه‌ و قضاييه‌ و اجراييه‌ با زحمات‌ جانفرسا كوشش‌ در اسلامي‌ كردن‌ اين‌ كشور مي‌كنند و ملتِ دهها ميليوني‌ نيز طرفدار و مددكار آنان‌ هستند؛ و اگر اين‌ اقليت‌ اشكالتراش‌ و كارشكن‌ به‌ كمك‌ بشتابند، تحقق‌ اين‌ آمال‌ آسانتر و سريعتر خواهد بود. و اگر خداي‌ نخواسته‌ اينان‌ به‌ خود نيايند، چون‌ تودة‌ ميليوني‌ بيدار شده‌ و متوجه‌ مسائل‌ است‌ و در صحنه‌ حاضر است‌، آمال‌ انساني‌ ـ اسلامي‌ به‌ خواست‌ خداوند متعال‌ جامة‌ عمل‌ به‌ طور چشمگير خواهد پوشيد و كجروان‌ و اشكالتراشان‌ در مقابل‌ اين‌ سيل‌ خروشان‌ نخواهند توانست‌ مقاومت‌ كنند.

من‌ با جرأت‌ مدعي‌ هستم‌ كه‌ ملت‌ ايران‌ و تودة‌ ميليوني‌ آن‌ در عصر حاضر بهتر از ملت‌ حجاز در عهد رسول‌الله ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ ـ و كوفه‌ و عراق‌ در عهد اميرالمؤمنين‌ و حسين‌ بن‌ علي‌ ـ صلوات‌ الله و سلامه‌ عليهما ـ مي‌باشند. آن‌ حجاز كه‌ در عهد رسول‌الله ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ ـ مسلمانان‌ نيز اطاعت‌ از ايشان‌ نمي‌كردند و با بهانه‌هايي‌ به‌ جبهه‌ نمي‌رفتند، كه‌ خداوند تعالي‌ در سورة «توبه‌» با آياتي‌ آنها را توبيخ‌ فرموده‌ و وعدة‌ عذاب‌ داده‌ است‌.   و آنقدر به‌ ايشان‌ دروغ‌ بستند كه‌ به‌ حسب‌ نقل‌، در منبر به‌ آنان‌ نفرين‌ فرمودند.   و آن‌ اهل‌ عراق‌ و كوفه‌ كه‌ با اميرالمؤمنين‌ آنقدر بدرفتاري‌ كردند و از اطاعتش‌ سر باز زدند كه‌ شكايات‌ آن‌ حضرت‌ از آنان‌ در كتب‌ نقل‌ و تاريخ‌ معروف‌ است‌. و آن‌ مسلمانان‌ عراق‌ و كوفه‌ كه‌ با سيدالشهدا ـ عليه‌السلام‌ ـ آن‌ شد كه‌ شد. و آنان‌ كه‌ در
شهادت‌ دستْ آلوده‌ نكردند، يا گريختند از معركه‌ و يا نشستند تا آن‌ جنايت‌ تاريخ‌ واقع‌ شد. اما امروز مي‌بينيم‌ كه‌ ملت‌ ايران‌ از قواي‌ مسلح‌ نظامي‌ و انتظامي‌ و سپاه‌ و بسيج‌ تا قواي‌ مردمي‌ از عشاير و داوطلبان‌ و از قواي‌ در جبهه‌ها و مردم‌ پشت‌ جبهه‌ها، با كمال‌ شوق‌ و اشتياق‌ چه‌ فداكاريها مي‌كنند و چه‌ حماسه‌ها مي‌آفرينند. و مي‌بينيم‌ كه‌ مردم‌ محترم‌ سراسر كشور چه‌ كمكهاي‌ ارزنده‌ مي‌كنند. و مي‌بينيم‌ كه‌ بازماندگان‌ شهدا و آسيب‌ ديدگان‌ جنگ‌ و متعلقان‌ آنان‌ با چهره‌هاي‌ حماسه‌آفرين‌ و گفتار و كرداري‌ مشتاقانه‌ و اطمينان‌ بخش‌ با ما و شما روبه‌رو مي‌شوند. و اينها همه‌ از عشق‌ و علاقه‌ و ايمان‌ سرشار آنان‌ است‌ به‌ خداوند متعال‌ و اسلام‌ و حيات‌ جاويدان‌. در صورتي‌ كه‌ نه‌ در محضر مبارك‌ رسول‌ اكرم‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هستند، و نه‌ در محضر امام‌ معصوم‌ ـ صلوات‌ الله عليه‌. و انگيزة‌ آنان‌ ايمان‌ و اطمينان‌ به‌ غيب‌ است‌. و اين‌ رمز موفقيت‌ و پيروزي‌ در ابعاد مختلف‌ است‌. و اسلام‌ بايد افتخار كند كه‌ چنين‌ فرزنداني‌ تربيت‌ نموده‌، و ما همه‌ مفتخريم‌ كه‌ در چنين‌ عصري‌ و در پيشگاه‌ چنين‌ ملتي‌ مي‌باشيم‌.

و اينجانب‌ در اينجا يك‌ وصيت‌ به‌ اشخاصي‌ كه‌ به‌ انگيزة‌ مختلف‌ با جمهوري‌ اسلامي‌ مخالفت‌ مي‌كنند و به‌ جوانان‌، چه‌ دختران‌ و چه‌ پسراني‌ كه‌ مورد بهره‌برداري‌ منافقان‌ و منحرفان‌ فرصت‌ طلب‌ و سودجو واقع‌ شده‌اند مي‌نمايم‌، كه‌ بيطرفانه‌ و با فكر آزاد به‌ قضاوت‌ بنشينيد و تبليغات‌ آنان‌ كه‌ مي‌خواهند جمهوري‌ اسلامي‌ ساقط‌ شود و كيفيت‌ عمل‌ آنان‌ و رفتارشان‌ با توده‌هاي‌ محروم‌ و گروهها و دولتهايي‌ كه‌ از آنان‌ پشتيباني‌ كرده‌ و مي‌كنند و گروهها و اشخاصي‌ كه‌ در داخل‌ به‌ آنان‌ پيوسته‌ و از آنان‌ پشتيباني‌ مي‌كنند و اخلاق‌ و رفتارشان‌ در بين‌ خود و هوادارانشان‌ و تغيير موضعهايشان‌ در پيشامدهاي‌ مختلف‌ را، با دقت‌ و بدون‌ هواي‌ نفس‌ بررسي‌ كنيد، و مطالعه‌ كنيد حالات‌ آنان‌ كه‌ در اين‌ جمهوري‌ اسلامي‌ به‌ دست‌ منافقان‌ و منحرفان‌ شهيد شدند، و ارزيابي‌ كنيد بين‌ آنان‌ و دشمنانشان‌؛ نوارهاي‌ اين‌ شهيدان‌ تا حدي‌ در دست‌ و نوارهاي‌ مخالفان‌ شايد در دست‌ شماها باشد، ببينيد كدام‌ دسته‌ طرفدار محرومان‌ و مظلومان‌ جامعه‌ هستند.

برادران‌! شما اين‌ اوراق‌ را قبل‌ از مرگ‌ من‌ نمي‌خوانيد. ممكن‌ است‌ پس‌ از من‌ بخوانيد در آن‌ وقت‌ من‌ نزد شما نيستم‌ كه‌ بخواهم‌ به‌ نفع‌ خود و جلب‌ نظرتان‌ براي‌ كسب‌ مقام‌ و قدرتي‌ با قلبهاي‌ جوان‌ شما بازي‌ كنم‌. من‌ براي‌ آنكه‌ شما جوانان‌ شايسته‌اي‌ هستيد علاقه‌ دارم‌ كه‌ جواني‌ خود را در راه‌ خداوند و اسلام‌ عزيز و جمهوري‌ اسلامي‌ صرف‌ كنيد تا سعادت‌ هر دو جهان‌ را دريابيد. و از خداوند غفور مي‌خواهم‌ كه‌ شما را به‌ راه‌ مستقيم‌ انسانيت‌ هدايت‌ كند و از گذشتة‌ ما و شما با رحمت‌ واسعة‌ خود بگذرد. شماها نيز در خلوتها از خداوند همين‌ را بخواهيد، كه‌ او هادي‌ و رحمان‌ است‌.

و يك‌ وصيت‌ به‌ ملت‌ شريف‌ ايران‌ و ساير ملتهاي‌ مبتلا به‌ حكومتهاي‌ فاسد و دربند قدرتهاي‌ بزرگ‌ مي‌كنم‌؛ اما به‌ ملت‌ عزيز ايران‌ توصيه‌ مي‌كنم‌ كه‌ نعمتي‌ كه‌ با جهاد عظيم‌ خودتان‌ و خون‌ جوانان‌ برومندتان‌ به‌ دست‌ آورديد همچون‌ عزيزترين‌ امور قدرش‌ را بدانيد و از آن‌ حفاظت‌ و پاسداري‌ نماييد و در راه‌ آن‌، كه‌ نعمتي‌ عظيم‌ الهي‌ و امانت‌ بزرگ‌ خداوندي‌ است‌ كوشش‌ كنيد و از مشكلاتي‌ كه‌ در اين‌ صراط‌ مستقيم‌ پيش‌ مي‌آيد نهراسيد كه‌  إن‌ تَنْصرواالله يَنْصُرْكم‌ و يُثَبِّتْ اَقدامَكم‌ .   و در مشكلات‌ دولت‌ جمهوري‌ اسلامي‌ با جان‌ و دل‌ شريك‌ و در رفع‌ آنها كوشا باشيد، و دولت‌ و مجلس‌ را از خود بدانيد، و چون‌ محبوبي‌ گرامي‌ از آن‌ نگهداري‌ كنيد.

و به‌ مجلس‌ و دولت‌ و دست‌اندركاران‌ توصيه‌ مي‌نمايم‌ كه‌ قدر اين‌ ملت‌ را بدانيد و در خدمتگزاري‌ به‌ آنان‌ خصوصاً مستضعفان‌ و محرومان‌ و ستمديدگان‌ كه‌ نور چشمان‌ ما و اولياي‌ نعم‌ همه‌ هستند و جمهوري‌ اسلامي‌ رهاورد آنان‌ و با فداكاريهاي‌ آنان‌ تحقق‌ پيدا كرد و بقاي‌    آن‌ نيز مرهون‌ خدمات‌ آنان‌ است‌، فروگذار نكنيد و خود را از مردم‌ و آنان‌ را از خود بدانيد و حكومتهاي‌ طاغوتي‌ را كه‌ چپاولگراني‌ بي‌فرهنگ‌ و زورگوياني‌ تهي‌ مغز بودند و هستند را هميشه‌ محكوم‌ نماييد، البته‌ با اعمال‌ انساني‌ كه‌ شايسته‌ براي‌ يك‌ حكومت‌ اسلامي‌ است‌.

و اما به‌ ملتهاي‌ اسلامي‌ توصيه‌ مي‌كنم‌ كه‌ از حكومت‌ جمهوري‌ اسلامي‌ و از ملت‌ مجاهد ايران‌ الگو بگيريد و حكومتهاي‌ جائر خود را در صورتي‌ كه‌ به‌ خواست‌ ملتها كه‌ خواست‌ ملت‌ ايران‌ است‌ سر فرود نياوردند، با تمام‌ قدرت‌ به‌ جاي‌ خود بنشانيد، كه‌ ماية‌ بدبختي‌ مسلمانان‌، حكومتهاي‌ وابستة‌ به‌ شرق‌ و غرب‌ مي‌باشند. و اكيداً توصيه‌ مي‌كنم‌ كه‌ به‌ بوقهاي‌ تبليغاتي‌ مخالفان‌ اسلام‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ گوش‌ فرا ندهيد كه‌ همه‌ كوشش‌ دارند كه‌ اسلام‌ را از صحنه‌ بيرون‌ كنند كه‌ منافع‌ ابرقدرتها تأمين‌ شود.

ادامه دارد....

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 9:55 قبل از ظهر  توسط saleh  | 

ماه جماران2

به نام خدا

ادامه ی وصیت نامه ی الهی - سیاسی امام ره 

د ـ  از نقشه‌هاي‌ شيطانيِ قدرتهاي‌ بزرگ‌ استعمار و استثمارگر كه‌ سالهاي‌ طولاني‌ در دست‌ اجرا است‌ و در كشور ايران‌ از زمان‌ رضاخان‌ اوج‌ گرفت‌ و در زمان‌ محمدرضا با روشهاي‌ مختلف‌ دنباله‌گيري‌ شد، به‌ انزواكشاندن‌ روحانيت‌ است‌؛ كه‌ در زمان‌ رضاخان‌ با فشار و سركوبي‌ و خلع‌ لباس‌ و حبس‌ و تبعيد و هتك‌ حرمات‌ و اعدام‌ و امثال‌ آن‌، و در زمان‌ محمدرضا با نقشه‌ و روشهاي‌ ديگر كه‌ يكي‌ از آنها ايجاد عداوت‌ بين‌ دانشگاهيان‌ و روحانيان‌ بود، كه‌ تبليغات‌ وسيعي‌ در اين‌ زمينه‌ شد؛ و مع‌الاسف‌ به‌ واسطة‌ بيخبري‌ هر دو قشر از توطئة‌ شيطاني‌ ابرقدرتها نتيجة‌ چشمگيري‌ گرفته‌ شد. از يك‌ طرف‌، از دبستانها تا دانشگاهها كوشش‌ شد كه‌ معلمان‌ و دبيران‌ و اساتيد و رؤساي‌ دانشگاهها از بين‌ غربزدگان‌ يا شرقزدگان‌ و منحرفان‌ از اسلام‌ و ساير اديان‌ انتخاب‌ و به‌ كار گماشته‌ شوند و متعهدان‌ مؤمن‌ در اقليت‌ قرار گيرند كه‌ قشر مؤثر را كه‌ در آتيه‌ حكومت‌ را به‌ دست‌ مي‌گيرند، از كودكي‌ تا نوجواني‌ و تا جواني‌ طوري‌ تربيت‌ كنند كه‌ از اديان‌ مطلقاً، و اسلام‌ بخصوص‌، و از وابستگان‌ به‌ اديان‌ خصوصاً روحانيون‌ و مبلغان‌، متنفر باشند. و اينان‌ را عمال‌ انگليس‌ در آن‌ زمان‌، و طرفدار سرمايه‌داران‌ و زمينخواران‌ و طرفدار ارتجاع‌ و مخالف‌ تمدن‌ و تعالي‌ در بعد از آن‌ معرفي‌ مي‌نمودند. و از طرف‌ ديگر، با تبليغات‌ سو ء ، روحانيون‌ و مبلغان‌ و متدينان‌ را از دانشگاه‌ و دانشگاهيان‌ ترسانيده‌ و همه‌ را به‌ بي‌ديني‌ و بي‌بند و باري‌ و مخالف‌ با مظاهر اسلام‌ و اديان‌ متهم‌ مي‌نمودند. نتيجه‌ آنكه‌ دولتمردانْ مخالف‌ اديان‌ و اسلام‌ و روحانيون‌ و متدينان‌ باشند؛ و توده‌هاي‌ مردم‌ كه‌ علاقه‌ به‌ دين‌ و روحاني‌ دارند مخالف‌ دولت‌ و حكومت‌ و هر چه‌ متعلق‌ به‌ آن‌ است‌ باشند، و اختلاف‌ عميق‌ بين‌ دولت‌ و ملت‌ و دانشگاهي‌ و روحاني‌ راه‌ را براي‌ چپاولگران‌ آنچنان‌ باز كند كه‌ تمام‌ شئون‌ كشور در تحت‌ قدرت‌ آنان‌ و تمام‌ ذخاير ملت‌ در جيب‌ آنان‌ سرازير شود، چنانچه‌ ديديد به‌ سر اين‌ ملت‌ مظلوم‌ چه‌ آمد، و مي‌رفت‌ كه‌ چه‌ آيد.

اكنون‌ كه‌ به‌ خواست‌ خداوند متعال‌ و مجاهدت‌ ملت‌ ـ از روحاني‌ و دانشگاهي‌ تا بازاري‌ و كارگر و كشاورز و ساير قشرها ـ بند اسارت‌ را پاره‌ و سد قدرت‌ ابرقدرتها را شكستند و كشور را از دست‌ آنان‌ و وابستگانشان‌ نجات‌ دادند، توصية‌ اينجانب‌ آن‌ است‌ كه‌ نسل‌ حاضر و آينده‌ غفلت‌ نكنند و دانشگاهيان‌ و جوانان‌ برومند عزيز هر چه‌ بيشتر با روحانيان‌ و طلاب‌ علوم‌ اسلامي‌ پيوند دوستي‌ و تفاهم‌ را محكمتر و استوارتر سازند و از نقشه‌ها و توطئه‌هاي‌ دشمن‌ غدار غافل‌ نباشند و به‌ مجرد آنكه‌ فرد يا افرادي‌ را ديدند كه‌ با گفتار و رفتار خود در صدد است‌ بذر نفاق‌ بين‌ آنان‌ افكند او را ارشاد و نصيحت‌ نمايند؛ و اگر تأثير نكرد از او روگردان‌ شوند و او را به‌ انزوا كشانند و نگذارند توطئه‌ ريشه‌ دواند كه‌ سرچشمه‌ را به‌ آساني‌ مي‌توان‌ گرفت‌. و مخصوصاً اگر در اساتيد كسي‌ پيدا شد كه‌ مي‌خواهد انحراف‌ ايجاد كند، او را ارشاد و اگر نشد، از خود و كلاس‌ خود طرد كنند. و اين‌ توصيه‌ بيشتر متوجه‌ روحانيون‌ و محصلين‌ علوم‌ ديني‌ است‌. و توطئه‌ها در دانشگاهها از عمق‌ ويژه‌اي‌    برخوردار است‌ و هر قشر محترم‌ كه‌ مغز متفكر جامعه‌ هستند بايد مواظب‌ توطئه‌ها باشند.

 

ه ـ  از جمله‌ نقشه‌ها كه‌ مع‌الاسف‌ تأثير بزرگي‌ در كشورها و كشور عزيزمان‌ گذاشت‌ و آثار آن‌ باز تا حد زيادي‌ به‌ جا مانده‌، بيگانه‌ نمودن‌ كشورهاي‌ استعمار زده‌ از خويش‌، و غربزده‌ و شرقزده‌ نمودن‌ آنان‌ است‌ به‌ طوريكه‌ خود را و فرهنگ‌ و قدرت‌ خود را به‌ هيچ‌ گرفتند و غرب‌ و شرق‌، دو قطب‌ قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ‌ آنان‌ را والاتر و آن‌ دو قدرت‌ را قبله‌گاه‌ عالم‌ دانستند و وابستگي‌ به‌ يكي‌ از دو قطب‌ را از فرائض‌ غيرقابل‌ اجتناب‌ معرفي‌ نمودند! و قصة‌ اين‌ امر غم‌انگيز، طولاني‌ و ضربه‌هايي‌ كه‌ از آن‌ خورده‌ و اكنون‌ نيز مي‌خوريم‌ كشنده‌ و كوبنده‌ است‌.

و غم‌انگيزتر اينكه‌ آنان‌ ملتهاي‌ ستمديدة‌ زير سلطه‌ را در همه‌ چيز عقب‌ نگه‌داشته‌ و كشورهايي‌ مصرفي‌ بار آوردند و به‌قدري‌ ما را از پيشرفتهاي‌ خود و قدرتهاي‌ شيطاني‌شان‌ ترسانده‌اند كه‌ جرأت‌ دست‌ زدن‌ به‌ هيچ‌ ابتكاري‌ نداريم‌ و همه‌ چيز خود را تسليم‌ آنان‌ كرده‌ و سرنوشت‌ خود و كشورهاي‌ خود را به‌ دست‌ آنان‌ سپرده‌ و چشم‌ و گوش‌ بسته‌ مطيع‌ فرمان‌ هستيم‌. و اين‌ پوچي‌ و تهي‌ مغزي‌ مصنوعي‌ موجب‌ شده‌ كه‌ در هيچ‌ امري‌ به‌ فكر و دانش‌ خود اتكا نكنيم‌ و كوركورانه‌ از شرق‌ و غرب‌ تقليد نماييم‌ بلكه‌ از فرهنگ‌ و ادب‌ و صنعت‌ و ابتكار اگر داشتيم‌، نويسندگان‌ و گويندگان‌ غرب‌ و شرقزدة‌ بي‌فرهنگ‌، آنها را به‌ باد انتقاد و مسخره‌ گرفته‌ و فكر و قدرت‌ بومي‌ ما را سركوب‌ و مأيوس‌ نموده‌ و مي‌نمايند و رسوم‌ و آداب‌ اجنبي‌ را هر چند مبتذل‌ و مفتضح‌ باشد با عمل‌ و گفتار و نوشتار ترويج‌ كرده‌ و با مداحي‌ و ثناجويي‌ آنها را به‌ خورد ملتها داده‌ و مي‌دهند. في‌المثل‌، اگر در كتاب‌ يا نوشته‌ يا گفتاري‌ چند واژة‌ فرنگي‌ باشد، بدون‌ توجه‌ به‌ محتواي‌ آن‌ با اعجاب‌ پذيرفته‌، و گوينده‌ و نويسندة‌ آن‌ را دانشمند و روشنفكر به‌ حساب‌ مي‌آورند. و از گهواره‌ تا قبر به‌ هرچه‌ بنگريم‌ اگر با واژة‌ غربي‌ و شرقي‌ اسم‌گذاري‌ شود مرغوب‌ و مورد توجه‌ و از مظاهر تمدن‌ و پيشرفتگي‌ محسوب‌، و اگر واژه‌هاي‌ بومي‌ خودي‌ به‌ كار رود مطرود و كهنه‌ و واپسزده‌ خواهد بود. كودكان‌ ما اگر نام‌ غربي‌ داشته‌ باشند مفتخر؛ و اگر نام‌ خودي‌ دارند سر به‌ زير و عقب‌ افتاده‌اند. خيابانها، كوچه‌ها، مغازه‌ها، شركتها، داروخانه‌ها، كتابخانه‌ها، پارچه‌ها، و ديگر متاعها، هرچند در داخل‌ تهيه‌ شده‌ بايد نام‌ خارجي‌ داشته‌ باشد تا مردم‌ از آن‌ راضي‌ و به‌ آن‌ اقبال‌ كنند. فرنگي‌ مآبي‌ از سر تا پا و در تمام‌ نشست‌ و برخاستها و در معاشرتها و تمام‌ شئون‌ زندگي‌ موجب‌ افتخار و سربلندي‌ و تمدن‌ و پيشرفت‌، و در مقابل‌، آداب‌ و رسوم‌ خودي‌، كهنه‌پرستي‌ و عقب‌ افتادگي‌ است‌. در هر مرض‌ و كسالتي‌ ولو جزئي‌ و قابل‌ علاج‌ در داخل‌، بايد به‌ خارج‌ رفت‌ و دكترها و اطباي‌ دانشمند خود را محكوم‌ و مأيوس‌ كرد. رفتن‌ به‌ انگلستان‌ و فرانسه‌ و امريكا و مسكو افتخاري‌ پر ارزش‌ و رفتن‌ به‌ حج‌ و ساير اماكن‌ متبركه‌ كهنه‌پرستي‌ و عقب‌ماندگي‌ است‌. بي‌اعتنايي‌ به‌ آنچه‌ مربوط‌ به‌ مذهب‌ و معنويات‌ است‌ از نشانه‌هاي‌ روشنفكري‌ و تمدن‌، و در مقابل‌، تعهد به‌ اين‌ امور نشانة‌ عقب‌ماندگي‌ و كهنه‌ پرستي‌ است‌.

اينجانب‌ نمي‌گويم‌ ما خود همه‌ چيز داريم‌؛ معلوم‌ است‌ ما را در طول‌ تاريخِ نه‌ چندان‌ دور خصوصاً، و در سده‌هاي‌ اخير از هر پيشرفتي‌ محروم‌ كرده‌اند و دولتمردان‌ خائن‌ و دودمان‌ پهلوي‌ خصوصاً، و مراكز تبليغاتي‌ عليه‌ دستاوردهاي‌ خودي‌ و نيز خودْ كوچك‌ديدنها و يا ناچيزديدنها، ما را از هر فعاليتي‌ براي‌ پيشرفت‌ محروم‌ كرد. وارد كردن‌ كالاها از هر قماش‌ و سرگرم‌ كردن‌ بانوان‌ و مردان‌ خصوصاً طبقة‌ جوان‌، به‌ اقسام‌ اجناس‌ وارداتي‌ از قبيل‌ ابزار آرايش‌ و تزئينات‌ و تجملات‌ و بازيهاي‌ كودكانه‌ و به‌ مسابقه‌ كشاندن‌ خانواده‌ها و مصرفي‌ بار آوردن‌ هر چه‌ بيشتر، كه‌ خود داستانهاي‌ غم‌انگيز دارد، و سرگرم‌ كردن‌ و به‌ تباهي‌ كشاندن‌ جوانها كه‌ عضو فعال‌ هستند با فراهم‌ آوردن‌ مراكز فحشا و عشرتكده‌ها، و دهها از اين‌ مصائب‌ حساب‌ شده‌، براي‌ عقب‌ نگهداشتن‌ كشورهاست‌. من‌ وصيت‌ دلسوزانه‌ و خادمانه‌ مي‌كنم‌ به‌ ملت‌ عزيز كه‌ اكنون‌ كه‌ تا حدود بسيار چشمگيري‌ از بسياري‌ از اين‌ دامها نجات‌ يافته‌ و نسل‌ محروم‌ حاضر به‌ فعاليت‌ و ابتكار برخاسته‌ و ديديم‌ كه‌ بسياري‌ از كارخانه‌ها و وسايل‌ پيشرفته‌ مثل‌ هواپيماها و ديگر چيزها كه‌ گمان‌ نمي‌رفت‌ متخصصين‌ ِ ايران‌ قادر به‌ راه‌ انداختن‌ كارخانه‌ها و امثال‌ آن‌ باشند و همه‌ دستها را به‌ سوي‌ غرب‌ يا شرق‌ دراز كرده‌ بوديم‌ كه‌ متخصصين‌ آنان‌ اينها را به‌ راه‌ اندازند، در اثر محاصرة‌ اقتصادي‌ و جنگ‌ تحميلي‌، خود جوانان‌ عزيز ما قطعات‌ محل‌ احتياج‌ را ساخته‌ و با قيمتهاي‌ ارزانتر عرضه‌ كرده‌ و رفع‌ احتياج‌ نمودند و ثابت‌ كردند كه‌ اگر بخواهيم‌ مي‌توانيم‌.

بايد هوشيار و بيدار و مراقب‌ باشيد كه‌ سياست‌بازان‌ پيوسته‌ به‌ غرب‌ و شرق‌ با وسوسه‌هاي‌ شيطاني‌ شما را به‌ سوي‌ اين‌ چپاولگران‌ بين‌المللي‌ نكشند؛ و با ارادة‌ مصمم‌ و فعاليت‌ و پشتكار خود به‌ رفع‌ وابستگيها قيام‌ كنيد.

و بدانيد كه‌ نژاد آريا و عرب‌ از نژاد اروپا و امريكا و شوروي‌ كم‌ ندارد و اگر خوديِ خود را بيابد و يأس‌ را از خود دور كند و چشمداشت‌ به‌ غير خود نداشته‌ باشد، در درازمدت‌ قدرت‌ همه‌ كار و ساختن‌ همه‌ چيز را دارد. و آنچه‌ انسانهاي‌ شبيه‌ به‌ اينان‌ به‌ آن‌ رسيده‌اند شما هم‌ خواهيد رسيد به‌ شرط‌ اتكال‌ به‌ خداوند تعالي‌ و اتكا به‌ نفس‌، و قطع‌ وابستگي‌ به‌ ديگران‌ و تحمل‌ سختيها براي‌ رسيدن‌ به‌ زندگي‌ شرافتمندانه‌ و خارج‌ شدن‌ از تحت‌ سلطة‌ اجانب‌.

و بر دولتها و دست‌ اندركاران‌ است‌ چه‌ در نسل‌ حاضر و چه‌ در نسلهاي‌ آينده‌ كه‌ از متخصصين‌ خود قدرداني‌ كنند و آنان‌ را با كمكهاي‌ مادي‌ و معنوي‌ تشويق‌ به‌ كار نمايند و از ورود كالاهاي‌ مصرف‌ساز و خانه‌ برانداز جلوگيري‌ نمايند و به‌ آنچه‌ دارند بسازند تا خود همه‌ چيز بسازند.

و از جوانان‌، دختران‌ و پسران‌، مي‌خواهم‌ كه‌ استقلال‌ و آزادي‌ و ارزشهاي‌ انساني‌ را، ولو با تحمل‌ زحمت‌ و رنج‌، فداي‌ تجملات‌ و عشرتها و بي‌ بند و باريها و حضور در مراكز فحشا كه‌ از طرف‌ غرب‌ و عمال‌ بي‌وطن‌ به‌ شما عرضه‌ مي‌شود نكنند؛ كه‌ آنان‌ چنانچه‌ تجربه‌ نشان‌ داده‌ جز تباهي‌ شما و اغفالتان‌ از سرنوشت‌ كشورتان‌ و چاپيدن‌ ذخائر شما و به‌ بند استعمار و ننگ‌ وابستگي‌ كشيدنتان‌ و مصرفي‌ نمودن‌ ملت‌ و كشورتان‌ به‌ چيز ديگر فكر نمي‌كنند؛ و مي‌خواهند با اين‌ وسايل‌ و امثال‌ آن‌ شما را عقب‌مانده‌، و به‌ اصطلاح‌ آنان‌ «نيمه‌ وحشي‌» نگه‌ دارند.

و ـ  از توطئه‌هاي‌ بزرگ‌ آنان‌، چنانچه‌ اشاره‌ شد و كراراً تذكر داده‌ام‌، به‌ دست‌ گرفتن‌ مراكز تعليم‌ و تربيت‌ خصوصاً دانشگاهها است‌ كه‌ مقدرات‌ كشورها در دست‌ محصولات‌ آنها است‌. روش‌ آنان‌ با روحانيون‌ و مدارس‌ علوم‌ اسلامي‌ فرق‌ دارد با روشي‌ كه‌ در دانشگاهها و دبيرستانها دارند. نقشة‌ آنان‌ برداشتن‌ روحانيون‌ از سر راه‌ و منزوي‌ كردن‌ آنان‌ است‌؛ يا با سركوبي‌ و خشونت‌ و هتاكي‌ كه‌ در زمان‌ رضاخان‌ عمل‌ شد ولي‌ نتيجة‌ معكوس‌ گرفته‌ شد؛ يا با تبليغات‌ و تهمتها و نقشه‌هاي‌ شيطاني‌ براي‌ جدا كردن‌ قشر تحصيلكرده‌ و به‌ اصطلاح‌ روشنفكر كه‌ اين‌ هم‌ در زمان‌ رضاخان‌ عمل‌ مي‌شد و در رديف‌ فشار و سركوبي‌ بود؛ و در زمان‌ محمدرضا ادامه‌ يافت‌ بدون‌ خشونت‌ ولي‌ موذيانه‌.

و اما در دانشگاه‌ نقشه‌ آن‌ است‌ كه‌ جوانان‌ را از فرهنگ‌ و ادب‌ و ارزشهاي‌ خودي‌ منحرف‌ كنند و به‌ سوي‌ شرق‌ يا غرب‌ بكشانند و دولتمردان‌ را از بين‌ اينان‌ انتخاب‌ و بر سرنوشت‌ كشورها حكومت‌ دهند تا به‌ دست‌ آنها هرچه‌ مي‌خواهند انجام‌ دهند. اينان‌ كشور را به‌ غارتزدگي‌ و غربزدگي‌ بكشانند و قشر روحاني‌ با انزوا و منفوريت‌ و شكست‌ قادر بر جلوگيري‌ نباشد. و اين‌ بهترين‌ راه‌ است‌ براي‌ عقب‌ نگهداشتن‌ و غارت‌ كردن‌ كشورهاي‌ تحت‌ سلطه‌، زيرا براي‌ ابرقدرتها بي‌زحمت‌ و بي‌خرج‌ و در جوامع‌ ملي‌ بي‌سر و صدا، هر چه‌ هست‌ به‌ جيب‌ آنان‌ مي‌ريزد.

پس‌ اكنون‌ كه‌ دانشگاهها و دانشسراها در دست‌ اصلاح‌ و پاكسازي‌ است‌، بر همة‌ ما لازم‌ است‌ با متصديان‌ كمك‌ كنيم‌ و براي‌ هميشه‌ نگذاريم‌ دانشگاهها به‌ انحراف‌ كشيده‌ شود؛ و هر جا انحرافي‌ به‌ چشم‌ خورد با اقدام‌ سريع‌ به‌ رفع‌ آن‌ كوشيم‌. و اين‌ امر حياتي‌ بايد در مرحلة‌ اول‌ با دست‌ پرتوان‌ خود جوانان‌ دانشگاهها و دانشسراها انجام‌ گيرد كه‌ نجات‌ دانشگاه‌ از انحراف‌، نجات‌ كشور و ملت‌ است‌.

و اينجانب‌ به‌ همة‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ در مرحلة‌ اول‌، و پدران‌ و مادران‌ و دوستان‌ آنها در مرحلة‌ دوم‌، و به‌ دولتمردان‌ و روشنفكران‌ دلسوز براي‌ كشور در مرحلة‌ بعد وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ در اين‌ امر مهم‌ كه‌ كشورتان‌ را از آسيب‌ نگه‌ مي‌دارد، با جان‌ و دل‌ كوشش‌ كنيد و دانشگاهها را به‌ نسل‌ بعد بسپريد. و به‌ همة‌ نسلهاي‌ مسلسل‌ توصيه‌ مي‌كنم‌ كه‌ براي‌ نجات‌ خود و كشور عزيز و اسلامِآدم‌ ساز، دانشگاهها را از انحراف‌ و غرب‌ و شرقزدگي‌ حفظ‌ و پاسداري‌ كنيد و با اين‌ عمل‌ انساني‌ ـ اسلامي‌ خود دست‌ قدرتهاي‌ بزرگ‌ را از كشور قطع‌ و آنان‌ را نااميد نماييد. خدايتان‌ پشتيبان‌ و نگهدار باد.

 

ز ـ  از مهمات‌ امور، تعهد وكلاي‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ است‌. ما ديديم‌ كه‌ اسلام‌ و كشور ايران‌ چه‌ صدمات‌ بسيار غم‌انگيزي‌ از مجلس‌ شوراي‌ غيرصالح‌ و منحرف‌، از بعد از مشروطه‌ تا عصر رژيم‌ جنايتكار پهلوي‌ و از هر زمان‌ بدتر و خطرناكتر در اين‌ رژيم‌ تحميلي‌ فاسد خورد؛ و چه‌ مصيبتها و خسارتهاي‌ جانفرسا از اين‌ جنايتكاران‌ بي‌ارزش‌ و نوكرمآب‌ به‌ كشور و ملت‌ وارد شد. در اين‌ پنجاه‌ سال‌ يك‌ اكثريت‌ قلابي‌ منحرف‌ در مقابل‌ يك‌ اقليت‌ مظلوم‌ موجب‌ شد كه‌ هرچه‌ انگلستان‌ و شوروي‌ و اخيراً امريكا خواستند، با دست‌ همين‌ منحرفانِ از خدا بيخبر انجام‌ دهند و كشور را به‌ تباهي‌ و نيستي‌ كشانند. از بعد از مشروطه‌، هيچ‌ گاه‌ تقريباً به‌ مواد مهم‌ قانون‌ اساسي‌ عمل‌ نشد ـ قبل‌ از رضاخان‌ با تصدي‌ غربزدگان‌ و مشتي‌ خان‌ و زمينخواران‌؛ و در زمان‌ رژيم‌ پهلوي‌ به‌ دست‌ آن‌ رژيم‌ سفاك‌ و وابستگان‌ و حلقه‌ به‌ گوشان‌ آن‌.

اكنون‌ كه‌ با عنايت‌ پروردگار و همت‌ ملت‌ عظيم‌الشأن‌ سرنوشت‌ كشور به‌ دست‌ مردم‌ افتاد و وكلا از خود مردم‌ و با انتخاب‌ خودشان‌، بدون‌ دخالت‌ دولت‌ و خانهاي‌ ولايات‌ به‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ راه‌ يافتند، و اميد است‌ كه‌ با تعهد آنان‌ به‌ اسلام‌ و مصالح‌ كشور جلوگيري‌ از هر انحراف‌ بشود. وصيت‌ اينجانب‌ به‌ ملت‌ در حال‌ و آتيه‌ آن‌ است‌ كه‌ با ارادة‌ مصمم‌ خود و تعهد خود به‌ احكام‌ اسلام‌ و مصالح‌ كشور در هر دوره‌ از انتخابات‌ وكلاي‌ داراي‌ تعهد به‌ اسلام‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ كه‌ غالباً بين‌ متوسطين‌ جامعه‌ و محرومين‌ مي‌باشند و غير منحرف‌ از صراط‌ مستقيم‌ ـ به‌ سوي‌ غرب‌ يا شرق‌ ـ و بدون‌ گرايش‌ به‌ مكتبهاي‌ انحرافي‌ و اشخاص‌ تحصيلكرده‌ و مطلع‌ بر مسائل‌ روز و سياستهاي‌ اسلامي‌، به‌ مجلس‌ بفرستند.

و به‌ جامعة‌ محترم‌ روحانيت‌ خصوصاً مراجع‌ معظم‌، وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ خود را از مسائل‌ جامعه‌ خصوصاً مثل‌ انتخاب‌ رئيس‌ جمهور و وكلاي‌ مجلس‌، كنار نكشند و بي‌تفاوت‌ نباشند. همه‌ ديديد و نسل‌ آتيه‌ خواهد شنيد كه‌ دست‌ سياست‌بازان‌ پيرو شرق‌ و غرب‌، روحانيون‌ را كه‌ اساس‌ مشروطيت‌ را با زحمات‌ و رنجها بنيان‌ گذاشتند از صحنه‌ خارج‌ كردند و روحانيون‌ نيز بازي‌ سياست‌بازان‌ را خورده‌ و دخالت‌ در امور كشور و مسلمين‌ را خارج‌ از مقام‌ خود انگاشتند و صحنه‌ را به‌ دست‌ غربزدگان‌ سپردند؛ و به‌ سر مشروطيت‌ و قانون‌ اساسي‌ و كشور و اسلام‌ آن‌ آوردند كه‌ جبرانش‌ احتياج‌ به‌ زمان‌ طولاني‌ دارد.

اكنون‌ كه‌ بحمدالله تعالي‌ موانع‌ رفع‌ گرديده‌ و فضاي‌ آزاد براي‌ دخالت‌ همة‌ طبقات‌ پيش‌ آمده‌ است‌، هيچ‌ عذري‌ باقي‌ نمانده‌ و از گناهان‌ بزرگ‌ نابخشودني‌، مسامحه‌ در امر مسلمين‌ است‌. هركس‌ به‌ مقدار توانش‌ و حيطة‌ نفوذش‌ لازم‌ است‌ در خدمت‌ اسلام‌ و ميهن‌ باشد؛ و با جديت‌ از نفوذ وابستگان‌ به‌ دو قطب‌ استعمارگر و غرب‌ يا شرقزدگان‌ و منحرفان‌ از مكتب‌ بزرگ‌ اسلام‌ جلوگيري‌ نمايند، و بدانند كه‌ مخالفين‌ اسلام‌ و كشورهاي‌ اسلامي‌ كه‌ همان‌ ابرقدرتان‌ چپاولگر بين‌ المللي‌ هستند، با تدريج‌ و ظرافت‌ در كشور ما و كشورهاي‌ اسلامي‌ ديگر رخنه‌، و با دست‌ افراد خودِ ملتها، كشورها را به‌ دام‌ استثمار مي‌كشانند. بايد با هوشياري‌ مراقب‌ باشيد و با احساس‌ اولين‌ قدمِ نفوذي‌ به‌ مقابله‌ برخيزيد و به‌ آنان‌ مهلت‌ ندهيد. خدايتان‌ يار و نگهدار باشد.

و از نمايندگان‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ در اين‌ عصر و عصرهاي‌ آينده‌ مي‌خواهم‌ كه‌ اگر خداي‌ نخواسته‌ عناصر منحرفي‌ با دسيسه‌ و بازي‌ سياسي‌ وكالت‌ خود را به‌ مردم‌ تحميل‌ نمودند، مجلس‌ اعتبارنامة‌ آنان‌ را رد كنند و نگذارند حتي‌ يك‌ عنصر خرابكار وابسته‌ به‌ مجلس‌ راه‌ يابد.

و به‌ اقليتهاي‌ مذهبي‌ رسمي‌ وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ از دوره‌هاي‌ رژيم‌ پهلوي‌ عبرت‌ بگيرند و وكلاي‌ خود را از اشخاص‌ متعهد به‌ مذهب‌ خود و جمهوري‌ اسلامي‌ و غيروابسته‌ به‌ قدرتهاي‌ جهانخوار و بدون‌ گرايش‌ به‌ مكتبهاي‌ الحادي‌ و انحرافي‌ و التقاطي‌ انتخاب‌ نمايند.

و از همة‌ نمايندگان‌ خواستارم‌ كه‌ با كمال‌ حسن‌ نيت‌ و برادري‌ با هم‌ مجلسان‌ خود رفتار، و همه‌ كوشا باشند كه‌ قوانين‌ خداي‌ نخواسته‌ از اسلام‌ منحرف‌ نباشد و همه‌ به‌ اسلام‌ و احكام‌ آسماني‌ آن‌ وفادار باشيد تا به‌ سعادت‌ دنيا و آخرت‌ نايل‌ آييد.

و از شوراي‌ محترم‌ نگهبان‌ مي‌خواهم‌ و توصيه‌ مي‌كنم‌، چه‌ در نسل‌ حاضر و چه‌ در نسلهاي‌ آينده‌، كه‌ با كمال‌ دقت‌ و قدرت‌ وظايف‌ اسلامي‌ و ملي‌ خود را ايفا و تحت‌ تأثير هيچ‌ قدرتي‌ واقع‌ نشوند و از قوانين‌ مخالف‌ با شرع‌ مطهر و قانون‌ اساسي‌ بدون‌ هيچ‌ ملاحظه‌ جلوگيري‌ نمايند و با ملاحظة‌ ضرورات‌ كشور كه‌ گاهي‌ با احكام‌ ثانويه‌ و گاهي‌ به‌ ولايت‌ فقيه‌ بايد اجرا شود توجه‌ نمايند.

و وصيت‌ من‌ به‌ ملت‌ شريف‌ آن‌ است‌ كه‌ در تمام‌ انتخابات‌، چه‌ انتخاب‌ رئيس‌ جمهور و چه‌ نمايندگان‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ و چه‌ انتخاب‌ خبرگان‌ براي‌ تعيين‌ شوراي‌ رهبري‌ يا رهبر، در صحنه‌ باشند و اشخاصي‌ كه‌ انتخاب‌ مي‌كنند روي‌ ضوابطي‌ باشد كه‌ اعتبار مي‌شود مثلاً در انتخاب‌ خبرگان‌ براي‌ تعيين‌ شوراي‌ رهبري‌ يا رهبر، توجه‌ كنند كه‌ اگر مسامحه‌ نمايند و خبرگان‌ را روي‌ موازين‌ شرعيه‌ و قانون‌ انتخاب‌ نكنند، چه‌ بسا كه‌ خساراتي‌ به‌ اسلام‌ و كشور وارد شود كه‌ جبران‌پذير نباشد. و در اين‌ صورت‌ همه‌ در پيشگاه‌ خداوند متعال‌ مسئول‌ مي‌باشند.

از اين‌ قرار، عدم‌ دخالت‌ ملت‌ از مراجع‌ و علماي‌ بزرگ‌ تا طبقة‌ بازاري‌ و كشاورز و كارگر و كارمند، همه‌ و همه‌ مسئول‌ سرنوشت‌ كشور و اسلام‌ مي‌باشند؛ چه‌ در نسل‌ حاضر و چه‌ در نسلهاي‌ آتيه‌؛ و چه‌ بسا كه‌ در بعض‌ مقاطع‌، عدم‌ حضور و مسامحه‌، گناهي‌ باشد كه‌ در رأس‌ گناهان‌ كبيره‌ است‌. پس‌ علاج‌ واقعه‌ را قبل‌ از وقوع‌ بايد كرد، و الاّ كار از دست‌ همه‌ خارج‌ خواهد شد. و اين‌ حقيقتي‌ است‌ كه‌ بعد از مشروطه‌ لمس‌ نموده‌ايد و نموده‌ايم‌. چه‌ هيچ‌ علاجي‌ بالاتر و والاتر از آن‌ نيست‌ كه‌ ملت‌ در سرتاسر كشور در كارهايي‌ كه‌ محول‌ به‌ اوست‌ برطبق‌ ضوابط‌ اسلامي‌ و قانون‌ اساسي‌ انجام‌ دهد؛ و در تعيين‌ رئيس‌ جمهور و وكلاي‌ مجلس‌ با طبقة‌ تحصيلكردة‌ متعهد و روشنفكر با اطلاع‌ از مجاري‌ امور و غيروابسته‌ به‌ كشورهاي‌ قدرتمند استثمارگر و اشتهار به‌ تقوا و تعهد به‌ اسلام‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ مشورت‌ كرده‌، و با علما و روحانيون‌ با تقوا و متعهد به‌ جمهوري‌ اسلامي‌ نيز مشورت‌ نموده‌؛ و توجه‌ داشته‌ باشند رئيس‌ جمهور و وكلاي‌ مجلس‌ از طبقه‌اي‌ باشند؛ كه‌ محروميت‌ و مظلوميت‌ مستضعفان‌ و محرومان‌ جامعه‌ را لمس‌ نموده‌ و در فكر رفاه‌ آنان‌ باشند، نه‌ از سرمايه‌داران‌ و زمينخواران‌ و صدرنشينان‌ مرفه‌ و غرق‌ در لذات‌ و شهوات‌ كه‌ تلخي‌ محروميت‌ و رنج‌ گرسنگان‌ و پابرهنگان‌ را نمي‌توانند بفهمند.

و بايد بدانيم‌ كه‌ اگر رئيس‌ جمهور و نمايندگان‌ مجلس‌، شايسته‌ و متعهد به‌ اسلام‌ و دلسوز براي‌ كشور و ملت‌ باشند، بسياري‌ از مشكلات‌ پيش‌ نمي‌آيد؛ و مشكلاتي‌ اگر باشد رفع‌ مي‌شود. و همين‌ معني‌ در انتخاب‌ خبرگان‌ براي‌ تعيين‌ شوراي‌ رهبري‌ يا رهبر با ويژگي‌ خاص‌ بايد در نظر گرفته‌ شود؛ كه‌ اگر خبرگان‌ كه‌ با انتخاب‌ ملت‌ تعيين‌ مي‌شوند از روي‌ كمال‌ دقت‌ و با مشورت‌ با مراجع‌ عظام‌ هر عصر و علماي‌ بزرگ‌ سرتاسر كشور و متدينين‌ و دانشمندان‌ متعهد، به‌ مجلس‌ خبرگان‌ بروند، بسياري‌ از مهمات‌ و مشكلات‌ به‌ واسطة‌ تعيين‌ شايسته‌ترين‌ و متعهدترين‌ شخصيتها براي‌ رهبري‌ يا شوراي‌ رهبري‌ پيش‌ نخواهد آمد، يا با شايستگي‌ رفع‌ خواهد شد. و با نظر به‌ اصل‌ يكصد و نهم‌ و يكصد و دهم‌ قانون‌ اساسي‌، وظيفة‌ سنگين‌ ملت‌ در تعيين‌ خبرگان‌ و نمايندگان‌ در تعيين‌ رهبر يا شوراي‌ رهبري‌ روشن‌ خواهد شد، كه‌ اندك‌ مسامحه‌ در انتخاب‌، چه‌ آسيبي‌ به‌ اسلام‌ و كشور و جمهوري‌ اسلامي‌ وارد خواهد كرد كه‌ احتمال‌ آن‌، كه‌ در سطح‌ بالاي‌ از اهميت‌ است‌ براي‌ آنان‌ تكليف‌ الهي‌ ايجاد مي‌كند.

و وصيت‌ اينجانب‌ به‌ رهبر و شوراي‌ رهبري‌ در اين‌ عصر كه‌ عصر تهاجم‌ ابرقدرتها و وابستگان‌ به‌ آنان‌ در داخل‌ و خارج‌ كشور به‌ جمهوري‌ اسلامي‌ و در حقيقت‌ به‌ اسلام‌ است‌ در پوشش‌ جمهوري‌ اسلامي‌ و در عصرهاي‌ آينده‌، آن‌ است‌ كه‌ خود را وقف‌ در خدمت‌ به‌ اسلام‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ و محرومان‌ و مستضعفان‌ بنمايند؛ و گمان‌ ننمايند كه‌ رهبري‌ في‌نفسه‌ براي‌ آنان‌ تحفه‌اي‌ است‌ و مقام‌ والايي‌، بلكه‌ وظيفة‌ سنگين‌ و خطرناكي‌ است‌ كه‌ لغزش‌ در آن‌ اگر خداي‌ نخواسته‌ با هواي‌ نفس‌ باشد، ننگ‌ ابدي‌ در اين‌ دنيا و آتش‌ غضب‌ خداي‌ قهار در جهان‌ ديگر در پي‌ دارد.

از خداوند منان‌ هادي‌ با تضرع‌ و ابتهال‌ مي‌خواهم‌ كه‌ ما و شما را از اين‌ امتحان‌ خطرناك‌ با روي‌ سفيد در حضرت‌ خود بپذيرد و نجات‌ دهد و اين‌ خطر قدري‌ خفيفتر براي‌ رؤساي‌ جمهور حال‌ و آينده‌ و دولتها و دست‌اندركاران‌، به‌ حسب‌ درجات‌ در مسئوليتها نيز هست‌ كه‌ بايد خداي‌ متعال‌ را حاضر و ناظر و خود را در محضر مبارك‌ او بدانند. خداوند متعال‌ راهگشاي‌ آنان‌ باشد.

ح‌ ـ از مهمات‌ امور مسألة‌ قضاوت‌ است‌ كه‌ سر و كار آن‌ با جان‌ و مال‌ و ناموس‌ مردم‌ است‌. وصيت‌ اينجانب‌ به‌ رهبر و شوراي‌ رهبري‌ آن‌ است‌ كه‌ در تعيين‌ عاليترين‌ مقام‌ قضايي‌ كه‌ در عهده‌ دارند، كوشش‌ كنند كه‌ اشخاص‌ متعهد سابقه‌دار و صاحبنظر در امور شرعي‌ و اسلامي‌ و در سياست‌ را نصب‌ نمايند.

و از شورايعالي‌ قضايي‌ مي‌خواهم‌ امر قضاوت‌ را كه‌ در رژيم‌ سابق‌ به‌ وضع‌ أسفناك‌ و غم‌انگيزي‌ درآمده‌ بود با جديت‌ سر و سامان‌ دهند؛ و دست‌ كساني‌ كه‌ با جان‌ و مال‌ مردم‌ بازي‌ مي‌كنند و آنچه‌ نزد آنان‌ مطرح‌ نيست‌ عدالت‌ اسلامي‌ است‌ از اين‌ كرسي‌ پراهميت‌ كوتاه‌ كنند، و با پشتكار و جديت‌ بتدريج‌ دادگستري‌ را متحول‌ نمايند؛ و قضات‌ داراي‌ شرايطي‌ كه‌، ان‌شا ء الله با جديت‌ حوزه‌هاي‌ علميه‌ مخصوصاً حوزة‌ مباركة‌ علمية‌ قم‌ تربيت‌ و تعليم‌ مي‌شوند و معرفي‌ مي‌گردند، به‌ جاي‌ قضاتي‌ كه‌ شرايط‌ مقررة‌ اسلامي‌ را ندارند نصب‌ گردند، كه‌ ان‌شا ء الله تعالي‌ بزودي‌ قضاوت‌ اسلامي‌ در سراسر كشور جريان‌ پيدا كند.

و به‌ قضات‌ محترم‌ در عصر حاضر و اعصار آينده‌ وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ با درنظر گرفتن‌ احاديثي‌ كه‌ از معصومين‌ ـ صلوات‌الله عليهم‌ ـ در اهميت‌ قضا و خطر عظيمي‌ كه‌ قضاوت‌ دارد و توجه‌ و نظر به‌ آنچه‌ دربارة‌ قضاوت‌ به‌ غير حق‌ وارد شده‌ است‌، اين‌ امر خطير را تصدي‌ نمايند و نگذارند اين‌ مقام‌ به‌ غير اهلش‌ سپرده‌ شود. و كساني‌ كه‌ اهل‌ هستند از تصدي‌ اين‌ امر سرباز نزنند و به‌ اشخاص‌ غير اهل‌ ميدان‌ ندهند؛ و بدانند كه‌ همان‌ طور كه‌ خطر اين‌ مقامْ بزرگ‌ است‌ اجر و فضل‌ و ثواب‌ آن‌ نيز بزرگ‌ است‌. و مي‌دانند كه‌ تصدي‌ قضا براي‌ اهلش‌ واجب‌ كفايي‌ است‌.

 

ط‌ ـ  وصيت‌ اينجانب‌ به‌ حوزه‌هاي‌ مقدسة‌ علميه‌ آن‌ است‌ كه‌ كراراً عرض‌ نموده‌ام‌ كه‌ در اين‌ زمان‌ كه‌ مخالفين‌ اسلام‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ كمر به‌ براندازي‌ اسلام‌ بسته‌اند و از هر راه‌ ممكن‌ براي‌ اين‌ مقصد شيطاني‌ كوشش‌ مي‌نمايند، و يكي‌ از راههاي‌ با اهميت‌ براي‌ مقصد شوم‌ آنان‌ و خطرناك‌ براي‌ اسلام‌ و حوزه‌هاي‌ اسلامي‌ نفوذ دادن‌ افراد منحرف‌ و تبهكار در حوزه‌هاي‌ علميه‌ است‌، كه‌ خطر بزرگ‌ كوتاه‌ مدت‌ آن‌ بدنام‌ نمودن‌ حوزه‌ها با اعمال‌ ناشايسته‌ و اخلاق‌ و روش‌ انحرافي‌ است‌ و خطر بسيار عظيم‌ آن‌ در درازمدت‌ به‌ مقامات‌ بالا رسيدن‌ يك‌ يا چند نفر شياد كه‌ با آگاهي‌ بر علوم‌ اسلامي‌ و جا زدن‌ خود را در بين‌ توده‌ها و قشرهاي‌ مردم‌ پاكدل‌ و علاقه‌مند نمودن‌ آنان‌ را به‌ خويش‌ و ضربة‌ مهلك‌ زدن‌ به‌ حوزه‌هاي‌ اسلامي‌ و اسلام‌ عزيز و كشور در موقع‌ مناسب‌ مي‌باشد. و مي‌دانيم‌ كه‌ قدرتهاي‌ بزرگ‌ چپاولگر در ميان‌ جامعه‌ها افرادي‌ به‌ صورتهاي‌ مختلف‌ از مليگراها و روشنفكران‌ مصنوعي‌ و روحاني‌ نمايان‌ كه‌ اگر مجال‌ يابند از همه‌ پرخطرتر و آسيب‌رسانترند ذخيره‌ دارند كه‌ گاهي‌ سي‌ ـ چهل‌ سال‌ با مشي‌ اسلامي‌ و مقدس‌ مآبي‌ يا «پان‌ايرانيسم‌» و وطن‌پرستي‌ و حيله‌هاي‌ ديگر، با صبر و بردباري‌ در ميان‌ ملتها زيست‌ مي‌كنند و در موقع‌ مناسب‌ مأموريت‌ خود را انجام‌ مي‌دهند. و ملت‌ عزيز ما در اين‌ مدت‌ كوتاه‌ پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ نمونه‌هايي‌ از قبيل‌ «مجاهد خلق‌» و «فدايي‌ خلق‌»   و «توده‌اي‌»ها   و ديگر عناوين‌ ديده‌اند، و لازم‌ است‌ همه‌ با هوشياري‌ اين‌ قسم‌ توطئه‌ را خنثي‌ نمايند و از همه‌ لازمتر حوزه‌هاي‌ علميه‌ است‌ كه‌ تنظيم‌ و تصفية‌ آن‌ با مدرسين‌ محترم‌ و افاضل‌ سابقه‌دار است‌ با تأييد مراجع‌ وقت‌. و شايد تز «نظم‌ در بي‌نظمي‌» است‌ از القائات‌ شوم‌ همين‌ نقشه‌ريزان‌ و توطئه‌گران‌ باشد.

در هر صورت‌ وصيت‌ اينجانب‌ آن‌ است‌ كه‌ در همة‌ اعصار خصوصاً در عصر حاضر كه‌ نقشه‌ها و توطئه‌ها سرعت‌ و قوّت‌ گرفته‌ است‌، قيام‌ براي‌ نظام‌ دادن‌ به‌ حوزه‌ها لازم‌ و ضروري‌ است‌؛ كه‌ علما و مدرسين‌ و افاضل‌ عظيم‌الشأن‌ صرف‌ وقت‌ نموده‌ و با برنامة‌ دقيق‌ صحيح‌ حوزه‌ها را و خصوصاً حوزة‌ علمية‌ قم‌ و ساير حوزه‌هاي‌ بزرگ‌ و با اهميت‌ را در اين‌ مقطع‌ از زمان‌ از آسيب‌ حفظ‌ نمايند.

و لازم‌ است‌ علما و مدرسين‌ محترم‌ نگذارند در درسهايي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ فقاهت‌ است‌ و حوزه‌هاي‌ فقهي‌ و اصولي‌ از طريقة‌ مشايخ‌ معظم‌ كه‌ تنها راه‌ براي‌ حفظ‌ فقه‌ اسلامي‌ است‌ منحرف‌ شوند، و كوشش‌ نمايند كه‌ هر روز بر دقتها و بحث‌ و نظرها و ابتكار و تحقيقها افزوده‌ شود؛ و فقه‌ سنتي‌ كه‌ ارث‌ سلف‌ صالح‌ است‌ و انحراف‌ از آن‌ سست‌ شدن‌ اركان‌ تحقيق‌ و تدقيق‌ است‌، محفوظ‌ بماند و تحقيقات‌ بر تحقيقات‌ اضافه‌ گردد. و البته‌ در رشته‌هاي‌ ديگر علوم‌ به‌ مناسبت‌ احتياجات‌ كشور و اسلام‌ برنامه‌هايي‌ تهيه‌ خواهد شد و رجالي‌ در آن‌ رشته‌ تربيت‌ بايد شود. و از بالاترين‌ و والاترين‌ حوزه‌هايي‌ كه‌ لازم‌ است‌ به‌ طور همگاني‌ مورد تعليم‌ و تعلم‌ قرار گيرد، علوم‌ معنوي‌ اسلامي‌  ] است‌ [ ،    از قبيل‌ علم‌ اخلاق‌ و تهذيب‌ نفس‌ و سير و سلوك‌ الي‌ الله ـ رزقنا الله و اياكم‌ ـ كه‌ جهاد اكبر مي‌باشد.

 

ي‌ ـ  از اموري‌ كه‌ اصلاح‌ و تصفيه‌ و مراقبت‌ از آن‌ لازم‌ است‌ قوة‌ اجراييه‌ است‌. گاهي‌ ممكن‌ است‌ كه‌ قوانين‌ مترقي‌ و مفيد به‌ حال‌ جامعه‌ از مجلس‌ بگذرد و شوراي‌ نگهبان‌ آن‌ را تنفيذ كند و وزير مسئول‌ هم‌ ابلاغ‌ نمايد، لكن‌ به‌ دست‌ مجريان‌ غير صالح‌ كه‌ افتاد آن‌ را مسخ‌ كنند و برخلاف‌ مقررات‌ يا با كاغذبازيها يا پيچ‌ و خمها كه‌ به‌ آن‌ عادت‌ كرده‌اند يا عمداً براي‌ نگران‌ نمودن‌ مردم‌ عمل‌ كنند، كه‌ بتدريج‌ و مسامحه‌ غائله‌ ايجاد مي‌كند.

وصيت‌ اينجانب‌ به‌ وزراي‌ مسئول‌ در عصر حاضر و در عصرهاي‌ ديگر آن‌ است‌ كه‌ علاوه‌ بر آنكه‌ شماها و كارمندان‌ وزارتخانه‌ها بودجه‌اي‌ كه‌ از آن‌ ارتزاق‌ مي‌كنيد مال‌ ملت‌، و بايد همه‌ خدمتگزار ملت‌ و خصوصاً مستضعفان‌ باشيد، و ايجاد زحمت‌ براي‌ مردم‌ و مخالف‌ وظيفه‌ عمل‌ كردن‌ حرام‌ و خداي‌ نخواسته‌ گاهي‌ موجب‌ غضب‌ الهي‌ مي‌شود، همة‌ شما به‌ پشتيباني‌ ملت‌ احتياج‌ داريد. با پشتيباني‌ مردم‌ خصوصاً طبقات‌ محروم‌ بود كه‌ پيروزي‌ حاصل‌ شد و دست‌ ستمشاهي‌ از كشور و ذخائر آن‌ كوتاه‌ گرديد. و اگر روزي‌ از پشتيباني‌ آنان‌ محروم‌ شويد، شماها كنار گذاشته‌ مي‌شويد و همچون‌ رژيم‌ شاهنشاهي‌ ستمكار به‌ جاي‌ شما ستم‌ پيشگان‌ پستها را اشغال‌ مي‌نمايند. بنابر اين‌ حقيقت‌ ملموس‌، بايد كوشش‌ در جلب‌ نظر ملت‌ بنماييد و از رفتار غير اسلامي‌ ـ انساني‌ احتراز نماييد.

و در همين‌ انگيزه‌ به‌ وزراي‌ كشور در طول‌ تاريخ‌ آينده‌ توصيه‌ مي‌كنم‌ كه‌ در انتخاب‌ استاندارها دقت‌ كنند اشخاص‌ لايق‌، متدين‌، متعهد، عاقل‌ و سازگار با مردم‌ انتخاب‌ نمايند، تا آرامش‌ در كشور هرچه‌ بيشتر حكمفرما باشد. و بايد دانست‌ كه‌ گرچه‌ تمام‌ وزيران‌ وزارتخانه‌ها مسئوليت‌ در اسلامي‌ كردن‌ و تنظيم‌ امور محل‌ مسئوليت‌ خود دارند لكن‌ بعضي‌ از آنها ويژگي‌ خاص‌ دارند؛ مثل‌ وزارت‌ خارجه‌ كه‌ مسئوليت‌ سفارتخانه‌ها را در خارج‌ از كشور دارند. اينجانب‌ از ابتداي‌ پيروزي‌ به‌ وزراي‌    خارجه‌ راجع‌ به‌ طاغوتزدگي‌ سفارتخانه‌ها و تحول‌ آنها به‌ سفارتخانه‌هاي‌ مناسب‌ با جمهوري‌ اسلامي‌ توصيه‌هايي‌ نمودم‌، لكن‌ بعض‌ آنان‌ يا نخواستند يا نتوانستند عمل‌ مثبتي‌ انجام‌ دهند. و اكنون‌ كه‌ سه‌ سال‌ از پيروزي‌ مي‌گذرد اگرچه‌ وزير خارجة‌ كنوني‌ اقدام‌ به‌ اين‌ امر نموده‌ است‌ و اميد است‌ با پشتكار و صرف‌ وقت‌ اين‌ امر مهم‌ انجام‌ گيرد.

و وصيت‌ من‌ به‌ وزراي‌ خارجه‌ در اين‌ زمان‌ و زمانهاي‌ بعد آن‌ است‌ كه‌ مسئوليت‌ شما بسيار زياد است‌، چه‌ در اصلاح‌ و تحول‌ وزارتخانه‌ و سفارتخانه‌ها؛ و چه‌ در سياست‌ خارجيِ حفظ‌ استقلال‌ و منافع‌ كشور و روابط‌ حسنه‌ با دولتهايي‌ كه‌ قصد دخالت‌ در امور كشور ما را ندارند. و از هر امري‌ كه‌ شائبة‌ وابستگي‌ با همة‌ ابعادي‌ كه‌ دارد به‌ طور قاطع‌ احتراز نماييد. و بايد بدانيد كه‌ وابستگي‌ در بعض‌ امور هر چند ممكن‌ است‌ ظاهر فريبنده‌اي‌ داشته‌ باشد يا منفعت‌ و فايده‌اي‌ در حال‌ داشته‌ باشد، لكن‌ در نتيجه‌، ريشة‌ كشور را به‌ تباهي‌ خواهد كشيد. و كوشش‌ داشته‌ باشيد در بهتر كردن‌ روابط‌ با كشورهاي‌ اسلامي‌ و در بيدار كردن‌ دولتمردان‌ و دعوت‌ به‌ وحدت‌ و اتحاد كنيد كه‌ خداوند با شماست‌.

و وصيت‌ من‌ به‌ ملتهاي‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ انتظار نداشته‌ باشيد كه‌ از خارج‌ كسي‌ به‌ شما در رسيدن‌ به‌ هدف‌ كه‌ آن‌ اسلام‌ و پياده‌ كردن‌ احكام‌ اسلام‌ است‌ كمك‌ كند؛ خود بايد به‌ اين‌ امر حياتي‌ كه‌ آزادي‌ و استقلال‌ را تحقق‌ مي‌بخشد قيام‌ كنيد. و علماي‌    اعلام‌ و خطباي‌    محترم‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ دولتها را دعوت‌ كنند كه‌ از وابستگي‌ به‌ قدرتهاي‌ بزرگ‌ خارجي‌ خود را رها كنند و با ملت‌ خود تفاهم‌ كنند؛ در اين‌ صورت‌ پيروزي‌ را در آغوش‌ خواهند كشيد. و نيز ملتها را دعوت‌ به‌ وحدت‌ كنند؛ و از نژادپرستي‌ كه‌ مخالف‌ دستور اسلام‌ است‌ بپرهيزند؛ و با برادران‌ ايماني‌ خود در هر كشوري‌ و با هر نژادي‌ كه‌ هستند دست‌ برادري‌ دهند كه‌ اسلام‌ بزرگ‌ آنان‌ را برادر خوانده‌. و اگر اين‌ برادري‌ ايماني‌ با همت‌ دولتها و ملتها و با تأييد خداوند متعال‌ روزي‌ تحقق‌ يابد، خواهيد ديد كه‌ بزرگترين‌ قدرت‌ جهان‌ را مسلمين‌ تشكيل‌ مي‌دهند. به‌ اميد روزي‌ كه‌ با خواست‌ پروردگار عالم‌ اين‌ برادري‌ و برابري‌ حاصل‌ شود.

و وصيت‌ اينجانب‌ به‌ وزارت‌ ارشاد در همة‌ اعصار خصوصاً عصر حاضر كه‌ ويژگي‌ خاصي‌ دارد، آن‌ است‌ كه‌ براي‌ تبليغ‌ حق‌ مقابل‌ باطل‌ و ارائة‌ چهرة‌ حقيقي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ كوشش‌ كنند. ما اكنون‌، در اين‌ زمان‌ كه‌ دست‌ ابرقدرتها را از كشور خود كوتاه‌ كرديم‌، مورد تهاجم‌ تبليغاتي‌ تمام‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌ وابسته‌ به‌ قدرتهاي‌ بزرگ‌ هستيم‌. چه‌ دروغها و تهمتها كه‌ گويندگان‌ و نويسندگان‌ وابسته‌ به‌ ابرقدرتها به‌ اين‌ جمهوري‌ اسلامي‌ نوپا نزده‌ و نمي‌زنند.

مع‌الاسف‌ اكثر دولتهاي‌ منطقة‌ اسلامي‌ كه‌ به‌ حكم‌ اسلام‌ بايد دست‌ اخوت‌ به‌ ما دهند، به‌ عداوت‌ با ما و اسلام‌ برخاسته‌اند و همه‌ در خدمت‌ جهانخواران‌ از هر طرف‌ به‌ ما هجوم‌ آورده‌اند. و قدرت‌ تبليغاتي‌ ما بسيار ضعيف‌ و ناتوان‌ است‌ و مي‌دانيد كه‌ امروز جهان‌ روي‌ تبليغات‌ مي‌چرخد. و با كمال‌ تأسف‌، نويسندگان‌ به‌ اصطلاح‌ روشنفكر كه‌ به‌ سوي‌ يكي‌ از دو قطب‌ گرايش‌ دارند، به‌ جاي‌ آنكه‌ در فكر استقلال‌ و آزادي‌ كشور و ملت‌ خود باشند، خودخواهيها و فرصت‌طلبيها و انحصارجوييها به‌ آنان‌ مجال‌ نمي‌دهد كه‌ لحظه‌اي‌ تفكر نمايند و مصالح‌ كشور و ملت‌ خود را در نظر بگيرند، و مقايسة‌ بين‌ آزادي‌ و استقلال‌ را در اين‌ جمهوري‌ با رژيم‌ ستمگر سابق‌ نمايند و زندگي‌ شرافتمندانة‌ ارزنده‌ را توأم‌ با بعض‌ آنچه‌ را كه‌ از دست‌ داده‌اند، كه‌ رفاه‌ و عيشزدگي‌ است‌، با آنچه‌ از رژيم‌ ستمشاهي‌ دريافت‌ مي‌كردند توأم‌ با وابستگي‌ و نوكرمآبي‌ و ثناجويي‌ و مداحي‌ از جرثومه‌هاي‌ فساد و معادن‌ ظلم‌ و فحشا بسنجند؛ و از تهمتها و نارواها به‌ اين‌ جمهوري‌ تازه‌ تولد يافته‌ دست‌ بكشند و با ملت‌ و دولت‌ در صف‌ واحد بر ضد طاغوتيان‌ و ستم‌پيشگان‌ زبانها و قلمها را به‌ كار بگيرند.

و مسئلة‌ تبليغ‌ تنها به‌ عهدة‌ وزارت‌ ارشاد نيست‌ بلكه‌ وظيفة‌ همة‌ دانشمندان‌ و گويندگان‌ و نويسندگان‌ و هنرمندان‌ است‌. بايد وزارت‌ خارجه‌ كوشش‌ كند تا سفارتخانه‌ها نشريات‌ تبليغي‌ داشته‌ باشند و چهرة‌ نوراني‌ اسلام‌ را براي‌ جهانيان‌ روشن‌ نمايند؛ كه‌ اگر اين‌ چهره‌ با آن‌ جمال‌ جميل‌ كه‌ قرآن‌ و سنت‌ در همة‌ ابعاد به‌ آن‌ دعوت‌ كرده‌ از زير نقاب‌ مخالفان‌ اسلام‌ و كج‌فهميهاي‌ دوستان‌ خودنمايي‌ نمايد، اسلامْ جهانگير خواهد شد و پرچم‌ پرافتخار آن‌ در همه‌ جا به‌ اهتزاز خواهد آمد. چه‌ مصيبت‌ بار و غم‌انگيز است‌ كه‌ مسلمانان‌ متاعي‌ دارند كه‌ از صدر عالم‌ تا نهايت‌ آن‌ نظير ندارد، نتوانسته‌اند اين‌ گوهر گرانبها را كه‌ هر انساني‌ به‌ فطرت‌ آزاد خود طالب‌ آن‌ است‌ عرضه‌ كنند؛ بلكه‌ خود نيز از آن‌ غافل‌ و به‌ آن‌ جاهلند و گاهي‌ از آن‌ فراري‌اند!

ادامه دارد ......

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 9:54 قبل از ظهر  توسط saleh  | 

ماه جماران3

به نام خدا

ادامه ی وصیت نامه ی الهی- سیاسی امام ره

ك‌ ـ  از امور بسيار با اهميت‌ و سرنوشت‌ساز مسئلة‌ مراكز تعليم‌ و تربيت‌ از كودكستانها تا دانشگاهها است‌ كه‌ به‌ واسطة‌ اهميت‌ فوق‌العاده‌اش‌ تكرار نموده‌ و با اشاره‌ مي‌گذرم‌. بايد ملت‌ غارت‌ شده‌ بدانند كه‌ در نيم‌ قرن‌ اخير آنچه‌ به‌ ايران‌ و اسلام‌ ضربة‌ مهلك‌ زده‌ است‌ قسمت‌ عمده‌اش‌ از دانشگاهها بوده‌ است‌. اگر دانشگاهها و مراكز تعليم‌ و تربيتِ ديگر با برنامه‌هاي‌ اسلامي‌ و ملي‌ در راه‌ منافع‌ كشور به‌ تعليم‌ و تهذيب‌ و تربيت‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ و جوانان‌ جريان‌ داشتند، هرگز ميهن‌ ما در حلقوم‌ انگلستان‌ و پس‌ از آن‌ امريكا و شوروي‌ فرو نمي‌رفت‌ و هرگز قراردادهاي‌ خانه‌ خراب‌كن‌ بر ملت‌ محروم‌ غارتزده‌ تحميل‌ نمي‌شد و هرگز پاي‌ مستشاران‌ خارجي‌ به‌ ايران‌ باز نمي‌شد و هرگز ذخائر ايران‌ و طلاي‌ سياه‌ اين‌ ملت‌ رنجديده‌ در جيب‌ قدرتهاي‌ شيطاني‌ ريخته‌ نمي‌شد و هرگز دودمان‌ پهلوي‌ و وابسته‌هاي‌ به‌ آن‌ اموال‌ ملت‌ را نمي‌توانستند به‌ غارت‌ ببرند و در خارج‌ و داخل‌ پاركها و ويلاها بر روي‌ اجساد مظلومان‌ بنا كنند و بانكهاي‌ خارج‌ را از دسترنج‌ اين‌ مظلومان‌ پر كنند و صرف‌ عياشي‌ و هرزگي‌ خود و بستگان‌ خود نمايند. اگر مجلس‌ و دولت‌ و قوة‌ قضاييه‌ و ساير ارگانها از دانشگاههاي‌ اسلامي‌ و ملي‌ سرچشمه‌ مي‌گرفت‌ ملت‌ ما امروز گرفتار مشكلات‌ خانه‌برانداز نبود. و اگر شخصيتهاي‌ پاكدامن‌ با گرايش‌ اسلامي‌ و ملي‌ به‌ معناي‌ صحيحش‌، نه‌ آنچه‌ امروز در مقابل‌ اسلام‌ عرض‌ اندام‌ مي‌كند، از دانشگاهها به‌ مراكز قواي‌ سه‌گانه‌ راه‌ مي‌يافت‌، امروز ما غير امروز، و ميهن‌ ما غير اين‌ ميهن‌، و محرومان‌ ما از قيد محروميت‌ رها، و بساط‌ ظلم‌ و ستمشاهي‌ و مراكز فحشا و اعتياد و عشرتكده‌ها كه‌ هر يك‌ براي‌ تباه‌ نمودن‌ نسل‌ جوان‌ فعال‌ ارزنده‌ كافي‌ بود، در هم‌ پيچيده‌ و اين‌ ارث‌ كشور بر باد ده‌ و انسان‌ برانداز به‌ ملت‌ نرسيده‌ بود. و دانشگاهها اگر اسلامي‌ ـ انساني‌ ـ ملي‌ بود، مي‌توانست‌ صدها و هزارها مدرس‌ به‌ جامعه‌ تحويل‌ دهد؛ لكن‌ چه‌ غم‌انگيز و اسفبار است‌ كه‌ دانشگاهها و دبيرستانها به‌ دست‌ كساني‌ اداره‌ مي‌شد و عزيزان‌ ما به‌ دست‌ كساني‌ تعليم‌ و تربيت‌ مي‌ديدند كه‌ جز اقليت‌ مظلوم‌ محرومي‌ همه‌ از غربزدگان‌ و شرقزدگان‌ با برنامه‌ و نقشة‌ ديكته‌ شده‌ در دانشگاهها كرسي‌ داشتند؛ و ناچار جوانان‌ عزيز و مظلوم‌ ما در دامن‌ اين‌ گرگان‌ وابسته‌ به‌ ابرقدرتها بزرگ‌ شده‌ و به‌ كرسيهاي‌ قانونگذاري‌ و حكومت‌ و قضاوت‌ تكيه‌ مي‌كردند، و بر وفق‌ دستور آنان‌، يعني‌ رژيم‌ ستمگر پهلوي‌ عمل‌ مي‌كردند.

اكنون‌ بحمدالله تعالي‌ دانشگاه‌ از چنگال‌ جنايتكاران‌ خارج‌ شده‌. و بر ملت‌ و دولت‌ جمهوري‌ اسلامي‌ است‌ در همة‌ اعصار، كه‌ نگذارند عناصر فاسد داراي‌ مكتبهاي‌ انحرافي‌ يا گرايش‌ به‌ غرب‌ و شرق‌ در دانشسراها و دانشگاهها و ساير مراكز تعليم‌ و تربيت‌ نفوذ كنند و از قدم‌ اول‌ جلوگيري‌ نمايند تا مشكلي‌ پيش‌ نيايد و اختيار از دست‌ نرود.

و وصيت‌ اينجانب‌ به‌ جوانان‌ عزيز دانشسراها و دبيرستانها و دانشگاهها آن‌ است‌ كه‌ خودشان‌ شجاعانه‌ در مقابل‌ انحرافات‌ قيام‌ نمايند تا استقلال‌ و آزادي‌ خود و كشور و ملت‌ خودشان‌ مصون‌ باشد.

 

ل‌ ـ  قواي‌ مسلح‌، از ارتش‌ و سپاه‌ و ژاندارمري‌ و شهرباني‌ تا كميته‌ها و بسيج‌ و عشاير ويژگي‌ خاص‌ دارند. اينان‌ كه‌ بازوان‌ قوي‌ و قدرتمند جمهوري‌ اسلامي‌ مي‌باشند و نگهبان‌ سرحدات‌ و راهها و شهرها و روستاها و بالاخره‌ نگهداران‌ امنيت‌ و آرامش‌بخشان‌ به‌ ملت‌ مي‌باشند، مي‌بايست‌ مورد توجه‌ خاص‌ ملت‌ و دولت‌ و مجلس‌ باشند. و لازم‌ است‌ توجه‌ داشته‌ باشند كه‌ در دنيا آنچه‌ كه‌ مورد بهره‌برداري‌ براي‌ قدرتهاي‌ بزرگ‌ و سياستهاي‌ مخرب‌، بيشتر از هر چيز و هر گروهي‌ است‌، قواي‌ مسلح‌ است‌. قواي‌ مسلح‌ است‌ كه‌ با بازيهاي‌ سياسي‌، كودتاها و تغيير حكومتها و رژيمها به‌ دست‌ آنان‌ واقع‌ مي‌شود؛ و سودجويان‌ دغل‌ بعض‌ سران‌ آنان‌ را مي‌خرند و با دست‌ آنان‌ و توطئه‌هاي‌ فرماندهان‌ بازي‌ خوردة‌ كشورها را به‌ دست‌ مي‌گيرند، و ملتهاي‌ مظلوم‌ را تحت‌ سلطه‌ قرار داده‌ و استقلال‌ و آزادي‌ را از كشورها سلب‌ مي‌كنند. و اگر فرماندهان‌ پاكدامن‌ متصدي‌ امر باشند، هرگز براي‌ دشمنان‌ كشورها امكان‌ كودتا يا اشغال‌ يك‌ كشور پيش‌ نمي‌آيد و يا اگر احياناً پيش‌ آيد، به‌ دست‌ فرماندهان‌ متعهد شكسته‌ و ناكام‌ خواهد ماند. و در ايران‌ نيز كه‌ اين‌ معجزة‌ عصر به‌ دست‌ ملت‌ انجام‌ گرفت‌، قواي‌ مسلح‌ متعهد و فرماندهان‌ پاك‌ و ميهن‌دوست‌ سهم‌ بسزايي‌ داشتند.

و امروز كه‌ جنگ‌ لعنتي‌ و تحميلي‌ صدام‌ تكريتي‌ به‌ امر و كمك‌ امريكا و ساير قدرتها پس‌ از نزديك‌ به‌ دو سال‌ با شكست‌ سياسي‌ و نظامي‌ ارتش‌ متجاوز بعث‌ و پشتيبانان‌ قدرتمند و وابستگان‌ به‌ آنان‌ روبه‌رو است‌، باز قواي‌ مسلح‌ نظامي‌ و انتظامي‌ و سپاهي‌ و مردمي‌ با پشتيباني‌ بيدريغ‌ ملت‌ در جبهه‌ها و پشت‌ جبهه‌ها اين‌ افتخار بزرگ‌ را آفريدند و ايران‌ را سرافراز نمودند؛ و نيز شرارتها و توطئه‌هاي‌ داخلي‌ را كه‌ به‌ دست‌ عروسكهاي‌ وابسته‌ به‌ غرب‌ و شرق‌ براي‌ براندازي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ بسيج‌ شده‌ بودند با دست‌ تواناي‌ جوانان‌ كميته‌ها و پاسداران‌ بسيج‌ و شهرباني‌ و با كمك‌ ملت‌ غيرتمند درهم‌ شكسته‌ شد. و همين‌ جوانان‌ فداكار عزيزند كه‌ شبها بيدارند تا خانواده‌ها با آرامش‌ استراحت‌ كنند. خدايشان‌ يار و مددكار باد.

پس‌ وصيت‌ برادرانة‌ من‌ در اين‌ قدمهاي‌ آخرين‌ عمر بر قواي‌ مسلح‌ به‌ طور عموم‌، آن‌ است‌ كه‌ اي‌ عزيزان‌ كه‌ به‌ اسلام‌ عشق‌ مي‌ورزيد و با عشق‌ لقا ء الله به‌ فداكاري‌ در جبهه‌ها و در سطح‌ كشور به‌ كار ارزشمند خود ادامه‌ مي‌دهيد، بيدار باشيد و هوشيار كه‌ بازيگران‌ سياسي‌ و سياستمداران‌ حرفه‌اي‌ غرب‌ و شرقزده‌ و دستهاي‌ مرموز جنايتكاران‌ پشت‌پرده‌ لبة‌ تيز سلاح‌ خيانت‌ و جنايتكارشان‌ از هر سو و بيشتر از هر گروه‌ متوجه‌ به‌ شما عزيزان‌ است‌؛ و مي‌خواهند از شما عزيزان‌ كه‌ با جانفشاني‌ خود انقلاب‌ را پيروز نموديد و اسلام‌ را زنده‌ كرديد بهره‌گيري‌ كرده‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ را براندازند؛ و شما را با اسم‌ اسلام‌ و خدمت‌ به‌ ميهن‌ و ملت‌ از اسلام‌ و ملت‌ جدا كرده‌ به‌ دامن‌ يكي‌ از دو قطب‌ جهانخوار بيندازند؛ و بر زحمات‌ و فداكاريهاي‌ شما با حيله‌هاي‌ سياسي‌ و ظاهرهاي‌ به‌ صورت‌ اسلامي‌ و ملي‌ خط‌ بطلان‌ بكشند.

وصيت‌ اكيد من‌ به‌ قواي‌ مسلح‌ آن‌ است‌ كه‌ همان‌ طور كه‌ از مقررات‌ نظام‌، عدم‌ دخول‌ نظامي‌ در احزاب‌ و گروهها و جبهه‌ها است‌ به‌ آن‌ عمل‌ نمايند؛ و قواي‌ مسلح‌ مطلقاً، چه‌ نظامي‌ و انتظامي‌ و پاسدار و بسيج‌ و غير اينها، در هيچ‌ حزب‌ و گروهي‌ وارد نشده‌ و خود را از بازيهاي‌ سياسي‌ دور نگه‌ دارند. در اين‌ صورت‌ مي‌توانند قدرت‌ نظامي‌ خود را حفظ‌ و از اختلافات‌ درون‌ گروهي‌ مصون‌ باشند. و بر فرماندهان‌ لازم‌ است‌ كه‌ افراد تحت‌ فرمان‌ خود را از ورود در احزاب‌ منع‌ نمايند. و چون‌ انقلاب‌ از همة‌ ملت‌ و حفظ‌ آن‌ بر همگان‌ است‌، دولت‌ و ملت‌ و شوراي‌ دفاع‌ و مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ وظيفة‌ شرعي‌ و ميهني‌ آنان‌ است‌ كه‌ اگر قواي‌ مسلح‌، چه‌ فرماندهان‌ و طبقات‌ بالا و چه‌ طبقات‌ بعد، برخلاف‌ مصالح‌ اسلام‌ و كشور بخواهند عملي‌ انجام‌ دهند يا در احزاب‌ وارد شوند كه‌ ـ بي‌اشكال‌ به‌ تباهي‌ كشيده‌ مي‌شوند ـ و يا در بازيهاي‌ سياسي‌ وارد شوند، از قدم‌ اول‌ با آن‌ مخالفت‌ كنند. و بر رهبر و شوراي‌ رهبري‌ است‌ كه‌ با قاطعيت‌ از اين‌ امر جلوگيري‌ نمايد تا كشور از آسيب‌ در امان‌ باشد.

و من‌ به‌ همة‌ نيروهاي‌ مسلح‌ در اين‌ پايان‌ زندگي‌ خاكي‌، وصيت‌ مشفقانه‌ مي‌كنم‌ كه‌ از اسلام‌ كه‌ يگانه‌ مكتب‌ استقلال‌ و آزاديخواهي‌ است‌ و خداوند متعال‌ همه‌ را با نور هدايت‌ آن‌ به‌ مقام‌ والاي‌ انساني‌ دعوت‌ مي‌كند، چنانچه‌ امروز وفاداريد در وفاداري‌ استقامت‌ كنيد كه‌ شما را و كشور و ملت‌ شما را از ننگ‌ وابستگيها و پيوستگيها به‌ قدرتهايي‌ كه‌ همة‌ شما را جز براي‌ بردگي‌ خويش‌ نمي‌خواهند و كشور و ملت‌ عزيزتان‌ را عقب‌ مانده‌ و بازار مصرف‌ و زير بار ننگين‌ ستم‌پذيري‌ نگه‌ مي‌دارند نجات‌ مي‌دهد. و زندگي‌ انساني‌ شرافتمندانه‌ را ولو با مشكلات‌ بر زندگاني‌ ننگين‌ بردگي‌ اجانب‌ ولو با رفاه‌ حيواني‌ ترجيح‌ دهيد؛ و بدانيد مادام‌ كه‌ در احتياجات‌ صنايع‌ پيشرفته‌، دست‌ خود را پيش‌ ديگران‌ دراز كنيد و به‌ دريوزگي‌ عمر را بگذرانيد قدرت‌ ابتكار و پيشرفت‌ در اختراعات‌ در شما شكوفا نخواهد شد. و به‌ خوبي‌ و عينيت‌ ديديد كه‌ در اين‌ مدت‌ كوتاه‌ پس‌ از تحريم‌ اقتصادي‌ همانها كه‌ از ساختن‌ هرچيز خود را عاجز مي‌ديدند و از راه‌ انداختن‌ كارخانه‌ها آنان‌ را مأيوس‌ مي‌نمودند، افكار خود را به‌ كار بستند و بسياري‌ از احتياجات‌ ارتش‌ و كارخانه‌ها را خود رفع‌ نمودند. و اين‌ جنگ‌ و تحريم‌ اقتصادي‌ و اخراج‌ كارشناسان‌ خارجي‌، تحفه‌اي‌ الهي‌ بود كه‌ ما از آن‌ غافل‌ بوديم‌. اكنون‌ اگر دولت‌ و ارتش‌ كالاهاي‌ جهانخواران‌ را خود تحريم‌ كنند و به‌ كوشش‌ و سعي‌ در راه‌ ابتكار بيفزايند، اميد است‌ كه‌ كشور خودكفا شود و از دريوزگي‌ از دشمن‌ نجات‌ يابد.

و هم‌ در اينجا بايد بيفزايم‌ كه‌ احتياج‌ ما پس‌ از اينهمه‌ عقب‌ماندگي‌ مصنوعي‌ به‌ صنعتهاي‌ بزرگ‌ كشورهاي‌ خارجي‌ حقيقتي‌ است‌ انكارناپذير. و اين‌ به‌ آن‌ معني‌ نيست‌ كه‌ ما بايد در علوم‌ پيشرفته‌ به‌ يكي‌ از دو قطب‌ وابسته‌ شويم‌. دولت‌ و ارتش‌ بايد كوشش‌ كنند كه‌ دانشجويان‌ متعهد را در كشورهايي‌ كه‌ صنايع‌ بزرگ‌ پيشرفته‌ را دارند و استعمار و استثمارگر نيستند بفرستند؛ و از فرستادن‌ به‌ امريكا و شوروي‌ و كشورهاي‌ ديگر كه‌ در مسير اين‌ دو قطب‌ هستند احتراز كنند، مگر ان‌شا ء الله روزي‌ برسد كه‌ اين‌ دو قدرت‌ به‌ اشتباه‌ خود پي‌برند و در مسير انسانيت‌ و انساندوستي‌ و احترام‌ به‌ حقوق‌ ديگران‌ واقع‌ شوند؛ يا ان‌شا ء الله مستضعفان‌ جهان‌ و ملتهاي‌ بيدار و مسلمانان‌ متعهد، آنان‌ را به‌ جاي‌ خود نشانند. به‌ اميد چنين‌ روزي‌.

 

م‌ ـ  راديو و تلويزيون‌ و مطبوعات‌ و سينماها و تئأترها از ابزارهاي‌ مؤثر تباهي‌ و تخدير ملتها، خصوصاً نسل‌ جوان‌ بوده‌ است‌. در اين‌ صد سال‌ اخير بويژه‌ نيمة‌ دوم‌ آن‌، چه‌ نقشه‌هاي‌ بزرگي‌ از اين‌ ابزار، چه‌ در تبليغ‌ ضد اسلام‌ و ضد روحانيت‌ خدمتگزار، و چه‌ در تبليغ‌ استعمارگران‌ غرب‌ و شرق‌، كشيده‌ شد و از آنها براي‌ درست‌ كردن‌ بازار كالاها خصوصاً تجملي‌ و تزئيني‌ از هر قماش‌، از تقليد در ساختمانها و تزئينات‌ و تجملات‌ آنها و تقليد در اجناس‌ نوشيدني‌ و پوشيدني‌ و در فرم‌ آنها استفاده‌ كردند، به‌ طوري‌ كه‌ افتخار بزرگِ فرنگي‌ مآب‌ بودن‌ در تمام‌ شئون‌ زندگي‌ از رفتار و گفتار و پوشش‌ و فرم‌ آن‌ بويژه‌ در خانمهاي‌ مرفه‌ يا نيمه‌ مرفه‌ بود، و در آداب‌ معاشرت‌ و كيفيت‌ حرف‌ زدن‌ و به‌ كار بردن‌ لغات‌ غربي‌ در گفتار و نوشتار به‌ صورتي‌ بود كه‌ فهم‌ آن‌ براي‌ بيشتر مردم‌ غيرممكن‌، و براي‌ همرديفان‌ نيز مشكل‌ مي‌نمود! فيلمهاي‌ تلويزيون‌ از فرآورده‌هاي‌ غرب‌ يا شرق‌ بود كه‌ طبقة‌ جوان‌ زن‌ و مرد را از مسير عادي‌ زندگي‌ و كار و صنعت‌ و توليد و دانش‌ منحرف‌ و به‌ سوي‌ بيخبري‌ از خويش‌ و شخصيت‌ خود و يا بدبيني‌ و بدگماني‌ به‌ همه‌ چيز خود و كشور خود، حتي‌ فرهنگ‌ و ادب‌ و مآثر پر ارزشي‌ كه‌ بسياري‌ از آن‌ با دست‌ خيانتكار سودجويان‌، به‌ كتابخانه‌ها و موزه‌هاي‌ غرب‌ و شرق‌ منتقل‌ گرديده‌ است‌. مجله‌ها با مقاله‌ها و عكسهاي‌ افتضاح‌ بار و أسف‌انگيز، و روزنامه‌ها با مسابقات‌ در مقالات‌ ضدفرهنگي‌ خويش‌ و ضداسلامي‌ با افتخار، مردم‌ بويژه‌ طبقة‌ جوان‌ مؤثر را به‌ سوي‌ غرب‌ يا شرق‌ هدايت‌ مي‌كردند. اضافه‌ كنيد بر آن‌ تبليغ‌ دامنه‌دار در ترويج‌ مراكز فساد و عشرتكده‌ها و مراكز قمار و لاتار و مغازه‌هاي‌ فروش‌ كالاهاي‌ تجملاتي‌ و اسباب‌ آرايش‌ و بازيها و مشروبات‌ الكلي‌ بويژه‌ آنچه‌ از غرب‌ وارد مي‌شد. و در مقابل‌ صدور نفت‌ و گاز و مخازن‌ ديگر، عروسكها و اسباب‌ بازيها و كالاهاي‌ تجملي‌ وارد مي‌شد؛ و صدها چيزهايي‌ كه‌ امثال‌ من‌ از آنها بي‌اطلاع‌ هستيم‌. و اگر خداي‌ نخواسته‌ عمر رژيم‌ سرسپرده‌ و خانمان‌ برانداز پهلوي‌ ادامه‌ پيدا مي‌كرد، چيزي‌ نمي‌گذشت‌ كه‌ جوانان‌ برومند ما ـ اين‌ فرزندان‌ اسلام‌ و ميهن‌ كه‌ چشم‌ اميد ملت‌ به‌ آنها است‌ ـ با انواع‌ دسيسه‌ها و نقشه‌هاي‌ شيطاني‌ به‌ دست‌ رژيم‌ فاسد و رسانه‌هاي‌ گروهي‌ و روشنفكران‌ غرب‌ و شرقگرا از دست‌ ملت‌ و دامن‌ اسلام‌ رخت‌ برمي‌بستند: يا جواني‌ خود را در مراكز فساد تباه‌ مي‌كردند؛ و يا به‌ خدمت‌ قدرتهاي‌ جهانخوار درآمده‌ و كشور را به‌ تباهي‌ مي‌كشاندند. خداوند متعال‌ به‌ ما و آنان‌ منت‌ گذاشت‌ و همه‌ را از شر مفسدين‌ و غارتگران‌ نجات‌ داد.

اكنون‌ وصيت‌ من‌ به‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ در حال‌ و آينده‌ و رئيس‌جمهور و رؤساي‌ جمهور مابعد و به‌ شوراي‌ نگهبان‌ و شوراي‌ قضايي‌ و دولت‌ در هر زمان‌، آن‌ است‌ كه‌ نگذارند اين‌ دستگاههاي‌ خبري‌ و مطبوعات‌ و مجله‌ها از اسلام‌ و مصالح‌ كشور منحرف‌ شوند. و بايد همه‌ بدانيم‌ كه‌ آزادي‌ به‌ شكل‌ غربي‌ آن‌، كه‌ موجب‌ تباهي‌ جوانان‌ و دختران‌ و پسران‌ مي‌شود، از نظر اسلام‌ و عقل‌ محكوم‌ است‌. و تبليغات‌ و مقالات‌ و سخنرانيها و كتب‌ و مجلات‌ برخلاف‌ اسلام‌ و عفت‌ عمومي‌ و مصالح‌ كشور حرام‌ است‌. و بر همة‌ ما و همة‌ مسلمانان‌ جلوگيري‌ از آنها واجب‌ است‌. و از آزاديهاي‌ مخرب‌ بايد جلوگيري‌ شود. و از آنچه‌ در نظر شرع‌ حرام‌ و آنچه‌ برخلاف‌ مسير ملت‌ و كشور اسلامي‌ و مخالف‌ با حيثيت‌ جمهوري‌ اسلامي‌ است‌ به‌ طور قاطع‌ اگر جلوگيري‌ نشود، همه‌ مسئول‌ مي‌باشند. و مردم‌ و جوانان‌ حزب‌اللهي‌ اگر برخورد به‌ يكي‌ از امور مذكور نمودند به‌ دستگاههاي‌ مربوطه‌ رجوع‌ كنند و اگر آنان‌ كوتاهي‌ نمودند، خودشان‌ مكلف‌ به‌ جلوگيري‌ هستند. خداوند تعالي‌ مددكار همه‌ باشد.

 

ن‌ ـ  نصيحت‌ و وصيت‌ من‌ به‌ گروهها و گروهكها و اشخاصي‌ كه‌ در ضديت‌ با ملت‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ و اسلام‌ فعاليت‌ مي‌كنند، اول‌ به‌ سران‌ آنان‌ در خارج‌ و داخل‌، آن‌ است‌ كه‌ تجربة‌ طولاني‌ به‌ هر راهي‌ كه‌ اقدام‌ كرديد و به‌ هر توطئه‌اي‌ كه‌ دست‌ زديد و به‌ هر كشور و مقامي‌ كه‌ توسل‌ پيدا كرديد به‌ شماها كه‌ خود را عالم‌ و عاقل‌ مي‌دانيد بايد آموخته‌ باشند كه‌ مسير يك‌ ملت‌ فداكار را نمي‌شود با دست‌ زدن‌ به‌ ترور و انفجار و بمب‌ و دروغ‌پردازيهاي‌ بي‌ سر و پا و غيرحساب‌ شده‌ منحرف‌ كرد، و هرگز هيچ‌ حكومت‌ و دولتي‌ را نمي‌توان‌ با اين‌ شيوه‌هاي‌ غيرانساني‌ و غيرمنطقي‌ ساقط‌ نمود، بويژه‌ ملتي‌ مثل‌ ايران‌ را كه‌ از بچه‌هاي‌ خردسالش‌ تا پيرزنها و پيرمردهاي‌ بزرگسالش‌، در راه‌ هدف‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ و قرآن‌ و مذهب‌ جانفشاني‌ و فداكاري‌ مي‌كنند. شماها كه‌ مي‌دانيد (و اگر ندانيد بسيار ساده‌لوحانه‌ فكر مي‌كنيد) كه‌ ملت‌ با شما نيست‌ و ارتش‌ با شماها دشمن‌ است‌. و اگر فرض‌ بكنيد با شما بودند و دوست‌ شما بودند، حركات‌ ناشيانة‌ شما و جناياتي‌ كه‌ با تحريك‌ شما رخ‌ داد آنان‌ را از شما جدا كرد و جز دشمن‌ تراشي‌ كار ديگري‌ نتوانستيد بكنيد.

من‌ وصيت‌ خيرخواهانه‌ در اين‌ آخر عمر به‌ شما مي‌كنم‌ كه‌ اولاً با اين‌ ملت‌ طاغوتزدة‌ رنج‌ كشيده‌ كه‌ پس‌ از 2500 سال‌ ستمشاهي‌ با فدا دادن‌ بهترين‌ فرزندان‌ و جوانانش‌ خود را از زير بار ستم‌ جنايتكاراني‌ همچون‌ رژيم‌ پهلوي‌ و جهانخواران‌ شرق‌ و غرب‌ نجات‌ داده‌ به‌ جنگ‌ و ستيز برخاسته‌ايد. چطور وجدان‌ يك‌ انسان‌ هر چه‌ پليد باشد، راضي‌ مي‌شود براي‌ احتمال‌ رسيدن‌ به‌ يك‌ مقام‌ با ميهن‌ خود و ملت‌ خود اينگونه‌ رفتار كند و به‌ كوچك‌ و بزرگ‌ آنها رحم‌ نكند؟ من‌ به‌ شما نصيحت‌ مي‌كنم‌ دست‌ از اين‌ كارهاي‌ بيفايده‌ و غيرعاقلانه‌ برداريد و گول‌ جهانخواران‌ را نخوريد. و در هر جا هستيد اگر به‌ جنايتي‌ دست‌ نزديد به‌ ميهن‌ خود و دامن‌ اسلام‌ برگرديد و توبه‌كنيد كه‌ خداوند ارحم‌ الراحمين‌ است‌؛ و جمهوري‌ اسلامي‌ و ملت‌ از شما ان‌شا ء الله مي‌گذرند. و اگر دست‌ به‌ جنايتي‌ زديد كه‌ حكم‌ خداوند تكليف‌ شما را معين‌ كرده‌، باز از نيمه‌ راه‌ برگشته‌ و توبه‌ كنيد. و اگر شهامت‌ داريد تن‌ به‌ مجازات‌ داده‌ و با اين‌ عمل‌ خود را از عذاب‌ اليم‌ خداوند نجات‌ دهيد؛ و الاّ در هر جا هستيد عمر خود را بيش‌ از اين‌ هدر ندهيد و به‌ كار ديگر مشغول‌ شويد كه‌ صلاح‌ در آن‌ است‌.

و بعد، به‌ هواداران‌ داخلي‌ و خارجي‌ آنان‌ وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ با چه‌ انگيزه‌ جواني‌ خود را براي‌ آنان‌ كه‌ اكنون‌ ثابت‌ است‌ كه‌ براي‌ قدرتمندان‌ جهانخوار خدمت‌ مي‌كنند و از نقشه‌هاي‌ آنها پيروي‌ مي‌كنند و ندانسته‌ به‌ دام‌ آنها افتاده‌اند به‌ هدر مي‌دهيد؟ و با ملت‌ خود در راه‌ چه‌ كسي‌ جفا مي‌كنيد؟ شما بازي‌ خوردگان‌ دست‌ آنها هستيد. و اگر در ايران‌ هستيد به‌ عيان‌ مشاهده‌ مي‌كنيد كه‌ توده‌هاي‌ ميليوني‌ به‌ جمهوري‌ اسلامي‌ وفادار و براي‌ آن‌ فداكارند؛ و به‌ عيان‌ مي‌بينيد كه‌ حكومت‌ و رژيم‌ فعلي‌ با جان‌ و دل‌ در خدمت‌ خلق‌ و مستمندان‌ هستند؛ و آنان‌ كه‌ به‌ دروغ‌ ادعاي‌ «خلقي‌» بودن‌ و «مجاهد» و «فدايي‌» براي‌ خلق‌ مي‌كنند، با خلق‌ خدا به‌ دشمني‌ برخاسته‌ و شما پسران‌ و دختران‌ ساده‌دل‌ را براي‌ مقاصد خود و مقاصد يكي‌ از دو قطب‌ قدرت‌ جهانخوار به‌ بازي‌ گرفته‌ و خود يا در خارج‌ در آغوش‌ يكي‌ از دو قطب‌ جنايتكار به‌ خوشگذراني‌ مشغول‌ و يا در داخل‌ به‌ خانه‌هاي‌ مجلل‌ تيمي‌ با زندگي‌ اشرافي‌، نظير منازل‌ جنايتكاراني‌ بدبخت‌ به‌ جنايت‌ خود ادامه‌ مي‌دهند و شما جوانان‌ را به‌ كام‌ مرگ‌ مي‌فرستند.

نصيحت‌ مشفقانة‌ من‌ به‌ شما نوجوانان‌ و جوانان‌ داخل‌ و خارج‌ آن‌ است‌ كه‌ از راه‌ اشتباه‌ برگرديد؛ و با محرومين‌ جامعه‌ كه‌ با جان‌ و دل‌ به‌ جمهوري‌ اسلامي‌ خدمت‌ مي‌كنند متحد شويد؛ و براي‌ ايران‌ مستقل‌ و آزاد فعاليت‌ نماييد تا كشور و ملت‌ از شرّ مخالفين‌ نجات‌ پيدا كند، و همه‌ با هم‌ به‌ زندگي‌ شرافتمندانه‌ ادامه‌ دهيد. تا چه‌ وقت‌ و براي‌ چه‌ گوش‌ به‌ فرمان‌ اشخاصي‌ هستيد كه‌ جز به‌ نفع‌ شخصي‌ خود فكر نمي‌كنند و در آغوش‌ و پناه‌ ابرقدرتها با ملت‌ خود در ستيز هستند و شما را فداي‌ مقاصد شوم‌ و قدرت‌طلبي‌ خويش‌ مي‌نمايند؟ شما در اين‌ سالهاي‌ پيروزي‌ انقلاب‌ ديديد كه‌ ادعاهاي‌ آنان‌ با رفتار و عملشان‌ مخالف‌ است‌ و ادعاها فقط‌ براي‌ فريب‌ جوانان‌ صاف‌ دل‌ است‌. و مي‌دانيد كه‌ شما قدرتي‌ در مقابل‌ سيل‌ خروشان‌ ملت‌ نداريد و كارهايتان‌ جز به‌ ضرر خودتان‌ و تباهي‌ عمرتان‌ نتيجه‌اي‌ ندارد. من‌ تكليف‌ خود را كه‌ هدايت‌ است‌ ادا كردم‌. و اميد است‌ به‌ اين‌ نصيحت‌ كه‌ پس‌ از مرگ‌ من‌ به‌ شما مي‌رسد و شائبة‌ قدرت‌طلبي‌ در آن‌ نيست‌ گوش‌ فرا دهيد و خود را از عذاب‌ اليم‌ الهي‌ نجات‌ دهيد. خداوند منان‌ شما را هدايت‌ فرمايد و صراط‌ مستقيم‌ را به‌ شما بنمايد.

وصيت‌ من‌ به‌ چپگرايان‌، مثل‌ كمونيستها و چريكهاي‌ فدايي‌ خلق‌ و ديگر گروهها ] ي‌ [  متمايل‌ به‌ چپ‌، آن‌ است‌ كه‌ شماها بدون‌ بررسي‌ صحيح‌ از مكتبها و مكتب‌ اسلام‌ نزد كساني‌ كه‌ از مكتبها و خصوص‌ اسلام‌ اطلاع‌ صحيح‌ دارند، با چه‌ انگيزه‌ خودتان‌ را راضي‌ كرديد به‌ مكتبي‌ كه‌ امروز در دنيا شكست‌ خورده‌ رو آوريد و چه‌ شده‌ كه‌ دل‌ خود را به‌ چند «ايسم‌» كه‌ محتواي‌ آنها پيش‌ اهل‌ تحقيق‌ پوچ‌ است‌ خوش‌ كرده‌ايد؟ و شما را چه‌ انگيزه‌اي‌ وادار كرده‌ كه‌ مي‌خواهيد كشور خود را به‌ دامن‌ شوروي‌ يا چين‌ بكشيد؛ و با ملت‌ خود به‌ اسم‌ «توده‌ دوستي‌» به‌ جنگ‌ برخاسته‌ يا به‌ توطئه‌هايي‌ براي‌ نفع‌ اجنبي‌ به‌ ضد كشور خود و توده‌هاي‌ ستمديده‌ دست‌ زديد؟ شما مي‌بينيد كه‌ از اول‌ پيدايش‌ كمونيسم‌ مدعيان‌ آن‌ ديكتاتورترين‌ و قدرت‌طلب‌ و انحصارطلبترين‌ حكومتهاي‌ جهان‌ بوده‌ و هستند. چه‌ ملتهايي‌ زير دست‌ و پاي‌ شوروي‌ مدعي‌ طرفدار توده‌ها خُرد شدند و از هستي‌ ساقط‌ گرديدند. ملت‌ روسيه‌، مسلمانان‌ و غيرمسلمانان‌، تاكنون‌ در زير فشار ديكتاتوري‌ حزب‌ كمونيست‌ دست‌ و پا مي‌زنند و از هرگونه‌ آزادي‌ محروم‌ و در اختناق‌ بالاتر از اختناقهاي‌ ديكتاتورهاي‌ جهان‌ به‌ سر مي‌برند. استالين‌،   كه‌ يكي‌ از چهره‌هاي‌ به‌ اصطلاح‌ «درخشان‌» حزب‌ بود، ورود و خروجش‌ را و تشريفات‌ آن‌ و اشرافيت‌ او را ديديم‌. اكنون‌ كه‌ شما فريب‌ خوردگان‌ در عشق‌ آن‌ رژيم‌ جان‌ مي‌دهيد، مردم‌ مظلوم‌ شوروي‌ و ديگر اقمار او چون‌ افغانستان‌ از ستمگريهاي‌ آنان‌ جان‌ مي‌سپارند، و آنگاه‌ شما كه‌ مدعي‌ طرفداري‌ از خلق‌ هستيد، بر اين‌ خلق‌ محروم‌ در هر جا كه‌ دستتان‌ رسيده‌ چه‌ جناياتي‌ انجام‌ داديد و با اهالي‌ شريف‌ آمل‌   كه‌ آنان‌ را به‌ غلط‌ طرفدار پر و پا قرص‌ خود معرفي‌ مي‌كرديد و عدة‌ بسياري‌ را به‌ فريب‌ به‌ جنگ‌ مردم‌ و دولت‌ فرستاديد و به‌ كشتن‌ داديد، چه‌ جنايتها كه‌ نكرديد. و شما «طرفدار خلق‌ محروم‌» مي‌خواهيد خلق‌ مظلوم‌ و محروم‌ ايران‌ را به‌ دست‌ ديكتاتوري‌ شوروي‌ دهيد و چنين‌ خيانتي‌ را با سرپوش‌ «فدايي‌ خلق‌» و طرفدار محرومين‌ در حال‌ اجرا هستيد، منتها «حزب‌ توده‌» و رفقاي‌ آن‌ با توطئه‌ و زير ماسك‌ طرفداري‌ از جمهوري‌ اسلامي‌، و ديگر گروهها با اسلحه‌ و ترور و انفجار.

من‌ به‌ شما احزاب‌ و گروهها، چه‌ آنان‌ كه‌ به‌ چپگرايي‌ معروف‌ ـ گرچه‌ بعضي‌ شواهد و قرائن‌ دلالت‌ دارد كه‌ اينان‌ كمونيست‌ امريكايي‌   هستند ـ و چه‌ آنان‌ كه‌ از غرب‌ ارتزاق‌ مي‌كنند و الهام‌ مي‌گيرند و چه‌ آنها كه‌ با اسم‌ «خودمختاري‌» و طرفداري‌ از كرد و بلوچ‌ دست‌ به‌ اسلحه‌ برده‌ و مردم‌ محروم‌ كردستان‌ و ديگر جاها را از هستي‌ ساقط‌ نموده‌ و مانع‌ از خدمتهاي‌ فرهنگي‌ و بهداشتي‌ و اقتصادي‌ و بازسازي‌ دولت‌ جمهوري‌ در آن‌ استانها مي‌شوند، مثل‌ حزب‌ «دموكرات‌»   و «كومله‌»   وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ به‌ ملت‌ بپيوندند. و تاكنون‌ تجربه‌ كرده‌اند كه‌ كاري‌ جز بدبخت‌ كردن‌ اهالي‌ آن‌ مناطق‌ نكرده‌اند و نمي‌توانند بكنند، پس‌ مصلحت‌ خود و ملت‌ خود و مناطق‌ خود آن‌ است‌ كه‌ با دولت‌ تشريك‌ مساعي‌ نموده‌ و از ياغي‌گري‌ و خدمت‌ به‌ بيگانگان‌ و خيانت‌ به‌ ميهن‌ خود دست‌ بردارند و به‌ ساختن‌ كشور بپردازند و مطمئن‌ باشند كه‌ اسلام‌ براي‌ آنان‌ هم‌ از قطب‌ جنايتكار غرب‌ و هم‌ از قطب‌ ديكتاتور شرق‌ بهتر است‌ و آرزوهاي‌ انساني‌ خلق‌ را بهتر انجام‌ مي‌دهد.

و وصيت‌ من‌ به‌ گروههاي‌ مسلمان‌ كه‌ از روي‌ اشتباه‌ به‌ غرب‌ و احياناً به‌ شرق‌ تمايل‌ نشان‌ مي‌دهند و از منافقان‌ كه‌ اكنون‌ خيانتشان‌ معلوم‌ شد گاهي‌ طرفداري‌ مي‌كردند و به‌ مخالفانِ بدخواهان‌ اسلام‌ از روي‌ خطا و اشتباه‌ گاهي‌ لعن‌ مي‌كردند و طعن‌ مي‌زدند، آن‌ است‌ كه‌ بر سر اشتباه‌ خود پافشاري‌ نكنند و با شهامت‌ اسلامي‌ به‌ خطاي‌ خود اعتراف‌، و با دولت‌ و مجلس‌ و ملت‌ مظلوم‌ براي‌ رضاي‌ خداوند هم‌صدا و هم‌مسير شده‌ و اين‌ مستضعفان‌ تاريخ‌ را از شرّ مستكبران‌ نجات‌ دهيد؛ و كلام‌ مرحوم‌ مدرس‌   آن‌ روحاني‌ متعهد پاك‌ سيرت‌ و پاك‌ انديشه‌ را به‌ خاطر بسپريد كه‌ در مجلس‌ افسردة‌ آن‌ روز گفت‌: اكنون‌ كه‌ بايد از بين‌ برويم‌ چرا با دست‌ خود برويم‌.

من‌ هم‌ امروز به‌ ياد آن‌ شهيد راه‌ خدا به‌ شما برادران‌ مؤمن‌ عرض‌ مي‌كنم‌ اگر ما با دست‌ جنايتكار امريكا و شوروي‌ از صفحة‌ روزگار محو شويم‌ و با خون‌ سرخ‌ شرافتمندانه‌ با خداي‌ خويش‌ ملاقات‌ كنيم‌، بهتر از آن‌ است‌ كه‌ در زير پرچم‌ ارتش‌ سرخ‌ شرق‌ و سياه‌ غرب‌ زندگي‌ اشرافي‌ مرفه‌ داشته‌ باشيم‌. و اين‌ سيره‌ و طريقة‌ انبياي‌ عظام‌ و ائمة‌ مسلمين‌ و بزرگان‌ دين‌ مبين‌ بوده‌ است‌ و ما بايد از آن‌ تبعيت‌ كنيم‌؛ و بايد به‌ خود بباورانيم‌ كه‌ اگر يك‌ ملت‌ بخواهند بدون‌ وابستگيها زندگي‌ كنند مي‌توانند؛ و قدرتمندان‌ جهان‌ بر يك‌ ملت‌ نمي‌توانند خلاف‌ ايدة‌ آنان‌ را تحميل‌ كنند.

از افغانستان‌ عبرت‌ بايد گرفت‌ با آنكه‌ دولت‌ غاصب‌ و احزاب‌ چپي‌ با شوروي‌ بوده‌ و هستند، تاكنون‌ نتوانسته‌اند توده‌هاي‌ مردم‌ را سركوب‌ نمايند. علاوه‌ بر اين‌ اكنون‌ ملتهاي‌ محروم‌ جهان‌ بيدار شده‌اند و طولي‌ نخواهد كشيد كه‌ اين‌ بيداريها به‌ قيام‌ و نهضت‌ و انقلاب‌ انجاميده‌ و خود را از تحت‌ سلطة‌ ستمگران‌ مستكبر نجات‌ خواهند داد. و شما مسلمانانِ پايبند به‌ ارزشهاي‌ اسلامي‌ مي‌بينيد كه‌ جدايي‌ و انقطاع‌ از شرق‌ و غرب‌ بركات‌ خود را دارد نشان‌ مي‌دهد؛ و مغزهاي‌ متفكر بومي‌ به‌ كار افتاده‌ و به‌ سوي‌ خودكفايي‌ پيشروي‌ مي‌كند و آنچه‌ كارشناسان‌ خائن‌ غربي‌ و شرقي‌ براي‌ ملت‌ ما محال‌ جلوه‌ مي‌دادند، امروز به‌ طور چشم‌گيري‌ با دست‌ و فكر ملت‌ انجام‌ گرفته‌ و ان‌شا ء الله تعالي‌ در دراز مدت‌ انجام‌ خواهد گرفت‌. و صد افسوس‌ كه‌ اين‌ انقلاب‌ دير تحقق‌ پيدا كرد و لااقل‌ در اول‌ سلطنت‌ جابرانة‌ كثيف‌ محمدرضا تحقق‌ نيافت‌؛ و اگر شده‌ بود، ايران‌ غارتزده‌ غير از اين‌ ايران‌ بود.

و وصيت‌ من‌ به‌ نويسندگان‌ و گويندگان‌ و روشنفكران‌ و اشكالتراشان‌ و صاحب‌عقدگان‌ آن‌ است‌ كه‌ به‌ جاي‌ آنكه‌ وقت‌ خود را در خلاف‌ مسير جمهوري‌ اسلامي‌ صرف‌ كنيد و هرچه‌ توان‌ داريد در بدبيني‌ و بدخواهي‌ و بدگويي‌ از مجلس‌ و دولت‌ و ساير خدمتگزاران‌ به‌ كار بريد، و با اين‌ عمل‌ كشور خود را به‌ سوي‌ ابرقدرتها سوق‌ دهيد، با خداي‌ خود يك‌ شب‌ خلوت‌ كنيد و اگر به‌ خداوند عقيده‌ نداريد با وجدان‌ خود خلوت‌ كنيد و انگيزة‌ باطني‌ خود را كه‌ بسيار مي‌شود خود انسانها از آن‌ بيخبرند بررسي‌ كنيد، ببينيد آيا با كدام‌ معيار و با چه‌ انصاف‌ خون‌ اين‌ جوانان‌ قلم‌ قلم‌ شده‌ را در جبهه‌ها و در شهرها ناديده‌ مي‌گيريد و با ملتي‌ كه‌ مي‌خواهد از زير بار ستمگران‌ و غارتگران‌ خارجي‌ و داخلي‌ خارج‌ شود و استقلال‌ و آزادي‌ را با جان‌ خود و فرزندان‌ عزيز خود به‌ دست‌ آورده‌ و با فداكاري‌ مي‌خواهد آن‌ را حفظ‌ كند، به‌ جنگ‌ اعصاب‌ برخاسته‌ايد و به‌ اختلاف‌انگيزي‌ و توطئه‌هاي‌ خائنانه‌ دامن‌ مي‌زنيد و راه‌ را براي‌ مستكبران‌ و ستمگران‌ باز مي‌كنيد. آيا بهتر نيست‌ كه‌ با فكر و قلم‌ و بيان‌ خود دولت‌ و مجلس‌ و ملت‌ را راهنمايي‌ براي‌ حفظ‌ ميهن‌ خود نماييد؟ آيا سزاوار نيست‌ كه‌ به‌ اين‌ ملت‌ مظلوم‌ محروم‌ كمك‌ كنيد و با ياري‌ خود حكومت‌ اسلامي‌ را استقرار دهيد؟ آيا اين‌ مجلس‌ و رئيس‌ جمهور و دولت‌ و قوة‌ قضايي‌ را از آنچه‌ در زمان‌ رژيم‌ سابق‌ بود بدتر مي‌دانيد؟ آيا از ياد برده‌ايد ستمهايي‌ كه‌ آن‌ رژيم‌ لعنتي‌ بر اين‌ ملت‌ مظلوم‌ بي‌پناه‌ روا مي‌داشت‌؟ آيا نمي‌دانيد كه‌ كشور اسلامي‌ در آن‌ زمان‌ يك‌ پايگاه‌ نظامي‌ براي‌ امريكا بود و با آن‌ عمل‌ يك‌ مستعمره‌ مي‌كردند و از مجلس‌ تا دولت‌ و قواي‌ نظامي‌ در قبضة‌ آنان‌ بود و مستشاران‌ و صنعتگران‌ و متخصصان‌ آنان‌ با اين‌ ملت‌ و ذخائر آن‌ چه‌ مي‌كردند؟ آيا اشاعة‌ فحشا در سراسر كشور و مراكز فساد، از عشرتكده‌ها و قمارخانه‌ها و ميخانه‌ها و مغازه‌هاي‌ مشروب‌فروشي‌ و سينماها و ديگر مراكز كه‌ هر يك‌ براي‌ تباه‌ كردن‌ نسل‌ جوان‌ عاملي‌ بزرگ‌ بود، از خاطرتان‌ محو شده‌؟ آيا رسانه‌هاي‌ گروهي‌ و مجلات‌ سراسر فسادانگيز و روزنامه‌هاي‌ آن‌ رژيم‌ را به‌ دست‌ فراموشي‌ سپرده‌ايد؟ و اكنون‌ كه‌ از آن‌ بازارهاي‌ فساد اثري‌ نيست‌، براي‌ آنكه‌ در چند دادگاه‌، يا چند جوان‌ كه‌ شايد اكثر از گروههاي‌ منحرف‌ نفوذ كرده‌ و براي‌ بدنام‌ نمودن‌ اسلام‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ كارهاي‌ انحرافي‌ انجام‌ مي‌دهند، و كشتن‌ عده‌اي‌ كه‌ مفسد في‌الارض‌ هستند و قيام‌ بر ضد اسلام‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ مي‌كنند شما را به‌ فرياد درآورده‌، و با كساني‌ كه‌ با صراحت‌ اسلام‌ را محكوم‌ مي‌كنند و بر ضد آن‌ قيام‌ مسلحانه‌ يا قيام‌ با قلم‌ و زبان‌ كه‌ أسفناكتر از قيام‌ مسلحانه‌ است‌، نموده‌اند پيوند مي‌كنيد و دست‌ برادري‌ مي‌دهيد؛ و آنان‌ را كه‌ خداوند مهدورالدم‌ فرموده‌ نور چشم‌ مي‌خوانيد، و در كنار بازيگراني‌ كه‌ فاجعة‌ چهارده‌ اسفند   را برپا كردند و جوانان‌ بيگناه‌ را با ضرب‌ و شتم‌ كوبيدند نشسته‌ و تماشاگر معركه‌ مي‌شويد، يك‌ عمل‌ اسلامي‌ و اخلاقي‌ است‌! و عمل‌ دولت‌ و قوة‌ قضاييه‌ كه‌ معاندين‌ و منحرفين‌ و ملحدين‌ را به‌ جزاي‌ اعمال‌ خويش‌ مي‌رسانند، شما را به‌ فرياد درآورده‌ و داد مظلوميت‌ مي‌زنيد؟ من‌ براي‌ شما برادران‌ كه‌ از سوابقتان‌ تا حدي‌ مطلع‌ و علاقه‌مند به‌ بعضي‌ از شما هستم‌ متأسف‌ هستم‌، نه‌ براي‌ آنان‌ كه‌ اشراري‌ بودند در لباس‌ خيرخواهي‌ و گرگهايي‌ در پوشش‌ چوپان‌ و بازيگراني‌ بودند كه‌ همه‌ را به‌ باد بازي‌ و مسخره‌ گرفته‌ و در صدد تباه‌كردن‌ كشور و ملت‌ و خدمتگزاري‌ به‌ يكي‌ از دو قطب‌ چپاولگر بودند ـ آنان‌ كه‌ با دست‌ پليد خود جوانان‌ و مردان‌ ارزشمند و علماي‌ مربي‌ جامعه‌ را شهيد نمودند و به‌ كودكان‌ مظلوم‌ مسلمانان‌ رحم‌ نكردند، خود را در جامعه‌ رسوا و در پيشگاه‌ خداوند قهار مخذول‌ نمودند و راه‌ بازگشت‌ ندارند كه‌ شيطانِنفس‌ اماره‌ بر آنان‌ حكومت‌ مي‌كند.

لكن‌ شما برادران‌ مؤمن‌ با دولت‌ و مجلس‌ كه‌ كوشش‌ دارد خدمت‌ به‌ محرومين‌ و مظلومين‌ و برادران‌ سر و پا برهنه‌ و از همة‌ مواهب‌ زندگي‌ محروم‌ نمايد چرا كمك‌ نمي‌كنيد و شكايت‌ داريد؟ آيا مقدار خدمت‌ دولت‌ و بنيادهاي‌ جمهوري‌ را با اين‌ گرفتاريها و نابسامانيها كه‌ لازمة‌ هر انقلاب‌ است‌، و جنگ‌ تحميلي‌ با آنهمه‌ خسارت‌ و ميليونها آوارة‌ خارجي‌ و داخلي‌ و كارشكنيهاي‌ بيرون‌ از حد را در اين‌ مدت‌ كوتاه‌ مقايسه‌ با كارهاي‌ عمراني‌ رژيم‌ سابق‌ نموده‌ايد؟ آيا نمي‌دانيد كه‌ كارهاي‌ عمراني‌ آن‌ زمان‌ اختصاص‌ داشت‌ تقريباً به‌ شهرها آن‌ هم‌ به‌ محلات‌ مرفه‌؛ و فقرا و مردمان‌ محروم‌ از آن‌ امور بهرة‌ ناچيز داشته‌ يا نداشتند؛ و دولت‌ فعلي‌ و بنيادهاي‌ اسلامي‌ براي‌ اين‌ طايفة‌ محروم‌ با جان‌ و دل‌ خدمت‌ مي‌كنند؟ شما مؤمنان‌ هم‌ پشتيبان‌ دولت‌ باشيد تا كارها زود انجام‌ گيرد و در محضر پروردگار كه‌ خواه‌ ناخواه‌ خواهيد رفت‌ با نشان‌ خدمتگزاري‌ به‌ بندگان‌ او برويد. *

 

 *ـ چنانكه‌ در نسخة‌ خطي‌ مشهود است‌ امام‌ خميني‌ در اين‌ قسمت‌ مرقوم‌ فرموده‌اند: «اين‌ مقدار بريده‌ شده‌ راخودم‌ انجام‌ داده‌ام‌».

س‌ ـ  يكي‌ از اموري‌ كه‌ لازم‌ به‌ توصيه‌ و تذكر است‌، آن‌ است‌ كه‌ اسلام‌ نه‌ باسرمايه‌داري‌ ظالمانه‌ و بيحساب‌ و محروم‌ كنندة‌ توده‌هاي‌ تحت‌ ستم‌ و مظلوم‌ موافق‌ است‌، بلكه‌ آن‌ را به‌ طور جدي‌ در كتاب‌ و سنت‌ محكوم‌ مي‌كند و مخالف‌ عدالت‌ اجتماعي‌ مي‌داند ـ گرچه‌ بعض‌ كج‌فهمان‌ بي‌ اطلاع‌ از رژيم‌ حكومت‌ اسلامي‌ و ازمسائل‌ سياسي‌ حاكم‌ در اسلام‌ در گفتار و نوشتار خود طوري‌ وانمود كرده‌اند (و باز هم‌ دست‌ برنداشته‌اند) كه‌ اسلام‌ طرفدار بي‌ مرز و حد سرمايه‌داري‌ و مالكيت‌ است‌ و با اين‌ شيوة‌ كه‌ با فهم‌ كج‌ خويش‌ از اسلام‌ برداشت‌ نموده‌اند چهرة‌ نوراني‌ اسلام‌ را پوشانيده‌ و راه‌ را براي‌ مغرضان‌ و دشمنان‌ اسلام‌ باز نموده‌ كه به‌ اسلام‌ بتازند، و آن‌ را رژيمي‌ چون‌ رژيم‌ سرمايه‌داري‌ غرب‌ مثل‌ رژيم‌ امريكا و انگلستان‌ و ديگر چپاولگران‌ غرب‌ به‌ حساب‌ آورند، و با اتكال‌ به‌ قول‌ و فعل‌ اين‌ نادانان‌ يا غرضمندانه‌ و يا ابلهانه‌ بدون‌ مراجعه‌ به‌ اسلام‌شناسان‌ واقعي‌ با اسلام‌ به‌ معارضه‌ برخاسته‌اند ـ و نه‌ رژيمي‌ مانند رژيم‌ كمونيسم‌ و ماركسيسم‌   لنينيسم‌ است‌ كه‌ با مالكيت‌ فردي‌ مخالف‌ و قائل‌ به‌ اشتراك‌ مي‌باشند با اختلاف‌ زيادي‌ كه‌ دوره‌هاي‌ قديم‌ تاكنون‌ حتي‌ اشتراك‌ در زن‌ و همجنس‌ بازي‌ بوده‌ و يك‌ ديكتاتوري‌ و استبداد كوبنده‌ در بر داشته‌.

بلكه‌ اسلام‌ يك‌ رژيم‌ معتدل‌ با شناخت‌ مالكيت‌ و احترام‌ به‌ آن‌ به‌ نحو محدود در پيدا شدن‌ مالكيت‌ و مصرف‌، كه‌ اگر بحق‌ به‌ آن‌ عمل‌ شود چرخهاي‌ اقتصاد سالم‌ به‌ راه‌ مي‌افتد و عدالت‌ اجتماعي‌، كه‌ لازمة‌ يك‌ رژيم‌ سالم‌ است‌ تحقق‌ مي‌يابد.   در اينجا نيز يك‌ دسته‌ با كج‌ فهميها و بي‌اطلاعي‌ از اسلام‌ و اقتصاد سالم‌ آن‌ در طرف‌ مقابل‌ دستة‌ اول‌ قرار گرفته‌ و گاهي‌ با تمسك‌ به‌ بعضي‌ آيات‌ يا جملات‌ نهج‌البلاغه‌، اسلام‌ را موافق‌ با مكتبهاي‌ انحرافي‌ ماركس‌ و امثال‌ او معرفي‌ نموده‌اند و توجه‌ به‌ ساير آيات‌ و فقرات‌ نهج‌ البلاغه‌ ننموده‌ و سرخود، به‌ فهم‌ قاصر خود، بپاخاسته‌ و «مذهب‌ اشتراكي‌» را تعقيب‌ مي‌كنند و از كفر و ديكتاتوري‌ و اختناق‌ كوبنده‌ كه‌ ارزشهاي‌ انساني‌ را ناديده‌ گرفته‌ و يك‌ حزب‌ اقليت‌ با توده‌هاي‌ انساني‌ مثل‌ حيوانات‌ عمل‌ مي‌كنند، حمايت‌ مي‌كنند.

وصيت‌ من‌ به‌ مجلس‌ و شوراي‌ نگهبان‌ و دولت‌ و رئيس‌ جمهور و شوراي‌ قضايي‌ آن‌ است‌ كه‌ در مقابل‌ احكام‌ خداوند متعال‌ خاضع‌ بوده‌؛ و تحت‌ تأثير تبليغات‌ بي‌محتواي‌ قطب‌ ظالم‌ چپاولگر سرمايه‌داري‌ و قطب‌ ملحد اشتراكي‌ و كمونيستي‌ واقع‌ نشويد، و به‌ مالكيت‌ و سرمايه‌هاي‌ مشروع‌ با حدود اسلامي‌ احترام‌ گذاريد، و به‌ ملت‌ اطمينان‌ دهيد تا سرمايه‌ها و فعاليتهاي‌ سازنده‌ به‌ كار افتند و دولت‌ و كشور را به‌ خودكفايي‌ و صنايع‌ سبك‌ و سنگين‌ برسانند.

و به‌ ثروتمندان‌ و پولداران‌ مشروع‌ وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ ثروتهاي‌ عادلانة‌ خود را به‌ كار اندازيد و به‌ فعاليت‌ سازنده‌ در مزارع‌ و روستاها و كارخانه‌ها برخيزيد كه‌ اين‌ خود عبادتي‌ ارزشمند است‌.

و به‌ همه‌ در كوشش‌ براي‌ رفاه‌ طبقات‌ محروم‌ وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ خير دنيا و آخرت‌ شماها رسيدگي‌ به‌ حال‌ محرومان‌ جامعه‌ است‌ كه‌ در طول‌ تاريخ‌ ستمشاهي‌ و خان‌خاني‌ در رنج‌ و زحمت‌ بوده‌اند. و چه‌ نيكو است‌ كه‌ طبقات‌ تمكندار به‌ طور داوطلب‌ براي‌ زاغه‌ و چپرنشينان‌ مسكن‌ و رفاه‌ تهيه‌ كنند. و مطمئن‌ باشند كه‌ خير دنيا و آخرت‌ در آن‌ است‌. و از انصاف‌ به‌ دور است‌ كه‌ يكي‌ بي‌خانمان‌ و يكي‌ داراي‌ آپارتمانها باشد.

 

ع‌ ـ  وصيت‌ اينجانب‌ به‌ آن‌ طايفه‌ از روحانيون‌ و روحاني‌نماها كه‌ با انگيزه‌هاي‌ مختلف‌ با جمهوري‌ اسلامي‌ و نهادهاي‌ آن‌ مخالفت‌ مي‌كنند و وقت‌ خود را وقف‌ براندازي‌ آن‌ مي‌نمايند و با مخالفان‌ توطئه‌گر و بازيگران‌ سياسي‌ كمك‌، و گاهي‌ به‌ طوري‌ كه‌ نقل‌ مي‌شود با پولهاي‌ گزافي‌ كه‌ از سرمايه‌داران‌ بيخبر از خدا دريافت‌ براي‌ اين‌ مقصد مي‌كنند كمكهاي‌ كلان‌ مي‌نمايند، آن‌ است‌ كه‌ شماها طرْفي‌ از اين‌ غلط‌كاريها تاكنون‌ نبسته‌ و بعد از اين‌ هم‌ گمان‌ ندارم‌ ببنديد. بهتر آن‌ است‌ كه‌ اگر براي‌ دنيا به‌ اين‌ عمل‌ دست‌ زده‌ايد ـ و خداوند نخواهد گذاشت‌ كه‌ شما به‌ مقصد شوم‌ خود برسيد ـ تا درِ توبه‌ باز است‌ از پيشگاه‌ خداوند عذر بخواهيد و با ملت‌ مستمند مظلوم‌ هم‌صدا شويد و از جمهوري‌ اسلامي‌ كه‌ با فداكاريهاي‌ ملت‌ به‌ دست‌ آمده‌ حمايت‌ كنيد، كه‌ خير دنيا و آخرت‌ در آن‌ است‌. گرچه‌ گمان‌ ندارم‌ كه‌ موفق‌ به‌ توبه‌ شويد.

و اما به‌ آن‌ دسته‌ كه‌ از روي‌ بعض‌ اشتباهات‌ يا بعض‌ خطاها، چه‌ عمدي‌ و چه‌ غيرعمدي‌، كه‌ از اشخاص‌ مختلف‌ يا گروهها صادر شده‌ و مخالف‌ با احكام‌ اسلام‌ بوده‌ است‌ با اصل‌ جمهوري‌ اسلامي‌ و حكومت‌ آن‌ مخالفت‌ شديد مي‌كنند و براي‌ خدا در براندازي‌ آن‌ فعاليت‌ مي‌نمايند و با تصور خودشان‌ اين‌ جمهوري‌ از رژيم‌ سلطنتي‌ بدتر يا مثل‌ آن‌ است‌، با نيت‌ صادق‌ در خلوات‌ تفكر كنند و از روي‌ انصاف‌ مقايسه‌ نمايند با حكومت‌ و رژيم‌ سابق‌. و باز توجه‌ نمايند كه‌ در انقلابهاي‌ دنيا هرج‌ و مرجها و غلط‌رويها و فرصت‌طلبيها غيرقابل‌ اجتناب‌ است‌ و شما اگر توجه‌ نماييد و گرفتاريهاي‌ اين‌ جمهوري‌ را در نظر بگيريد ـ از قبيل‌ توطئه‌ها و تبليغات‌ دروغين‌ و حملة‌ مسلحانة‌ خارج‌ مرز و داخل‌، و نفوذ غير قابل‌ اجتناب‌ گروههايي‌ از مفسدان‌ و مخالفان‌ اسلام‌ در تمام‌ ارگانهاي‌ دولتي‌ به‌ قصد ناراضي‌ كردن‌ ملت‌ از اسلام‌ و حكومت‌ اسلامي‌، و تازه‌ كار بودن‌ اكثر يا بسياري‌ از متصديان‌ امور و پخش‌ شايعات‌ دروغين‌ از كساني‌ كه‌ از استفاده‌هاي‌ كلان‌ غيرمشروع‌ بازمانده‌ يا استفادة‌ آنان‌ كم‌ شده‌، و كمبود چشمگير قضات‌ شرع‌ و گرفتاريهاي‌ اقتصادي‌ كمرشكن‌ و اشكالات‌ عظيم‌ در تصفيه‌ و تهذيب‌ متصديان‌ چند ميليوني‌، و كمبود مردمان‌ صالح‌ كاردان‌ و متخصص‌ و دهها گرفتاري‌ ديگر، كه‌ تا انسان‌ وارد گود نباشد از آنها بيخبر است‌ ـ و از طرفي‌ اشخاص‌ غرضمند سلطنت‌طلب‌ سرمايه‌دار هنگفت‌ كه‌ با رباخواري‌ و سودجويي‌ و با اخراج‌ ارز و گرانفروشي‌ به‌ حد سرسام‌آور و قاچاق‌ و احتكار، مستمندان‌ و محرومان‌ جامعه‌ را تا حد هلاكت‌ در فشار قرار داده‌ و جامعه‌ را به‌ فساد مي‌كشند، نزد شما آقايان‌ به‌ شكايت‌ و فريبكاري‌ آمده‌ و گاهي‌ هم‌ براي‌ باور آوردن‌ و خود را مسلمان‌ خالص‌ نشان‌ دادن‌ به‌ عنوان‌ «سهم‌» مبلغي‌ مي‌دهند و اشك‌ تمساح‌ مي‌ريزند و شما را عصباني‌ كرده‌ به‌ مخالفت‌ برمي‌انگيزانند، كه‌ بسياري‌ از آنان‌ با استفاده‌هاي‌ نامشروع‌، خون‌ مردم‌ را مي‌مكند و اقتصاد كشور را به‌ شكست‌ مي‌كشند.

اينجانب‌ نصيحت‌ متواضعانة‌ برادرانه‌ مي‌كنم‌ كه‌ آقايان‌ محترم‌ تحت‌ تأثير اينگونه‌ شايعه‌سازيها قرار نگيرند و براي‌ خدا و حفظ‌ اسلام‌ اين‌ جمهوري‌ را تقويت‌ نمايند. و بايد بدانند كه‌ اگر اين‌ جمهوري‌ اسلامي‌ شكست‌ بخورد، به‌ جاي‌ آن‌ يك‌ رژيم‌ اسلامي‌ دلخواهِ بقية‌الله ـ روحي‌ فداه‌ ـ يا مطيع‌ امر شما آقايان‌ تحقق‌ نخواهد پيدا كرد، بلكه‌ يك‌ رژيم‌ دلخواه‌ يكي‌ از دو قطب‌ قدرت‌ به‌ حكومت‌ مي‌رسد و محرومان‌ جهان‌، كه‌ به‌ اسلام‌ و حكومت‌ اسلامي‌ رو ] ي‌ [ آورده‌ و دل‌ باخته‌اند، مأيوس‌ مي‌شوند و اسلام‌ براي‌ هميشه‌ منزوي‌ خواهد شد؛ و شماها روزي‌ از كردار خود پشيمان‌ مي‌شويد كه‌ كار گذشته‌ و ديگر پشيماني‌ سودي‌ ندارد. و شما آقايان‌ اگر توقع‌ داريد كه‌ در يك‌ شب‌ همة‌ امور بر طبق‌ اسلام‌ و احكام‌ خداوند تعالي‌ متحول‌ شود يك‌ اشتباه‌ است‌، و در تمام‌ طول‌ تاريخ‌ بشر چنين‌ معجزه‌اي‌ روي‌ نداده‌ است‌ و نخواهد داد. و آن‌ روزي‌ كه‌ ان‌شا ء الله تعالي‌ مصلح‌ كل‌ ظهور نمايد، گمان‌ نكنيد كه‌ يك‌ معجزه‌ شود و يكروزه‌ عالم‌ اصلاح‌ شود؛ بلكه‌ با كوششها و فداكاريها ستمكاران‌ سركوب‌ و منزوي‌ مي‌شوند. و اگر نظر شماها مثل‌ نظر بعض‌ عاميهاي‌ منحرف‌، آن‌ است‌ كه‌ براي‌ ظهور آن‌ بزرگوار بايد كوشش‌ در تحقق‌ كفر و ظلم‌ كرد تا عالم‌ را ظلم‌ فراگيرد و مقدمات‌ ظهور فراهم‌ شود،  فانّا لله و انّا اليه‌ راجعون‌.

 

ف‌ ـ  وصيت‌ من‌ به‌ همة‌ مسلمانان‌ و مستضعفان‌ جهان‌ اين‌ است‌ كه‌ شماها نبايد بنشينيد و منتظر آن‌ باشيد كه‌ حكام‌ و دست‌ اندركاران‌ كشورتان‌ يا قدرتهاي‌ خارجي‌ بيايند و براي‌ شما استقلال‌ و آزادي‌ را تحفه‌ بياورند. ما و شماها لااقل‌ در اين‌ صد سال‌ اخير، كه‌ بتدريج‌ پاي‌ قدرتهاي‌ بزرگ‌ جهانخوار به‌ همة‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ و ساير كشورهاي‌ كوچك‌ باز شده‌ است‌ مشاهده‌ كرديم‌ يا تاريخهاي‌ صحيح‌ براي‌ ما بازگو كردند كه‌ هيچ‌ يك‌ از دوَل‌ حاكم‌ بر اين‌ كشورها در فكر آزادي‌ و استقلال‌ و رفاه‌ ملتهاي‌ خود نبوده‌ و نيستند؛ بلكه‌ اكثريت‌ قريب‌ به‌ اتفاق‌ آنان‌ يا خود به‌ ستمگري‌ و اختناق‌ ملت‌ خود پرداخته‌ و هر چه‌ كرده‌اند براي‌ منافع‌ شخصي‌ يا گروهي‌ نموده‌؛ يا براي‌ رفاه‌ قشر مرفه‌ و بالانشين‌ بوده‌ و طبقات‌ مظلوم‌ كوخ‌ و كپرنشين‌ از همة‌ مواهب‌ زندگي‌ حتي‌ مثل‌ آب‌ و نان‌ و قوت‌ لايموت‌ محروم‌ بوده‌، و آن‌ بدبختان‌ را براي‌ منافع‌ قشر مرفه‌ و عياش‌ به‌ كار گرفته‌اند؛ و يا آنكه‌ دست‌ نشاندگان‌ قدرتهاي‌ بزرگ‌ بوده‌اند كه‌ براي‌ وابسته‌ كردن‌ كشورها و ملتها هرچه‌ توان‌ داشته‌اند به‌ كار گرفته‌ و با حيله‌هاي‌ مختلف‌ كشورها را بازاري‌ براي‌ شرق‌ و غرب‌ درست‌ كرده‌ و منافع‌ آنان‌ را تأمين‌ نموده‌اند و ملتها را عقب‌ مانده‌ و مصرفي‌ بار آوردند و اكنون‌ نيز با اين‌ نقشه‌ در حركتند.

و شما اي‌ مستضعفان‌ جهان‌ و اي‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ و مسلمانان‌ جهان‌ بپاخيزيد و حق‌ را با چنگ‌ و دندان‌ بگيريد و از هياهوي‌ تبليغاتي‌ ابرقدرتها و عمّال‌ سرسپردة‌ آنان‌ نترسيد؛ و حكام‌ جنايتكار كه‌ دسترنج‌ شما را به‌ دشمنان‌ شما و اسلام‌ عزيز تسليم‌ مي‌كنند از كشور خود برانيد؛ و خود و طبقات‌ خدمتگزار متعهد، زمام‌ امور را به‌ دست‌ گيريد و همه‌ در زير پرچم‌ پرافتخار اسلام‌ مجتمع‌، و با دشمنان‌ اسلام‌ و محرومان‌ جهان‌ به‌ دفاع‌ برخيزيد؛ و به‌ سوي‌ يك‌ دولت‌ اسلامي‌ با جمهوريهاي‌ آزاد و مستقل‌ به‌ پيش‌ رويد كه‌ با تحقق‌ آن‌، همة‌ مستكبران‌ جهان‌ را به‌ جاي‌ خود خواهيد نشاند و همة‌ مستضعفان‌ را به‌ امامت‌ و وراثت‌ ارض‌ خواهيد رساند. به‌ اميد آن‌ روز كه‌ خداوند تعالي‌ وعده‌ فرموده‌ است‌.

ص‌ ـ  يك‌ مرتبة‌ ديگر در خاتمة‌ اين‌ وصيتنامه‌، به‌ ملت‌ شريف‌ ايران‌ وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ در جهان‌ حجم‌ تحمل‌ زحمتها و رنجها و فداكاريها و جان‌نثاريها و محروميتها مناسب‌ حجم‌ بزرگي‌ مقصود و ارزشمندي‌ و علوّ رتبة‌ آن‌ است‌، آنچه‌ كه‌ شما ملت‌ شريف‌ و مجاهد براي‌ آن‌ بپاخاستيد و دنبال‌ مي‌كنيد و براي‌ آن‌ جان‌ و مال‌ نثار كرده‌ و مي‌كنيد، والاترين‌ و بالاترين‌ و ارزشمندترين‌ مقصدي‌ است‌ و مقصودي‌ است‌ كه‌ از صدر عالم‌ در ازل‌ و از پس‌ اين‌ جهان‌ تا ابد عرضه‌ شده‌ است‌ و خواهد شد؛ و آن‌ مكتب‌ الوهيت‌ به‌ معني‌ وسيع‌ آن‌ و ايدة‌ توحيد با ابعاد رفيع‌ آن‌ است‌ كه‌ اساس‌ خلقت‌ و غايت‌ آن‌ در پهناور وجود و در درجات‌ و مراتب‌ غيب‌ و شهود است‌؛ و آن‌ در مكتب‌ محمدي‌ ـ صلي‌ الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ تمام‌ معني‌ و درجات‌ و ابعاد متجلي‌ شده‌؛ و كوشش‌ تمام‌ انبياي‌    عظام‌ ـ عليهم‌ سلام‌الله ـ و اولياي‌    معظم‌ ـ سلام‌ الله عليهم‌ ـ براي‌ تحقق‌ آن‌ بوده‌ و راهيابي‌ به‌ كمال‌ مطلق‌ و جلال‌ و جمال‌ بي‌نهايت‌ جز با آن‌ ميسر نگردد. آن‌ است‌ كه‌ خاكيان‌ را بر ملكوتيان‌ و برتر از آنان‌ شرافت‌ داده‌، و آنچه‌ براي‌ خاكيان‌ از سير در آن‌ حاصل‌ مي‌شود براي‌ هيچ‌ موجودي‌ در سراسر خلقت‌ در سرّ و عَلن‌ حاصل‌ نشود.

شما اي‌ ملت‌ مجاهد، در زير پرچمي‌ مي‌رويد كه‌ در سراسر جهان‌ مادي‌ و معنوي‌ در اهتزاز است‌، بيابيد آن‌ را يا نيابيد، شما راهي‌ را مي‌رويد كه‌ تنها راه‌ تمام‌ انبيا ـ عليهم‌ سلام‌الله ـ و يكتا راه‌ سعادت‌ مطلق‌ است‌. در اين‌ انگيزه‌ است‌ كه‌ همة‌ اوليا شهادت‌ را در راه‌ آن‌ به‌ آغوش‌ مي‌كشند و مرگ‌ سرخ‌ را «احلي‌ من‌ العسل‌»   مي‌دانند؛ و جوانان‌ شما در جبهه‌ها جرعه‌اي‌ از آن‌ را نوشيده‌ و به‌ وجد آمده‌اند و در مادران‌ و خواهران‌ و پدران‌ و برادران‌ آنان‌ جلوه‌ نموده‌ و ما بايد بحق‌ بگوييم‌  يا ليتنا كنّا معكم‌ فنفوز فوزاً عظيماً گوارا باد بر آنان‌ آن‌ نسيم‌ دل‌آرا و آن‌ جلوة‌ شورانگيز.

و بايد بدانيم‌ كه‌ طرفي‌ از اين‌ جلوه‌ در كشتزارهاي‌ سوزان‌ و در كارخانه‌هاي‌ توانفرسا و در كارگاهها و در مراكز صنعت‌ و اختراع‌ و ابداع‌، و در ملت‌ به‌ طور اكثريت‌ در بازارها و خيابانها و روستاها و همة‌ كساني‌ كه‌ متصدي‌ اين‌ امور براي‌ اسلام‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ و پيشرفت‌ و خودكفايي‌ كشور به‌ خدمتي‌ اشتغال‌ دارند جلوه‌گر است‌.

و تا اين‌ روح‌ تعاون‌ و تعهد در جامعه‌ برقرار است‌ كشور عزيز از آسيب‌ دهر ان‌شا ء الله تعالي‌ مصون‌ است‌. و بحمدالله تعالي‌ حوزه‌هاي‌ علميه‌ و دانشگاهها و جوانانِ عزيز مراكز علم‌ و تربيت‌ از اين‌ نفخة‌ الهي‌ غيبي‌ برخوردارند؛ و اين‌ مراكز دربست‌ در اختيار آنان‌ است‌، و به‌ اميد خدا دست‌ تبهكاران‌ و منحرفان‌ از آنها كوتاه‌.

و وصيت‌ من‌ به‌ همه‌ آن‌ است‌ كه‌ با ياد خداي‌ متعال‌ به‌ سوي‌ خودشناسي‌ و خودكفايي‌ و استقلال‌، با همة‌ ابعادش‌ به‌ پيش‌، و بي‌ترديد دست‌ خدا با شما است‌، اگر شما در خدمت‌ او باشيد و براي‌ ترقي‌ و تعالي‌ كشور اسلامي‌ به‌ روح‌ تعاون‌ ادامه‌ دهيد

و اينجانب‌ با آنچه‌ در ملت‌ عزيز از بيداري‌ و هوشياري‌ و تعهد و فداكاري‌ و روح‌ مقاومت‌ و صلابت‌ در راه‌ حق‌ مي‌بينم‌ و اميد آن‌ دارم‌ كه‌ به‌ فضل‌ خداوند متعال‌ اين‌ معاني‌ انساني‌ به‌ اعقاب‌ ملت‌ منتقل‌ شود و نسلاً بعد نسل‌ بر آن‌ افزوده‌ گردد.

با دلي‌ آرام‌ و قلبي‌ مطمئن‌ و روحي‌ شاد و ضميري‌ اميدوار به‌ فضل‌ خدا از خدمت‌ خواهران‌ و برادران‌ مرخص‌، و به‌ سوي‌ جايگاه‌ ابدي‌ سفر مي‌كنم‌. و به‌ دعاي‌ خير شما احتياج‌ مبرم‌ دارم‌. و از خداي‌ رحمان‌ و رحيم‌ مي‌خواهم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهي‌ خدمت‌ و قصور و تقصير بپذيرد.

و از ملت‌ اميدوارم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهيها و قصور و تقصيرها بپذيرند. و با قدرت‌ و تصميم‌ اراده‌ به‌ پيش‌ روند و بدانند كه‌ با رفتن‌ يك‌ خدمتگزار در
 
سدّ آهنين‌ ملت‌ خللي‌ حاصل‌ نخواهد شد كه‌ خدمتگزاران‌ بالا و والاتر در خدمتند، والله نگهدار اين‌ ملت‌ و مظلومان‌ جهان‌ است‌.

والسلام‌ عليكم‌ و علي‌ عبادالله الصالحين‌ و رحمة‌الله و بركاته‌

 26بهمن‌ 1361 / 1 جمادي‌ الاولي‌ 1403

روح‌الله الموسوي‌ الخميني‌

 

بسمه‌ تعالي‌

اين‌ وصيتنامه‌ را پس‌ از مرگ‌ من‌ احمد خميني‌ براي‌ مردم‌ بخواند. و در صورت‌ عذر، رئيس‌ محترم‌ جمهور يا رئيس‌ محترم‌ شوراي‌ اسلامي‌ يا رئيس‌ محترم‌ ديوان‌ عالي‌ كشور، اين‌ زحمت‌ را بپذيرند. و در صورت‌ عذر، يكي‌ از فقهاي‌ محترم‌ نگهبان‌ اين‌ زحمت‌ را قبول‌ نمايد.

 روح‌ الله الموسوي‌ الخميني‌

 

بسمه‌ تعالي‌

در زير اين‌ وصيتنامة‌ 29 صفحه‌اي‌ و مقدمه‌، چند مطلب‌ را تذكر مي‌دهم‌:

 1ـ  اكنون‌ كه‌ من‌ حاضرم‌، بعض‌ نسبتهاي‌ بي‌واقعيت‌ به‌ من‌ داده‌ مي‌شود و ممكن‌ است‌ پس‌ از من‌ در حجم‌ آن‌ افزوده‌ شود؛ لهذا عرض‌ مي‌كنم‌ آنچه‌ به‌ من‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ يا مي‌شود مورد تصديق‌ نيست‌، مگر آنكه‌ صداي‌ من‌ يا خط‌ و امضاي‌ من‌ باشد، با تصديق‌ كارشناسان‌؛ يا در سيماي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ چيزي‌ گفته‌ باشم‌.

 2ـ  اشخاصي‌ در حال‌ حيات‌ من‌ ادعا نموده‌اند كه‌ اعلاميه‌هاي‌ اينجانب‌ را مي‌نوشته‌اند. اين‌ مطلب‌ را شديداً تكذيب‌ مي‌كنم‌. تاكنون‌ هيچ‌ اعلاميه‌اي‌ را غير شخص‌ خودم‌ تهيه‌ كسي‌ نكرده‌ است‌.

 3ـ  از قرار مذكور، بعضيها ادعا كرده‌اند كه‌ رفتن‌ من‌ به‌ پاريس‌ به‌ وسيلة‌ آنان‌ بوده‌، اين‌ دروغ‌ است‌. من‌ پس‌ از برگرداندنم‌ از كويت‌، با مشورت‌ احمد پاريس‌ را انتخاب‌ نمودم‌، زيرا در كشورهاي‌ اسلامي‌ احتمال‌ راه‌ ندادن‌ بود؛ آنان‌ تحت‌ نفوذ شاه‌ بودند ولي‌ پاريس‌ اين‌ احتمال‌ نبود.

 4 ـ  من‌ در طول‌ مدت‌ نهضت‌ و انقلاب‌ به‌ واسطة‌ سالوسي‌ و اسلام‌ نمايي‌ بعضي‌ افراد ذكري‌ از آنان‌ كرده‌ و تمجيدي‌ نموده‌ام‌، كه‌ بعد فهميدم‌ از دغلبازي‌ آنان‌ اغفال‌ شده‌ام‌. آن‌ تمجيدها در حالي‌ بود كه‌ خود را به‌ جمهوري‌ اسلامي‌ متعهد و وفادار مي‌نماياندند، و نبايد از آن‌ مسائل‌ سو ء  استفاده‌ شود. و ميزان‌ در هر كس‌ حال‌ فعلي‌ او است‌.


 
روح‌ الله الموسوي‌ الخميني
منبع:سايت تخصصي بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني(ره)

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط saleh  | 

شعر

به نام خدا

سلام
علیرضا قزوه یه شعر جالب گفته
اگه وقت داشتید بخونیدش
یاعلی مددی
 
 

آن روزها

هر وقت پرده خوان

از نقل شاهنامه و سهراب می گفت

به کربلا که می رسید

نقل علی اکبر می خواند و می گریست

حتی گاهی قوّال با شمشیر

می زد به پهلوی خود

حالا به جای قاسم و عباس

دارند روضة سهراب می خوانند

به جای رقیه

دارند روضة  ندا را فریاد می کنند...

این نقل

نقل پرده دران است

بزن به طبل لجاجت طبّال

که میر بی بی سی

امشب به کربلا وارد می شود

از در پشتی

بزن به طبل لجاجت طبّال

که شیخنا می رسد به کربلای مجازی

از راه اینترنت

از راه اعتمادالسلطنه

عمّه ببین  به کربلا

این همه موبایل های دوربین دار آمده

عمه ببین که علم ها خونی است

و میکروفون ها خونی

 و صداها خونی

شاید به اشتباه

دو حسین آمده اند اینجا

جوانان بنی هاشم بیایید

راه این  پیران فتنه را سد کنید

مسلم این اتفاق ها را  دید و گریست

من مسلمم

و راه برگشت دارم

من مسلمم

این نامه را از خانه هانی می نویسم

مرام من کشتن نیست

ما سهراب کش نیستیم

"مستی بیاید قی کند

مستی جهان را طی کند"1

***

امشب دوباره مست حسینم

رباب ایرانی را برمی دارم و می گریم

و می زنم به سیم آخر

با گریه بر علی اکبر

که بی تابم مانند او

و گریه می کنم سپید سپید

به غربت کسی که شما  نشناختیدش

و سرم می سوزد از این همه بدرقصی ها

چون بیمار کربلا

هنوز تاول بسیجی ها دارد می ترکد

و شما اصحاب نمک و کورچشمی

چقدر زود حرمله  شدید

در دو کربلا

 دو دسته عزادار می بینم

که هر کدام

دیگری را

یزید می داند

از میکروفون ها خون فوّاره می زند

امشب شهادت نامه ای امضا نمی شود

تنها خبرگزاری ها گفتند:

امشب بناست اتّفاق بدی بیفتد!

و افتاد

موبایل ها در تاریکی شب

ویبره می گریند

بلوتوث بلوتوث نوحه می خوانند

و می ریزند

به دریای سایت آل صهیون

از کمپ موج نو

اولین نفر به میدان رفت

شیخ متغیّر پیشانی اش را پوسید و گریست

بناست قورمه قورمه کنند

شاید که انتخابات باطل شود

و از جناح روبرو

از اصحاب انتخابات علیه السلام!

بناست  قیمه قیمه کنند

در کربلا دو حسین آمده است

اصحاب قورمه اند و قیمه!

اصحاب شیشه و بشکن بشکنه امشب

اصحاب قمه و قلیان

و بی شمار یزید

از این همه یزید  

یکی منم

یکی هر آن که غیر شما باشد

دعوا سر حسین اصلی ست

اگر حسین من تویی سرت کو؟

حسین من سر نداشت

حسین من پشت سرش سایت های سبز نداشت

اینجا حسین های زیادی می بینم

حسین من حسین ناز بود

حسین جاز نبود

حسین من

حسین بالاترین نبود

حسین من

حسین سارکوزی نبود

به کربلا رسیده اند جماعت

و دعوا سر حسین اصلی ست

و تشنگان دارند آب می شوند و

خلیفه ها دارند آب می فروشند و

سایت ها دارند ماهی شان را می گیرند

از مزرعه خدا

در ظهر کربلا

و شیعیان حسین(ع)

این بار

به جان حسین افتاده اند

اگر حسین من تویی رأیم کو؟

که ما رأیت الا رأیی...

این را کسی می گوید

که فکر می کند ابوالفضل

برادر عبّاس است

و فکر می کند که رای او بالاترین است

و فکر می کند که مردم  ده

گوساله اند

کسی که جای زنجیر زدن

زنجیر انداخته است این همه سال

و تازه از فرنگ رسیده است

آقای لیوایز و توییتر و باراک

آقای آدامس خروس و مک دونالد

تو ایرانی نیستی

یکی از شعبه های تیری هستی که خورد

به گلوی اصغر شش ماهه

دخترانی که گوشواره تان را به رخ  می کشید

مردان انگشتر مطلّا...

دیگر اینجا سایت اللهی شدید

"بیش از این بابا دلم را خون نکن"2

نگاه کن چه میر و مرگی راه انداخته اند

مهلا مهلا...

***

بعد از آن همه جنگ

به کربلا رسیده ایم

عمه ببین به کربلا این همه لشکر آمده

با موبایل های چند جیبی

به عخش اختشاش

با همان آش و

همان کاسه

رییس سایت چلپاسه

 دعوت به شام  کریسمس  می شود

 در کاخ سفید

مبارک است اسرائیل

مبارک است جاسوسی گراز یک چشم...

مبارک است گره خوردن عاشورا و یلدا با کریسمس

مبارک است

"زیرکی ظنّ است و حیرانی خبر"3

اصحاب او حیران الله بودند

و شما زیرکان دنیایید

امّا همیشه مختاری هست

مختار این بار زودتر

به انتقام خون حسین آمد

در کاروان ما

مختارها کم نیستند

مختارهای مختار و بی اختیار

اما در کربلای ما

همیشه اتفاق ها

از جنس "ما رایت الا جمیلا" ست

از جنس ما رمیت ...

***

در محاصره این همه موبایل

که زنگ می زنند کنار فرات

در محاصره این همه فتوشاپ و گوگل

که رفته اند تا گودال قتلگاه

و پیش از این بازی ها

می خواستند سر حسین مرا

بر نیزه ها ببرند

از جانب فرات و از در مخفی

همین سپاه اشقیا

شما نبودید

داشتید علیه هم شعار می دادید

در دانشگاه

روزی که دانشگاه

دانشکاه شد

حالا رسیده ایم به کربلا

و خیمه ها را قاطی می بینم

پرچم ها را خونی

 و خبرگزاری ها

خیمه هایشان را علم کرده اند بر تل زینبیه

اینان که رنگ خیمه شان سبز است

اصحاب آشنایی زدایی و تأویل اند

"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"4

مواظب باش

وگرنه حرمله خواهی شد

ساعتی بنشین که باران بگذرد

حالا

چندی ست سپاه اشقیا سبزند

سپاه اتقیا قرمز

چندی ست شنود گذاشته اند

در حلق پاره پارة اصغر

مصاحبه سی ان ان

با نائب حسین عصر!

مصاحبه بی بی سی

با بی بی الفلان

زن پریزیدنت ثمّ الثانی!

تقدیر کاخ سفید از زحمتکشان بازی عاشورا

و این سریال ادامه دارد

و گریة من

از پی  کاروان اسیرانی

که بی صدا می گریند

من فکر می کنم

که کربلا

باید جای دیگری باشد

و این حسین ها

نالوطیان  همین شمرانند!

***

شما فروختید شام غریبان را به شب یلدا

سر حسین را به هندوانه ای

تمام هندوانه هاتان توزرد بود امسال

که سرخ

سر حسین شهید بود

شما اصحاب تخمه اید

و سیب سرخ

سر بریدة مولا بود

انار دانه دانه

اشک زینب کبری بود

بروید سوار شتر شب شوید و

فیلترتان را بردارید و بروید...

**

شام غریبان حسین امشب است...

ما آب و آتش را با هم جمع می کنیم

دارند سیب سرخ سر حسین علی را می آورند

شما با محراب و منبر بازی کردید

چنگ بزن به شب یلدا

 یا شیخنا المتغییر

که رستگار شوی

شام غریبان روضه غیب هویت است

بسیجی آمده است  کشته شود

سهراب را پدران فتنه کشتند

 نه بسیجی ها

سهراب به دست سیاوش کشته نشد

سهراب را مثل همان سهراب

پدران فتنه گر کشتند

شما که می خواستید

یک شبه هفت خوان را طی کنید، کشتید

**

نشسته ام در کنار خرابه        

با گریه بر حسین دلم باز می شود

و نوحه می خوانم  در دستگاه شور و ماهور

چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد

ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم

می گریم و شادم چون مولانا

و متّصلم چون او

به غم حسین

شما دنبال دیسکوتان باشید

المخملباف یکفی بالپاپیون

شما دنبال دین پاپتان باشید

دنبال جاز پاپ

سواران شتر شب مشروطه

برادران سید حسن تقی زاده

که دینداران اندک شده اند

قل الدیانون

بسی رنج بردیم در این سی سال انقلاب

عجب زنده کردند این دو

انگلیس را

در این سه  چار ماه

شترانشان حامله اند

بناست خوک بزایند

خوکهای بریطانیای دسته دار

مرحبا به شیخنا المتغیِر

مرحبا به میر

برگریزان پاییز است و

و سرریزان خون حسین

حسین من در مهر وارد شد

اما شما نامهربان بودید

شما به من سنگ زدید

شما به کربلا سنگ زدید

در سایت بالاترین چلپاسه

که کربلا ایرانی نیست

که محمّد(ص) ایرانی نیست

که خدا و پیغمبر ما بابک است و کورش و کمبوجیه

با این حساب

عمامه سیاه سیّد یزدی،

 پر!

با این حساب

عبای شیخناالمتغیر،

 پر!

"ای خون اصیلت ز شتکها به غدیران

افشانده شرفها به بلندای امیران

از کرببلا آمده جاری شده وانگاه

آمیخته با خون سیاووش در ایران..."5

سوگ سیاووشان است

من از جناح راست نیستم

و از جناح چپ هم

من از جناح  ذوالجناحم

امام گفت :

چراغ را خاموش کنید

شتر شب را سوار شدید

اینها شترهایشان معجزه کرد

و با شترهاشان به استودیوی شب بی بی سی وارد شدند

اگر دین ندارید آزاده باشید

که روز واقعه است

به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید

در روز واقعه تابوت خلق را

به رنگ  سبز کردند

زردها بی خود قرمز نشدند

سبزها بی خود قرمز نشدند

**

نشسته ام در خیمه امام و کوثری می خواند

آه از آن لحظه ای که با تن چاک چاک...

نشسته ام در خیمه غریبی این دل

و بچه ها دم گرفته اند:

سر حسین مظلوم از تن جداست امشب

سر حسین مرا بر اس ام اس می برند

و روضه خوان می خواند:

شام غریبان حسین امشب است...

                                             عصر عاشورای سال 1388

1-    از مولاناست

2-    از عمان سامانی است

3-    از مولاناست

4-    از محتشم کاشانی است.

5-    از حسین منزوی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 دی1388ساعت 12:24 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد!

(تفسیر تمثیلی قرآن)

 

تفسیر آیه شریفه: صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ(الفاتحة/7)

 

این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد!

بعضی از گداها خیلی کار کشته و رند و زیرک‏اند، همان اول وقت‏ که می‏آیند زیر گذر یا کنار پیاده‏رو می‏نشینند کاسه‏ای برابر خود می‏گذارند، و دور از چشم دیگران یکی دو اسکناس یا سکه داخل آن می‏اندازند تا رهگذران با دیدن آن دست به جیب شده و بگویند: دیگران کمک کردند چرا ما کمک نکنیم.

حال ما هم به معنای واقعی کلمه گدای آستان حق‏ایم پس باید شیوه گدایی را خوب بدانیم، یعنی اگر از خدا فهم و صدق و عشق و آرامش طلب می‏کنیم پیش از آن باید خود دست به کار شده و صدق و راستی و درستی و درستگاری را پیشه کنیم تا خداوند هم آنها را فزونی بخشد

هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است  این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد

بنابراین اگر می‏گوییم: تمام خوبی‏ها نعمت‏اند و نعمت‏ها را خدا می‏دهد این بدان معنا نیست که خود در این راستا تلاش و کوششی نداشته باشیم.

روشن‏تر بگویم:

خداوند اندکی فهم در اختیار ما می گذارد و اگر ما بر اساس آن رفتار و عمل کنیم او نیز بیشتر ارزانی می‏کند و اگر نه همان را هم خواهد گرفت.

خطاط‏ها را ندیده‏ای که اول قدری مرکب به نی می‏دهند تا با آن بنویسند، حال اگر آن نی آن مرکب را به کار برد و با آن چیزی نوشت دوباره به آن مرکّب تازه‏تری می‏‏دهند، و گرنه همان را هم که داده بودند خشک شده و از دست می‏رود.

بنابراین همان‏طور که پول، پول می‏آورد بشرطی که با آن کار شود فهم نیز فهم را و عقل نیز عقل را و صدق نیز صدق را به دنبال دارد به شرط آنکه انسان آنها را در زندگی به کار بندد.

 

در مقام رضا باش و از قضا مگریز!

و یادت باشد که اگر آدمی از نعمت فهم و شعور برخوردار شود هیچ‏گاه کاری نمی‏کند که خشم و غضب خداوند را برانگیخته و مغضوب او گردد، بلکه پیوسته در مقام رضای او می‏کوشد.

بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت  که در مقام رضا باش و از قضا مگریز

بنابراین می‏توان دریافت که نعمت یافتگان مغضوب نبوده بلکه غیرالمغضوب می‏باشند، و کسی که مغضوب خدا نباشد محبوب او خواهد بود، و هیچ‏کس گمراهی محبوب خود را نمی‏خواهد، و از این‏روست که نعمت یافتگان جزء «ضالین» یعنی گمراهان نمی‏باشند.


تالیف: حجت الاسلام محمد رضا رنجبر

منبع : http://www.tebyan.net

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

بیانات آیة الله بهجت(ره) در باب نماز

بیانات آیة الله بهجت(ره)  در باب نماز از سخنان ایشان جمع آوری شده و در این جا ارائه می گردد . امید که مورد استفاده قرار گیرد. 

- نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل(قرار داده) شده است با همه مراتب خضوع و خشوع.(1)

 - نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش‎ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست!(2)  

- نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می‎شود.(3)  

- تمام لذت‎ها روحی است؛ و آنچه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است.(4)  

- قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است.(5)     

- نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد.(6)  

- ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می‎ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می‎کنیم؛ و بعد به سجده و خاک برمی‎گردیم.(7)   

- شاید حکمت تکرار نماز - علاوه بر تثبیت - سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه‎ساز نماز بعدی باشد.(8)  

- قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.(9)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 6:45 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

شناخت مختصرى از زندگانى امام جواد (ع)

به نام خدا

سلام

شناخت مختصرى از زندگانى امام جواد (ع)/مهدى پیشوایى

مهدى پیشوایى
امام نهم كه نامش «محمد» و كنیه‏اش «ابو جعفر» و لقب او «تقى» و «جواد» است، در ماه رمضان سال 195 ه'. ق در شهر «مدینه» دیده به جهان گشود.(1)

مادر او «سبیكه» كه از خاندان «ماریه قبطیه» همسر پیامبر اسلام به شمار مى‏رود(2)، از نظر فضائل اخلاقى در درجه والایى قرار داشت و برترین زنان زمان خود بود(3)، به طورى كه امام رضا - علیه السلام از او به عنوان بانویى منزه و پاكدامن و با فضیلت یاد مى‏كرد(4).

روزى كه پدر بزرگوار امام جواد - علیه السلام - در گذشت، او حدود هشت سال داشت و در سن بیست و پنج سالگى به شهادت رسید(5) و در قبرستان قریش در بغداد در كنار قبر جدّش، موسى بن جعفر - علیه السلام - به خاك سپرده شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

تقوا

به نام خدا

سلام

تقوا

انسانِ منهای وحی و هدایت ربّانی، در بی بضاعتی عمیق قرار می‌گیرد و فرسنگ‌ها از سعادت و خوشبختی فاصله می‌گیرد؛ چرا که انسان با ترکیب دوگانه‌ی زمینی(و بدأ خلق الانسان من طین) و آسمانی(و نفخت فیه من روحی) به رشد و تقویت و اشباع هر دو بُعد نیازمند است. هرگاه انسان به یکی از‌این دو جانب اهتمام دهد و در حق دیگری اهمال ورزد تصویری مشوش از خود به نمایش می‌گذارد. سامان دادن به امورات انسان جز از طریق وحی ممکن نیست؛ زیرا که انسان در مسیر رشد و شکوفائی و رسیدن به سعادت و خوشبختی به‌ایمان نیاز دارد.‌ایمان به خدا و قیامت و سایر ارکان، نقشی اساسی در ضبط و کنترل انسان، شکوفایی استعدادها و تصحیح رفتار او دارند. انسان بدون راهنمایی وحی نمی‌تواند شناخت دقیقی از اصول و ارکان به دست آورد؛ از ‌اینجاست که خداوند در بخش هدایت تشریعی و ابتلائی، انسان را رها ننموده و خود عهده‌دار ‌این هدایت گشته است (و إن علینا للهدی).

خداوند حکیم به تناسب رشد انسان و نیازمندیهایش در مراحل مختلف تاریخی، او را مخاطب مقداری مناسب از وحی و هدایت قرار داده است و چون بشریت به حدی از استعداد و رشد رسید که بتواند مخاطبِ آخرین وحی ربّانی باشد، قرآن را به عنوان آخرین نسخه‌ی شفابخش در اختیار او قرار داد. قرآن آخرین کتاب آسمانی بر محمد بن عبدالله -صلی الله علیه و سلم- آخرین رسول نازل گردید.

هدف اساسی از نزول بخش‌هایی از هدایت ربانی که در اختیار سایر پیامبران و امت‌هایشان قرار گرفته و همچنین آخرین بخش از‌این هدایت که در اکمل وجوه آن بر پیامبر اسلام(ص) نازل گشته،‌این بوده است که مخاطبین آنرا تلقی نموده و به آن عمل کنند و زندگی خود را بر اساس آن بنا نهند.

طبیعت انسان و مُلهم بودن روان او به فجور و تقوی و مختار بودن او در انتخاب یکی از دو راه، وجود هواهای نفسانی و حضور شیطان در زندگی انسان‌ها سبب گشته تا همه‌ی مخاطبین کتاب‌های آسمانی منقاد و تسلیم نباشند بلکه فقط گروهی که زمینه‌ی ترس و خشیت مؤمنانه در آنها ریشه دارد عاملین به‌این خطاب باشند:«فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتْ الذِّکْرَى * سَیذَّکَّرُ مَنْ یخْشَى»(اعلی/9و10)

این آمادگی و أهلیت، و لیاقتی که لازمه‌ی تلقی و فهم و عمل به اوامر خداوند است تقوی نام دارد و به همین دلیل توصیه‌ی ثابت و اصیل خداوند به انسانها در طول تاریخ "تقوا" می‌باشد:«وَلَقَدْ وَصَّینَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَإِیاکُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ»(نساء131)

و شعار محوری دعوت رسولان در طول تاریخ رسالت نیز دعوت اقوامشان به‌ این امر بوده است؛ که در‌ آیاتی از سوره‌ی شعراء می‌فرماید:
«وَإِذْ نَادَى رَبُّکَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ»(شعراء/10) قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلَا یتَّقُونَ(11)کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ (105) إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ(106)کَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِینَ(123) إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ(124)کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِینَ(160) إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ(161)کَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَیکَةِ الْمُرْسَلِینَ (176) إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَیبٌ أَلَا تَتَّقُونَ(177)»
و در سوره صافات می‌فرماید:
«وَإِنَّ إِلْیاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ(123) إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ(124)» و در سوره بقره ‌آیه 179 می‌فرماید:«وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»(بقره/179)

تأمل در آایاتی که گذشت اهمیت و جایگاه تقوا را مشخص می‌گرداند، دقت در مجموعه‌ای دیگر از‌ آیات که در آنها مدح و ستایش تقوا آمده است و به فوائد تقوا اشاره شده است، می‌تواند اهمیت تقوا را برای ما صدچندان کند. پس با هم در ‌این آیات تأمل می‌کنیم:

▪ تقوا مقیاس و میزان تفاضل و برتری انسانهاست:«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»(حجرات/13)

▪ بهترین توشه‌ی ‌این دنیا تقوا می‌باشد:«وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یا أُولِی الْأَلْبَابِ»(بقره/197)

▪ متقین دوستان حقیقی خداوند هستند:«وَمَا کَانُوا أَوْلِیاءَهُ إِنْ أَوْلِیاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ»(انفال/34)

▪ خداوند عمل متقین را می‌پذیرد:«إِنَّمَا یتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»(مائده/27)

▪ اهل تقوا شایستگی عمل به قرآن را دارند:«هَذَا بَیانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِینَ»(آل عمران/138)

▪ کسی می‌تواند در مقابل شیطان مقاومت کند و از مکر شیطان در امان بماند که اهل تقوا باشد:«إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ»(اعراف/201)

▪ هر بنیانی که بر تقوا استوار نباشد نابودشدنی است:«أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَیرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِی نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ»(توبه/109)

▪ رفاه مادی و نزول برکات بر امت‌ها نیز به تقوای آنها ارتباط دارد:«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتَابِ آَمَنُوا وَاتَّقَوْا لَکَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ وَلَأَدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِیمِ * وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِیلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَکَثِیرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا یعْمَلُونَ»(مائده/65و66)

▪ خداوند اهل تقوا را همراهی می‌کند، آنها را دوست دارد و نصرتشان می‌دهد:«وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیهَا لَا نَسْأَلُکَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُکَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى»(طه/132)

▪ رزق و روزی پاک و رهایی از تنگناها نصیب متقی می‌شود:«فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَی عَدْلٍ مِنْکُمْ وَأَقِیمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِکُمْ یوعَظُ بِهِ مَنْ کَانَ یؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآَخِرِ وَمَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَیرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لَا یحْتَسِبُ وَمَنْ یتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیءٍ قَدْرًا»(طلاق/2و3)

▪ برخورداری از تقوا به انسان قدرت تشخیص حق از باطل می‌دهد:«یا‌ایهَا الَّذِینَ آَمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا وَیکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیئَاتِکُمْ وَیغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ»(انفال/30)

▪ در آخرت نیز اهل تقوا هستند که از نعمتهای خداوند برخوردار می‌شوند و به باغ‌های بهشت وارد می‌گردند و به رضوان خداوندی می‌رسند:«إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَعُیونٍ * آَخِذِینَ مَا آَتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَلِکَ مُحْسِنِینَ»(ذاریات/15و16) و «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَعُیونٍ * ادْخُلُوهَا بِسَلامٍ آمِنِینَ»(حجر/45و46)

● تعریف تقوا

تقوا از ماده "وقی یقی" از مصدر إتقاء می‌باشد که معنی اصلی آن نگهداری و حفظ کردن می‌باشد.
در مورد تعریف اصطلاحی آن تعاریف مختلفی ذکر گردیده است که مجموع‌این تعاریف ارتباط مستقیم با معنی لغوی آن دارند.
منظور از تقوا، حفظ و نگهداری نفس می‌باشد.

به منظور پرهیز از اطاله کلام چند تعریف از تعاریف مشهور تقوا را ذکر می‌کنیم:
▪ التقوی هی: أن تجعل بینک و بین ما حرم الله حاجباً و حاجزاً.
تقوا عبارت است از‌اینکه بین خودت و بین آنچه که خدا حرام کرده است مانع و پرده‌ای قرار دهی.

▪ التقوی هی: امتثال الأوامر و اجتناب النواهی.
تقوا عبارت است از فرمانبرداری از دستورات و خودداری و پرهیز از انجام آنچه نهی شده است.

▪ التقوی هی: الخوف من الجلیل و العمل بالتنزیل و القناعة بالقلیل و الاستعداد لیوم الرحیل.
تقوا عبارت است از ترس از خداوند باعظمت و عمل به قرآن و قانع بودن به روزی و رزق حلال کم و خود را آماده کردن برای سفر آخرت.

در‌این زمینه، "ابن قیم" رحمه‌الله تعریفی جامع ارائه داده‌اند که با ذکر آن به تعاریف مختلف از تقوا خاتمه می‌دهیم.
▪ التقوی: حقیقتها العمل بطاعة الله‌ایماناً و احتساباً أمراً و نهیاً فیفعل ما أمر الله به‌ایماناً بالآمر و تصدیقاً بوعده و یترک ما نهی الله عنه‌ایماناً بالناهی و خوفاً من وعیده.
حقیقت تقوا عبارت است از اجرای دستورات خدا و اطاعت از او در اجرای دستورات و پرهیز از نواهی، اطاعتی که ریشه در قبول و پذیرش و اخلاص دارد. پس انسان با تقوا آنچه را خداوند به آن امر کرده است اجرا می‌کند؛ در حالیکه به آمر(الله)‌ایمان دارد و وعده‌های او را قبول دارد و آنچه که خداوند از آن نهی کرده است انجام نمی‌دهد در حالیکه به نهی کننده(الله)‌ایمان دارد و از وعید او در مورد عِقاب و عذاب می‌ترسد.

انسان مؤمن در حوزه‌ی باورها قرار می‌گیرد و بر اساس رضایت و قناعت به ارکان‌ ایمانی (خدا، رسولان، کتابهای آسمانی، قضا و قدر، قیامت و ملائکه) مؤمن می‌گردد؛ پس مطمئناً لازم است که رفتارهای خود را بر اساس‌این باورها تنظیم کند.

توضیح بیشتر ‌این است که اعتقاد به هر کدام از ارکان‌ ایمان مقتضیاتی دارد که لازم است انسان مؤمن بر اساس آن زندگی کند. عمل کردن به آنچه اقتضای‌ ایمان است و خودداری و بازداشتن نفس از عمل کردن برخلاف مقتضای ‌ایمان، تقوا نامیده می‌شود. وقتی ما به خداوند حکیم و علیم و سمیع‌ ایمان می‌آوریم ‌این ‌ایمان باید در زندگی ما نقش داشته باشد.
ایمان به قیامت اگر در زندگی و تصحیح آن نقش داشته باشد مفید است. اگر ‌ایمان به قیامت، وادارنده به عمل صالح و بازدارنده از گناه باشد ‌ایمان واقعی است. تقوا یعنی جامه عمل پوشیدن به آنچه بدان باور داریم.

● صفات متقین

در خاتمه نیاز است که با استناد به قرآن، صفات متقین را بشناسیم و سعی کنیم خود را به ‌این صفات مزین سازیم.
باز هم به خاطر طولانی نشدن، آدرس چند مقطع از قرآن را که به صفات متقین می‌پردازد ذکر کرده و از نقل و توضیح همه‌ی آنها خودداری می‌کنیم:

▪ در سوره بقره در دو مقطع صفات متقین ذکر شده است: (آیات1تا5 و‌ایه177)
▪ در سوره آل عمران نیز صفات متقین در دو جا آمده است: (آیات15تا17 و‌ایات133تا136)
▪ در سوره انبیاء در‌ایات48و49 به‌این موضوع پرداخته شده است.
▪ ‌ آیه 33 سوره زمر صفت متقین را بحث می‌کند.
▪ ‌ آیات 15 تا 19 سوره ذاریات نیز به گوشه‌ای دیگر از صفات متقین اشاره دارد.

در یک جمع بندی کلی می‌توان از مجموع‌این‌ایات صفات زیر را به دست آورد:
▪ متقین به غیب‌ایمان دارند.‌ایمان به غیب نقش اساسی در زندگی متقین دارد.

▪ اهل اقامه نماز هستند و رابطه‌ی آنها با خدا رابطه‌ای صحیح است.

▪ از آنچه خداوند به آنان روزی داده است انفاق می‌کنند و رابطه‌ی آنها با بندگان نیز رابطه‌ای صحیح می‌باشد.

▪ قرآن، برنامه و منهج زندگی آنها می‌باشد.

▪ نسبت به قیامت یقین دارند و چنین یقینی، در آنها احساس مسئولیت ‌ایجاد کرده است.

▪ به تصحیح باورها و اعتقادات خود و جامعه می‌پردازند و‌ این را بر احکام عملی مقدم می‌شمارند؛ زیرا معتقدند تصحیح باورها زیر ساخت و نقطه‌ی آغازین هر اصلاحی است.

▪ به دنبال جامعه‌ای هستند که در آن به نیازمندان و فقرا رسیدگی شود؛ بنابر این قبل از هر چیز به رفع نیازمندیهای فقیران و‌ ایتام و مساکین جامعه می‌پردازند.

▪ به عهد و قرارهای خود پایبند هستند و خلاف وعده نمی‌کنند زیرا می‌دانند که خلاف وعده باعث بی اعتمادی و اتلاف وقت می‌شود و به تخریب اعصاب می‌انجامد.

▪ در سختی‌ها و مشکلات توازن خود را از دست نمی‌دهند و بهداشت روانی و سلامت آن را حفظ می‌کنند و با مشکلات به صورت منطقی و معقول برخورد می‌کنند.

▪ از طریق دعا ارتباطی آگاهانه و ملتمسانه با خداوند دارند و در همه‌ی اوقات او را فرا می‌خوانند و در وقت سحرگاهان به استغفار می‌پردازند.

آنچه گذشت اشاره به بعضی از صفات متقین بود. بهترین راه برای پی بردن به ‌این صفات مراجعه به قرآن و تفاسیر می‌باشد که امیدواریم با توجه به حساسیت موضوع برای ‌این کار برنامه ریزی کنیم.

در پایان متذکر می‌شویم که هر چه دایره مسؤولیت انسان بیشتر شود نیاز به تقوا نیز بیشتر می‌گردد، مجموعه‌ای از افراد که مسؤولیت اصلاح اجتماع را دارند و در سلک دعوتگران قرار می‌گیرند، بیش از هر مجموعه‌ای نیازمند تقوا هستند.
به همین دلیل پیامبر اسلام در زمانی که معاذ بن جبل رضی الله عنه را برای دعون و تبلیغ دین به اطراف می‌فرستاد او را چنین نصیحت کرد که:"اتَّقِ اللَّهَ حَیثُمَا کُنْتَ وَأَتْبِعِ السَّیئَةَ الْحَسَنَةَ تَمْحُهَا وَخَالِقِ النَّاسَ بِخُلُقٍ حَسَنٍ".
هر جا که باشی از خدا بترس (و تقوا داشته باش) و در پی هر بدی و اشتباه، کاری نیک انجام بده تا آن بدی را از بین ببرد و با مردم خوش رفتار باش.

این وصایای ارزشمند باید مورد توجه همه دعوتگران باشد. میدان دعوت و تبلیغ، میدانی است که برای انسان‌های مریض لغزشگاه‌ها و پرتگاه‌هایی عمیق دارد که رهایی از آن نیاز به تقوا دارد.

خداوند به ما توفیق دهد تا بتوانیم از جمله متقین باشیم و در جمع بندگان خداوند درآییم و در بهشت‌های جاودان خداوند وارد گردیم. آمین

سعدالدین صدیقی ــ لارستان

منبع :  http://www.islahweb.org/

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

زندگی نامه حضرت آیت الله علامه حسن حسن زاده آملی

به نام خدا

سلام

زندگی نامه :

شيخ عارف، کامل مکمّل، واصل به مقام منيع قرب فريضه، حضرت راقی به قله های معارف الهی، و نائل به قلّه بلند و رفيع اجتهاد در علوم عقليه و نقليه، صاحب علم و عمل، و طود عظيم تحقيق و تفکير، حِبر فاخر و بحر زاخر و عَلَم علم، عارف مکاشف ربانّی، فقيه صمدانی عالم به رياضيات عاليه از هيئت و حساب و هندسه، عالم به علوم غريبه و متحقق به حقائق الهيه و اسرار سبحانيه، مفسِّر تفسير انفسی قرآن فرقان، استاد اکبر، معلم اخلاق، مراقب ادب مع الله و مکمل نفوس شيّقه الی الکمال، آيه الله العظمی حضرت علامه ذوالفنون جناب حسن بن عبدالله طبری آملی (حفظه الله تعالی) که به «حسن زاده» شهرت دارند، در اواخر سال 1307 هجری شمسی در روستای ايرای آمل در مازندران متولد و در حجر کفالت و تحت مراقبت پدر و مادری الهی، بزرگوار و اهل يقين، تربيت و از پستان پاک مادری عفيفه صديقه طاهره و پاک از ارجاس حين الولادهکه پستان معرفت و اخلاص و صداقت بود، شير نوشيدند و پرورش يافتند. در حالی که شش ساله بودند، به مکتبخانه خدمت يک معلم روحانی شرفياب شدند و پيش او خواندن و نوشتن ياد گرفتند و تعدادی از جزوات متداول در مکتبخانه های آن زمان را خواندند، تا اينکه در خردسالی تمام قرآن را به خوبی ياد گرفتند. پس از آن وارد دوره ابتدايي شدند. تاريخ ورود حضرت استاد (حفظه الله تعالی) به مدرسه روحانی (حوزه علميه) مهرماه سال 1323 هجری شمسی مطابق با شوال المکرم سال 1363 هجری قمری بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 2:59 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

عکس از علامه حسن زاده آملی

به نام خدا

سلام

عکس هایی از علامه ذو الفنون حضرت آیت الله حسن حسن زاده آملی

لطفا برای سلامتی و بهبودی حال ایشان ۵ صلوات به نیت ۵ تن آل عبا بفرستید.

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 2:52 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

کد روز شمار محرم


بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

کد روزشمار محرم: می توانید کدهای زیر را در هر جایی از وبلاگ یا سایت خود استفاده کنید ولی پیشنهاد ما به شما این است که روزشمارهایی که عرض کم دارند یعنی کد روزشمار شماره ی 1 و شماره ی 2 و شماره ی 3 را در قسمت های منوی وبلاگ خود استفاده کنید و کد شماره ی چهار را در قسمت پست ها . برای اینکه کد شماره ی 4 بالای پست های شما قرار بگیرد آن را در قسمت ویرایش قالب خود قبل از کد قرار دهید.
 
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

معنای اخلاق و عرفان

به نام خدا

سلام

معنای اخلاق و عرفان

اخلاق جمع خُلق و خُلُق می‌باشد. راغب می‌گوید: خَلق با خُلق در اصل یکی است همچون شَرب و شُرب و صَرم و صُرم. لیکن خَلق به کیفیات و شکل‌ها و صورت‌هایی که به واسطة چشم دیده می شوند و درک می‌گردند اختصاص یافته است و خُلق ویژة نیرو و سرشت‌هایی است که با بصیرت فهمیده می‌شوند. خداوند متعال خطاب به پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ؛[6[ تو بر صفات بزرگی هستی.»[7[

عرفان از ریشة‌ عَرَفَ به معنای شناختن،‌ دانستن، اعتراف کردن، مشهور و نیکی است.[10[ عرفان روش و طریقه‌ای است که می‌توان آن را شایع‌ترین مکتب و مرام میان اقوام و ملل مختلف دانست، طریقه‌ای که در کشف حقایق جهان و پیوند انسان و حقیقت نه بر عقل و استدلال بلکه بر ذوق و اشراق و وصول و اتحاد با حقیقت تکیه دارد و برای نیل به این مراحل دستورات و اعمال ویژه‌ای را به کار می‌گیرد.[11[


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

فیلم نماز آیت الله بهجت

به نام خدا

سلام

فیلم نماز آیت الله بهجت

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

زندگی نامه ی آیت الله محمد تقی بهجت فومنی

به نام خدا

سلام

زندگی نامه ی آیت الله محمد تقی بهجت فومنی

آیت الله بهجت فومنی از مراجع بلند پایه عالم تشیع و عالم معروف و نامدار گیلان است که به سال 1334 هجری قمری در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه در شهر فومن به دنیا آمد . در 16 ماهگی مادرش را از دست داد و زیر نظر پدر تربیت شد.
درباره نام ایشان خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است و آن این که : پدر آیت الله بهجت در سن 17-16 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت : در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت : «با ایشان کاری نداشته باشید زیرا ایشان پدر محمد تقی است.» تا این که با آن حالت خوابش می برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می کند وی از دنیا رفته ،اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو بهبودی می رود و بالاخره کاملاً شفا می یابد .
بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می گذارد، فرزند دومی دختر بوده وقتی فرزند سومین را خدا به او می دهد، اسمش را " محمد حسین" می گذارد، و هنگامی كه خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می كند به یاد آن سخن كه در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد، و وی را « محمد تقی » نام می نهد، ولی وی در كودكی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا اینكه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره «محمدتقی» نام می گذارد، و بدین‏سان نام آیت الله‏ بهجت مشخص می‏گردد.
كربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به كسب و كار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی كه اكنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است. ایشان تحصیلات ابتدائی و قرآن خود را در مكتب خانه فومن فرا گرفت و تحصیلات دینی را در سال 1348 هـ .ق در نزد علما فومن گذراند و در 14 سالگی به عراق سفر كرد . ابتدا وارد كربلا شد و حدود 4 سال در كربلای معلی بخش مهمی از سطوح را فرا گرفت و به تهذیب نفس مشغول شد . در سال 1352 هـ .ق برای ادامه تحصیل به نجف اشرف رفت و بقیه سطوح را نزد مرحوم شیخ مرتضی طالقانی به پایان رساند . پس از پایان سطوح از محضر بزرگان و مراجع بزرگ استفاده كرد ، به طوری كه در عصر حاضر از بین همه مجتهدین و مراجع كسی به اندازه آیت الله بهجت استاد اهل فن ندیده است . ایشان از محضر میرزای نائینی و ضیاء الدین عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی و شیخ مهد حسین غروی اصفهانی معروف به كمپانی و شیخ كاظم شیرازی كه از مشایخ بزرگ فقه و اصول بودند بهره برد لكن تحقیقات عالیه را از استادش شیخ محمد حسین غروی فرا گرفت و در فقه بیشترین بهره را از شیخ محمد كاظم شیرازی برد.در نجف اشرف به محضر آقای قاضی بادكوبه رسید كه بیشترین تأثیر را در شكل گیری اخلاقی او داشت . آنچه آیت الله بهجت را برجسته می سازد جامعیت او در جنبه های علمی ، تقوا و پرهیزكاری ، اجتماعی و سیاسی و رابطه خاص وی با خداوند است .آیت الله بهجت حتی با این سنّ و سال برنامه روزمره خویش را به این صورت آغاز می كنند: هر روز با نهایت ادب به محضر مقدس حضرت معصومه علیها السلام شرفیاب می گردند. و با احترام و خضوع و خشوع در مقابل ضریح مطهر می ایستد و بعد زیارت عاشورای حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را قرائت می كنند.
مؤلف كتاب انوار الملكوت از قول آیت الله شیخ عباس قوچانی، وصّی مرحوم میرزا علی آقای قاضی نقل می كند كه: « آیت الله العظمی بهجت بسیار به مسجد سهله
می رفتند و شبها تا صبح به تنهایی در آن جا بیتوته می كردند. یك شب بسیار تاریك كه چراغی هم در مسجد روشن نبود، در میانه شب احتیاج به تجدید وضو پیدا كرده و برای تطهیر و وضو به ناچار می بایست از مسجد بیرون رفته و در محلّ وضو خانه كه بیرون مسجد در سمت شرقی آن واقع است وضو بسازند، ناگهان مختصر خوفی در اثر عبور این مسافت و در ظلمت محض و تنهایی در ایشان پیدا می شود، به مجرد این خوف ناگهان نوری همچون چراغ در پیشاپیش ایشان پدیدار میشود، ایشان با آن نور خارج می شوند و تطهیر نموده و وضو می گیرند و سپس به جای خود بر می گردند و در همه این احوال، آن نور در برابر ایشان حركت می كرده تا اینكه به محل خود می رسند آن نور ناپدید می شود.
شهرت گریزی، هوی ستیزی و فروتنی از دیگر ابعاد برجسته شخصیت معنوی ایشان است؛ با اینكه فقیهی شناخته شده و مجتهدی صاحب نام و از برجستگان حوزه علمیه قم می باشند، نه تنها تا كسانی كه از ایشان مسن تر بودند و یا جلوتر بودند، بلكه تا هم دوره ایهای ایشان در قید حیات بودند هیچگاه اجازه انتشار توضیح المسائل خود را نمی دادند، تا اینكه با در خواستهای مكرر عالمان راضی شدند فتاوایشان به چاپ برسد، با این حال اكنون نیز به هیچ وجه اجازه نمی دهند رساله شان را از وجوهات شرعیه چاپ كنند.و نیز در مجالسی كه از طرف ایشان برگزار می شده است، ایشان به خطبای مجالس توصیه می فرمودند كه: حتی از ذكر نام ایشان در مجلس خود داری كنند. و این، خود دلیل اوج هوی ستیزی و هوس پرهیزی این مرجع بزرگ است.

این مرجع عالی قدر در ساعت ۱۵:۳۰ روز یکشنبه  ۲۷ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۸ مصادف با ۲۲ جمادی الاول دیده از جهان فرو بست.

منبع : http://fa.rashtcouncil.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

وفات آیت اله العظمی بهجت

به نام خدا

انا لله و انا الیه الراجعون

وفات مرجع عالیقدر عارف بالله سالک الی الله عبد مخلص حضرت آیت الله العظمی محمد تقی بهجت را به ساحت مقدس مهدی فاطمه( عجل الله تعالی فی فرجه الشریف) تسلیت عرض نموده و برای مسلمانان جهان از خداوند متعال طلب عفو و رحمت دارم. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 7:3 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

عکس آیت الله جوادی آملی

به نام خدا

سلام

یک سری عکس از آیت الله جوادی آملی :

برای سلامتی ایشان صلوات بفرستید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط saleh  | 

اسناد مربوط به خطبه غدیر

بسم الله الرحمن الرحيم

حديث غدير ، برترين دليل شيعه بر ولايت امير مؤمنان عليه السلام است كه با سند‌هاي صحيح و به صورت متواتر از طريق شيعه و سني نقل شده است .به گونه ای که عده زیادی در طول قرون متمادی آن را نقل نموده اند:
راویان حدیث غدیر در قرون متمادی
110 صحابه ( مانند زید بن ارقم، ابوسعید خدری، براء بن عازب و ...)
84 تابعی
در قرن دوم 56 عالم سنی               در قرن سوم 96 عالم سنی

در قرن چهارم 43 عالم سنی            در قرن پنجم 24 عالم سنی
در قرن ششم 20 عالم سنی            در قرن هفتم 21 عالم سنی
در قرن هشتم 18 عالم سنی            در قرن نهم 16 عالم سنی
در قرن دهم 14 عالم سنی               در قرن یازدهم 12عالم سنی
در قرن دوازدهم 13 عالم سنی           در قرن سیزدهم 12 عالم سنی
در قرن چهاردهم 19 عالم سنی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 0:25 قبل از ظهر  توسط saleh  | 

ادامه خطبه غدیر

به نام خدا

سلام

ادامه خطبه غدیر

منبع : http://www.missagh.org/ghadir/khotbeh_ghadir.htm

موارد داخل پرانتز تفاوت نسخ می باشد.

بخش هشتم: حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

آگاه باشيد! همانا آخرين امام، قائم مهدي از ماست. هان! او بر تمامي اديان چيره خواهد بود.

هشدار! كه اوست انتقام گيرنده از ستمكاران.

هشدار! كه اوست فاتح دژها و منهدم كننده ي آنها.

هشدار! كه اوست چيره بر تمامي قبايل مشركان و راهنمي آنان.

هشدار! كه او خونخواه تمام اوليي خداست.

 آگاه باشيد! اوست ياور دين خدا.

هشدار! كه از دريايي ژرف پيمانه هايي افزون گيرد.

هشدار! كه او به هر ارزشمندي به اندازه ي ارزش او، و به هر نادان و بي ارزشي به اندازه ي ناداني اش نيكي كند.

هشدار! كه او نيكو و برگزيده ي خداوند است.

هشدار! كه او وارث دانش ها و حاكم بر ادراك هاست.

هان! بدانيد كه او از سوي پروردگارش سخن مي گويد و آيات و نشانه هي او را برپا كند. بدانيد همانا اوست باليده و استوار.

بيدار باشيد! هموست كه [اختيار امور جهانيان و آيين آنان ] به او واگذار شده است.

آگاه باشيد! كه تمامي گذشتگان ظهور او را پيشگويي كرده اند.

آگاه باشيد! كه اوست حجّت پايدار و پس از او حجّتي نخواهد بود.(2) درستي و راستي و نور و روشنايي تنها نزد اوست.

هان! كسي بر او پيروز نخواهد شد و ستيزنده ي او ياري نخواهد گشت.

آگاه باشيد كه او ولي خدا در زمين، داور او در ميان مردم و امانتدار امور آشكار و نهان است.


2) اين تعبير به عنوان حجّت و امامت است و نظرى به رجعت ديگر امامان ندارد زيرا آنان حجّت هاى پيشين اند كه دوباره رجعت خواهند نمود.

أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِي.

أَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَي الدِّينِ.

أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمينَ.

أَلا إِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها.

أَلا إِنَّهُ غالِبُ كُلِّ قَبيلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ وَهاديها.

أَلاإِنَّهُ الْمُدْرِكُ بِكُلِّ ثارٍ لاَِوْلِياءِالله.

أَلا إِنَّهُ النّاصِرُ لِدينِ الله.

أَلا إِنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَميقٍ.

أَلا إِنَّهُ يَسِمُ كُلَّ ذي فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ كُلَّ ذي جَهْلٍ بِجَهْلِهِ.

أَلا إِنَّهُ خِيَرَةُالله وَ مُخْتارُهُ.

أَلا إِنَّهُ وارِثُ كُلِّ عِلْمٍ وَالُْمحيطُ بِكُلِّ فَهْمٍ.

أَلا إِنَّهُ الُْمخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْمُشَيِّدُ لاَِمْرِ آياتِهِ.

أَلا إِنَّهُ الرَّشيدُ السَّديدُ.

أَلا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَيْهِ.

أَلا إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرونِ بَيْنَ يَدَيْهِ.

أَلا إِنَّهُ الْباقي حُجَّةً وَلاحُجَّةَ بَعْدَهُ وَلا حَقَّ إِلاّ مَعَهُ وَلانُورَ إِلاّعِنْدَهُ.

أَلا إِنَّهُ لاغالِبَ لَهُ وَلامَنْصورَ عَلَيْهِ.

أَلاوَإِنَّهُ وَلِي الله في أَرْضِهِ، وَحَكَمُهُ في خَلْقِهِ، وَأَمينُهُ في سِرِّهِ وَ علانِيَتِهِ.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 0:17 قبل از ظهر  توسط saleh  | 

ادامه خطبه غدیر

به نام خدا 

سلام

ادامه خطبه غدیر

منبع : http://www.missagh.org/ghadir/khotbeh_ghadir.htm

موارد داخل پرانتز تفاوت نسخ می باشد.

 بخش چهارم: بلند كردن اميرالمومنين(عليه السلام) بدست رسول خدا(صلی الله علیه و آله)

هان مردمان! اين علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و هموست جانشين من در ميان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسير كتاب خدا كه مردمان را به سوي او بخواند و به آن چه موجب خشنودي اوست عمل كند و با دشمنانش ستيز نمايد. او پشتيبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشين رسول الله و فرمانروای ايمانيان و پيشوای هدايتگر از سوی خدا و كسی كه به فرمان خدا با پيمان شكنان، رويگردانان از راستی و درستی و به دررفتگان از دين پيكار كند. خداوند فرمايد: «فرمان من دگرگون نخواهدشد.»

پروردگارا! اكنون به فرمان تو چنين مي گويم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتيبانان او را پشتيبانی كن. يارانش را ياری نما. خودداری كنندگان از ياری اش را به خود رها كن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور.

مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِي أخي وَ وَصيي وَ واعي عِلْمي، وَ خَليفَتي في اُمَّتي عَلي مَنْ آمَنَ بي وَعَلي تَفْسيرِ كِتابِ الله عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعي إِلَيْهِ وَالْعامِلُ بِمايَرْضاهُ وَالُْمحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالي عَلي طاعَتِهِ وَالنّاهي عَنْ مَعْصِيَتِهِ. إِنَّهُ خَليفَةُ رَسُولِ الله وَ أَميرُالْمُؤْمِنينَ وَالْإمامُ الْهادي مِنَ الله، وَ قاتِلُ النّاكِثينَ وَالْقاسِطينَ وَالْمارِقينَ بِأَمْرِالله. يَقُولُ الله: (مايُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَي).

بِأَمْرِكَ يارَبِّ أَقولُ: اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ (وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ) وَالْعَنْ مَنْ أَنْكَرَهُ وَاغْضِبْ عَلي مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ.

معبودا! تو خود در هنگام برپاداشتن او و بيان ولايتش نازل فرمودي كه: «امروز آيين شما را به كمال، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان دين شما پسنديدم.» «و آن كه به جز اسلام ديني را بجويد، از او پذيرفته نبوده، در جهان ديگر در شمار زيانكاران خواهد بود.» خداوندا، تو را گواه مي گيرم كه پيام تو را به مردمان رساندم.

اللهمَّ إِنَّكَ أَنْزَلْتَ الْآيَةَ في عَلِي وَلِيِّكَ عِنْدَتَبْيينِ ذالِكَ وَنَصْبِكَ إِيّاهُ لِهذَا الْيَوْمِ: (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً)، (وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَالْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ). اللهمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي قَدْ بَلَّغْتُ.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط saleh  | 

خطبه غدیر

به نام خدا

سلام

منبع : http://www.missagh.org/ghadir/khotbeh_ghadir.htm

متن خطبه غدیر

موارد داخل پرانتز تفاوت نسخ می باشد.

بخش اول: حمد و ثنای الهی

ستايش خداي را سزاست كه در يگانگي اش بلند مرتبه و در تنهايي اش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گيرد و جابه جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامي آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.

همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگي او را پاياني نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامي امور به سوي اوست.

اوست آفريننده آسمان ها و گستراننده زمين ها و حكمران آن ها. دور و منزه از خصايص آفريده هاست و در منزه بودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزوني بخش آفريده ها و نعمت ده ايجاد شده هاست.

به يك نيم نگاه ديده ها را ببيند و ديده ها هرگز او را نبينند.

 اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي عَلا في تَوَحُّدِهِ وَ دَنا في تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ في سُلْطانِهِ وَعَظُمَ في اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلْماً وَ هُوَ في مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ،

حَميداً لَمْ يَزَلْ، مَحْموداً لايَزالُ (وَ مَجيداً لايَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعيداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَيْهِ يَعُودُ).

بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِي الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضينَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ أَنْشَأَهُ.

يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَالْعُيُونُ لاتَراهُ.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 0:8 قبل از ظهر  توسط saleh  | 

چهار کلمه آموزنده از لقمان(ع)

به نام خدا
سلام
چهار کلمه آموزنده از لقمان(ع)
پسرم ! من چهار صد پیفمبر را خدمت نموده و از سخنان آنان چهار کلمه آموختم:
1. وقتی در نماز هستی قلبت را نگه دار و متوجه خدا باش.
2. سر سفره ای قرار گرفتی، گلویت را حفظ و مواظب حلال و حرام و دیگران باش.
3. اگر در خانه ی کسی بودی مواظب دیده ات باش، به چیزی که بر تو روا نیست چشم مدوز.
4. در میان مردم زبانت را حفظ کن مبادا غیبت و سخنانی که بر تو روا نیست بازگو نمایی.
یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

سه چیز سبب کمال انسان

به نام خدا

سلام

امیرمومنان علیه السلام فرمود: مسلمان با سه چیز کامل می شود :

1. به مسائل دینی نظیر حرام و حلال ، حق و باطل آگاهی داشته باشد.

2. در زندگی مواظب خرج و دخل و اهل قناعت باشد .

3. در مصیبت ها و رویداد های سخت صابر باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت 4:55 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

حجاب و فلسفه سیاست

حجاب و فلسفه سیاست

این روزها خبرهای بسیار از برخورد با زنان و دخترانی که از نظر پلیس ایران دارای پوشش نامناسب اسلامی هستند منتشر می شود. بحث از مسائل شرعی و قانونی این اقدامات در روزنامه ها و وبلاگها به وفور بچشم می خورد. برخی مبارزه با حجاب را با دین اسلام در تضاد می بینند و بعضی این طرح را دارای مشکلات قانونی و حقوقی می دانند. من در اینجا سعی خواهم کرد «مسئله حجاب» را از دیدگاه فلسفه سیاسی مورد بحث قرار دهم.

Women , woman, girls , girl , hijab , hejab , veil , women in iran , jilbab , jilabib , islamic girls , women, arab woman , arab girl ,  ، چادر ملی دانشجویی، زنان نقاب ، پوشیه ، مقنعه ، مانتو ، روبنده ، جلباب ، جلابیب ، چارقد ، روسری ، لباس زنان ، لباس دختر، لباس دختران ،, زن مسلمان ، دختر مسلمان ، مسلمه ، مسلمات ، النساء، بنات ، بنت ، محرم  دختران ، دختران با حجاب ، با حجاب ، محجبه ، دختر ایرونی ، دختر ایرانی ، زن ، حجاب

بنظر در این مورد اتفاق نظر وجود دارد که کشور ایران دارای یک جامعه مذهبی-سنتی است و نوعی اتفاق نظر در مورد مسئله حجاب در «حس عام» [common sense] مردم ایران موجود است. تقریبا اکثریت غریب به اتفاق مردم معتقد هستند که درجه خاصی از پوشش به سبک اسلامی برای تمامی افراد لازم است. در واقع حذف کامل حجاب اسلامی و برخورد کاملا غربی با پوشش از نظر اکثریت مردم قابل قبول نیست و می توان گفت که پدیده بی حجابی تنها مختص به قشر محدود و خاصی از جمعیت ایران است. به وضوح می توان دید که سبک پوشش در محله های شمالی شهر تهران با محله های جنوبی بسیار متفاوت است. در عین حال با خارج شدن از تهران می توان گفت که مسئله بی حجابی اهمیت خود را کاملا از دست می دهد و محدود به قشر بسیار محدودی از افراد می شود. برای مثال در شهرهایی مثل اصفهان و مشهد پدیده بی حجابی تنها مختص به محله های خاصی از شهر است که حجم بسیار محدودی از شهروندان را به خود اختصاص می دهند. در واقع اکثریت جمعیت ایران با معیارهای حجاب رسمی تخالف چندانی ندارند. اما چرا مسئله ای که بنابر دلایل بالا بسیار محدود است اینگونه در رسانه های داخلی خارجی و وبلاگها گسترش پیدا کرده است ؟

بگذارید مسئله را با یک مقایسه روشن کنیم. مطمئنا تعداد افرادی که بدلیل جرایم ساده مثل جرایم رانندگی یا جرایم سطح پایین مانند دزدی و یا مصرف اندک مواد مخدر در ایران مورد پیگرد قانونی قرار می گیرند بسیار بیشتر از کسانی است که بدلیل نقص در حجاب اسلامی مجازات یا دستگیر می شوند. در عین حال سابقه نداشته است که که اعتراضاتی با این حجم علیه مبارزه با جرایم رانندگی و یا دزدی و یا مصرف مواد مخدر در رسانه های خارجی و یا وبلاگها و روزنامه ها مطرح شده باشد. اما به وضوح هر دو گروه از این جرایم [جرایم مرتبط با حجاب اسلامی و جرایم ساده مثل جرایم رانندگی یا جرایم سطح پایین مانند دزدی و یا مصرف اندک مواد مخدر ] به یک میزان در نزد «حس عام» اکثریت مردم ایران غیرقابل قبول محسوب می شوند. مسئله اینجاست که رسانه های خارجی، رسانه های منتقد دولت در داخل ایران و اکثر صاحبان و استفاده کنندگان از رسانه های گروهی مانند وبلاگ و اینترنت از مخالفین مبارزه با پدیده بی حجابی بشمار می روند. رسانه های خارجی مثل بی.بی.سی که در ایران فعالیت دارند و یا آنهایی که مانند صدای آمریکا و رادیو فردا در خارج به تحولات ایران می پردازند همگی ریشه در فرهنگ لیبرال غربی دارند که مخالف دخالت دولت در حوزه خصوصی افراد و سبک پوشش آنها است. در عین حال رسانه های منتقد دولت اکثرا علی رغم داشتن ریشه های اسلامی با روشهای خشونت آمیز دولت در برخورد با این پدیده مخالف هستند و نه نفس خود مبارزه. تاکید جناحهای اصلاح طلب و مخالف دولت بر مبارزه فرهنگی با پدیده بی حجابی اگرچه با روش پلیسی و قضایی دولت متفاوت است اما در بنیاد بدنبال همان چیزی است که دولت قصد تحقق آنرا دارد. قشر وبلاگ نویسان هم اکثرا تحصیلکردگان و جوانانی هستند که به اقتضای سن و موقعیت اجتماعی بیش از همه به گرایشهای لیبرال مدرن متمایل هستند تا به سنتهای حاکم و شایع در جامعه ایران. بنابراین بی سبب نیست که ماجرای مبارزه با بی حجابی تا این حد در رسانه ها گسترش یافته است.

همانطور که گفته شد با توجه با سازگاری «حس عام» اکثریت مردم ایران با استاندارهای رسمی حجاب، مبارزه با بد حجابی خطر مستقیمی برای ثبات جمهوری اسلامی ایران ایجاد نمی کند و حتی در صورت تداوم آن ممکن نیست به نارضایتی عمومی منجر شود. اما مسئله ثبات سیاسی یک مسئله مقطعی نیست و در طی زمان تداوم دارد. ثبات سیاسی بیش از همه وابسته به تحقق ایده آلهای مندرج در «حس عام» مردم یک جامعه سیاسی است. برای مثال اگر در حس عام مردم یک جامعه ایدئال جامعه ای کمونیستی وجود داشته باشد و در طی زمان طولانی این ایده آل تحقق پیدا نکنند و امیدی نیز برای تحقق آنها متصور نباشد، مسئله تغییر رژیم سیاسی و بی ثباتی آن در صدر مسائل قرار می گیرد. حال باید دید آرمان مندرج در «حس عام» مردم ایران چیست. بنظر می رسد که مردم ایران بصورت کلی، در هر طبقه و گروه اجتماعی، کم و بیش با ایدهئال جامعه ای از نظر اقتصادی پیشرفته و ثروتمند به سبک غربی همراه با رژیم سیاسی دموکراتیک که ناشی از انتخاب و رای آنها باشد موافق هستند. اقتصاد پیشرفته غربی و دموکراسی سیاسی ایده آل «حس عام» مردم ایران را تشکیل می دهند. اکثریت مردم ایران خواهان دولتی پاسخ گو و دموکراتیک هستند که نماینده اراده و رای آنها باشد. در واقع نیاز به یک دولت پاسخگو و دموکراتیک بخشی از «حس عام» [Common sense] مردم ایران را تشکیل می دهد. در عین حال نیاز به جامعه ای کاملا لیبرال و حامی آزادی های فردی و انتخابهای خصوصی افراد آرمان بخش محدودی از شهروندان را تشکیل می دهد. اکثریت مردم ایران تمایلی به داشتن جامعه ای کاملا آزاد و لیبرال به سبک غربی از خود نشان نمی دهند. جامعه ای که نسبت به مسئله هم جنس گرایی، آزادی در رابطه جنسی، قانونی بودن خود فروشی، آزادی مطبوعات پورنوگرافیک، آزادی کاملا زنان و دختران، استقلال فرزندان و سبک پوشش کاملا از روشهای متساهل غربی تبعیت کند ایده و آرمان بخش بسیار اندک و محدودی از جامعه ایرانی است.

اما با اینهمه واقعیت اینجاست که داشتن جامعه ای پیشرفته و مترقی به معنای اقتصادی و غربی آن با «حس عام» اکثریت مردم ایران که مبتنی بر ایده هایی سنتی و مذهبی مانند محدودیت پوشش و حفظ ارزشهای اخلاقی و سنتی است سازگار نمی باشد، زیرا رشد اقتصادی که در کشورهای غربی مشاهده می شود ارتباط وثیقی با مبادلات فراوان با دنیای خارج مانند توریسم و مبادلات فرهنگی،بالا رفتن جمعیت نخبگان علمی، صنعتی و مالی دارد که عموما از معیارهای مدرن غربی تبعیت می کنند. سعی در تحمیل یک نگرش خاص نسبت به فرهنگ و آزادی های فردی بر تمامی افراد اجتماع اگرچه مبتنی بر حس عام و اراده اکثریت مردم ایران باشد منجر به فرار صاحبان سرمایه، نبخگان و قشر متوسط رو به بالا که دارای تمایلات غربی است از ایران شده، مبادلات اقتصادی و فرهنگی را که ارتباط فراوانی با توریسم، شرکتهای چند ملیتی و واردات و صادرات کالاهای لوکس غربی که نیاز به فرهنگ خاص و متنوعی دارند را دچار اختلال می کند و در نتیجه امکان تحقق جامعه ای توسعه یافته و پیشرفته به سبک غربی را ناممکن می سازد.

آنچه امروز وظیفه فلسفه سیاست در ایران بشمار می رود نشان دادن تناقض میان اصول «حس عام» اکثریت مردم ایران که مبتنی بر دموکراسی و آزادیهای محدود فردی در چهارچوب هنجارهای سنتی است و آرمانهای توسعه و رشد اقتصادی به سبک غربی که آنهم بخشی از «حس عام» مردم ایران می باشد است. در واقع در درون «حس عام» مردم ایران نوعی عدم توازن میان اصول پذیرفته شده سازمان اجتماع [دموکراسی و آزادیهای محدود به هنجارهای سنتی] و آرمانها [اقتصاد توسعه یافته و مترقی به سبک غربی] وجود دارد. فلسفه سیاست باید نشان دهد که میان این دو تضادی موجود است که حل آن نیازمند تغییر یکی از دو مولفه های مورد اشاره است. یا باید آرمان اقتصادی توسعه یافته و مترقی به سبک غربی را به کنارگذارد، یا به شیوه ای در اصول «حس عام» مردم ایران بازبینی صورت داد که تضاد میان اصول و آرمان رفع شود. می توان نوعی اقتصاد ابتدایی را پذیرفت و یا اینکه با ارائه تعبیری جدید از متون مذهبی و سنتی جامعه ایران را به سمت تساهل نسبت به آزادیهای فردی متمایل ساخت.

منبع : دختران باحجاب http://hijabs.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 9:50 قبل از ظهر  توسط saleh  | 

اگر زديدن يوسف بريده شد انگشت* جمال يوسف زهرا هزاريوسف کشت.

به نام خدا

سلام
اگر زديدن يوسف بريده شد انگشت* جمال يوسف زهرا هزاريوسف کشت.
 
-------------------------------------------
 
بايد فراموشت کنم/ چنديست تمرين مي کنم /من مي تونم ،ميشه،آروم تلقين مي کنم /کم کم زيادم مي رود،اين روزگارو،رسم اوست،اين جمله راباتلخيش صدبارتضمين مي کنم
 
-------------------------------------------
 
دوري زبرم اي گل ريحان چه نويسم.من مور ضعيفم به سليمان چه نويسم.ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد.بااين دل پردردبه ياران چه نويسم.
 
-------------------------------------------
 
فرستنده : علي عباسي مجذوب از تربت حيدريه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

یک اتهام قدیمی؛ گفتگو با نماينده جنبش حماس در تهران

به نام خدا

سلام

یک اتهام قدیمی؛ گفتگو با نماينده جنبش حماس در تهران
خاورميانه- زهرا ابراهیمی
همه گروه‌هاي فلسطيني رابطه نزديكي با ايران داشته و داراي دفاتري در تهران هستند.

براي ديدار با دكتر ابواسامه عبدالمعطي، نماينده حماس در تهران به دفتر اين جنبش در خيابان آفريقا رفتيم، تا در باره علت تحولات اخير و اتهاماتي كه برخي كشورها به ايران وارد كرده‌اند با ابواسامه به گفت‌وگو بنشينيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط saleh  | 

زنده باد رجب طیب اردوغان

به نام خدا

سلام

متن خبر:

داووس؛ سخنان و تصاوير اعتراض اردوغان عليه پرز
سخنان رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه خطاب به شيمون پرز رئیس رژیم صهیونیستی اجلاس داووس را تحت الشعاع قرار داده است
زنده باد اسلام
یا علی

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 18 بهمن1387ساعت 2:15 قبل از ظهر  توسط saleh  | 

من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم

به نام خدا

سلام

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :

من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم

 CNN برای حمله اسرائیل به فلسطین نظرخواهی کرده است.تاکنون طرفداران اسراییل بیش از طرفداران مظلومان غزه بوده است .

با مراجعه به سایت این خبر گزاری یا از طریق آدرس زیر حمایت خود را از مظلوم اعلام کنید

http://www.israel- vs-palestine. com/gz/

اگر لینک فوق جواب نداد از طریق لینک زیر هم می توانید مراجعه کنید :

http://loolebazkon. co.cc/2.5/ index.php? q=aHR0cDovL3d3dy 5pc3JhZWwtdnMtcG FsZXN0aW5lLmNvbS 9nei8=

و نیز  به اطلاع می‌رساند از آن جائی که متن نامه محکومیت حملات اخیر رژیم صهیونیستی بر علیه مردم بی دفاع غزه توسط تنی چند از اساتید دانشگاه تهران تهیه شده است و عمده امضاها نیز توسط اعضای هیات علمی و دانشجویان دانشگاه تهران انجام گردیده است ، لذا خواهشمند است ضمن امضای نامه مذکور در صورت تمایل لینک زیر را به همراه لینک های بالا برای دوستان خود ارسال نمائید برای دوستان خود نیز ارسال فرمایند.
http://www.petitiononline.com/ab12efgh

برای تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 28 دی1387ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط saleh  | 

جشن های آغاز سال 2009 میلادی در سراسر دنیا !

به نام خدا

سلام

آغاز سال 2009 میلادی در شرایطی آغاز شد كه رژیم صهیونیستی با حمایت امریكا و برخی سران كشورهای غربی و عربی به قتل عام مردم مظلوم فلسطین در غزه ادامه می دهد. با این حال،‌ بنا به سنتی دیرینه، مردم كشورهای مختلف با جشن و نورافشانی به استقبال سال جدید میلادی رفتند. تصاویری از این مراسم را در شهرهای مهم جهان در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 دی1387ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط saleh  |